.

آکاایران: روایتی از استراتژی بهزاد نبوی در استیضاح ها

روایتی از استراتژی بهزاد نبوی در استیضاح ها

آکاایران: روایتی از استراتژی بهزاد نبوی در استیضاح ها

به گزارش آفتاب یزد، دراصل هشتاد و نه (۸۹) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که به نام«اصل استیضاح وزیران و رئیس جمهور» نیز شناخته می شود آمده:«نمایندگان مجلس شورای اسلامی می توانند در مواردی که لازم می دانند هیئت وزیران یا هر یک از وزراء را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ده نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود.

 

هیئت وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شده، به آن پاسخ گوید و از مجلس رای اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هیئت وزیران یا وزیر برای پاسخ، نمایندگان مزبور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند اعلام رای عدم اعتماد خواهد کرد. اگر مجلس رای اعتماد نداد هیئت وزیران یا وزیران یا وزیر مورد استیضاح عزل می شود. در هر دو صورت وزرای مورد استیضاح نمی توانند در هیئت وزیرانی که بلافاصله بعد از آن تشکیل می شود عضویت پیدا کنند.

 

در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رئیس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رئیس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسائل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رئیس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رئیس جمهور رای دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یک صدودهم به اطلاع مقام رهبری می رسد.»

 

استیضاح؛ ساز و کار نظارتی یا ابزاری برای اعمال قدرت؟

در تعریفی ساده می خوانیم:«استیضاح یکی از ساز و کارهای سیاسی مورد استفاده در سیاست داخلی کشورها و به طور مشخص عرصه مناسبات دو قوه مقننه و مجریه است.» 

 

سابقه تاریخی انجام استیضاح اگرچه به قرون وسطی باز می گردد، اما نمونه های عینی مشخص آن را می توان در عملکرد اوایل قرن نوزدهم نظام سیاسی انگلیس مشاهده کرد. در نظام های سیاسی جهان برای جلوگیری از تمرکز قدرت و نیز رعایت جنبه های تخصصی اداره امور جامعه، قدرت حکومت به سه شاخه تقنینی، اجرایی و قضائی تقسیم شده است. البته این سه قوه هم در نظام های سیاسی پارلمانی و هم در نظام های سیاسی ریاستی با یکدیگر در ارتباط بوده و قوانین اساسی کشورها، چگونگی روابط آن ها با هم و نیز سازوکارهای کنترل آن ها به وسیله یکدیگر را در نظر گرفته اند که در عین تفکیک قوا نوعی همکاری یا ارتباط بین قوای سه گانه نیز از طریق تمهیدات حقوقی و سیاسی ایجاد شده تا در عین تمایز قوا کلیت حاکمیت ملی کشور بروز کند.

 

در نظام سیاسی پارلمانی که ارتباط بیشتری بین دو قوه مقننه و مجریه وجود دارد مجلس و پارلمان که نمایندگان آن از سوی مردم انتخاب می شوند حق دارند کلیه اقدامات و عملکردهای قوه مجریه را زیر نظر بگیرند و از راه طرح سوال، استیضاح و ایجاد کمیسیون های تحقیق یا نهادهای نظارتی چون دیوان محاسبات این قوه را کنترل کنند. همچنین قوه مقننه حق دارد با صدور رای عدم اعتماد هیئت وزیران یا یک وزیر را برکنار کند.

 

البته به منظور ایجاد توازن بین دو قوه در نظام پارلمانی، قوه مجریه نیز از طرق مختلف همچون تنظیم و پیشنهاد لوایح قانونی یا حتی انحلال پارلمان، مجلس را کنترل می کند. در نظام سیاسی ریاستی همچون نظام سیاسی آمریکا نیز قانون اساسی ترتیباتی برای استیضاح مقامات ارشد قوه مجریه از جمله رئیس جمهور و معاونش توسط کنگره در نظر گرفته است که در نهایت نیز می تواند به برکناری آن ها از قدرت منجر شود.

 

نگاهی آماری به استیضاح پس از پیروزی انقلاب اسلامی

مجلس دوم(۷خرداد۱۳۶۳لغایت۶خرداد۱۳۶۷) هیچ وزیری را استیضاح نکرد! عباس آخوندی رکورددار استیضاح است، او سه بار بین سال های ۹۴ تا ۹۶ استیضاح شده است. مجالس اول، چهارم، ششم و دهم (تا این لحظه) هیچ وزیری را عزل نکردند. از بین هفت وزیر عزل شده در جلسه استیضاح، مجالس هشتم و نهم با چهار رای عدم اعتماد بیشترین جداسازی وزرا از کابینه را به خود اختصاص داده اند و مجالس سوم، پنجم و هفتم هرکدام یک وزیر بیشتر برکنار نکردند.

 

از منظر دولت ها؛ سه وزیر کابینه میرحسین موسوی استیضاح شدند که تمامی آن ها توانستند مجدداً رای اعتماد مجلس را به خود اختصاص دهند. نخستین استیضاح در تاریخ مجالس پس از انقلاب، ۱۳ آبان ۶۱ برگزار شد که طی آن محمدشهاب سیدجلالی گنابادی وزیر مسکن و شهرسازی وقت با محوریت: «شکایت از خانه سازی در شهر زلزله زده طبس و حومه» مجبور شد توضیحاتی ارائه دهد که در نهایت تصمیم مجلس بر آن قرار گرفت که وی همچنان وزیر باقی بماند. شرح این جلسه در کتابی با نام: «نخستین استیضاح در جمهوری اسلامی ایران» درج شده است.

ماجرای استیضاح ناطق نوری در نوع خود قابل تامل و کم نظیر است.

 

وزیر کشور وقت که با محوریت: « مسئله بورس بازی درباره زمین در تهران» مجبور به پاسخ گویی شده بود در کتاب خاطرات خود می نویسد: «شروع کردم به خواندن اسامی نمایندگانی که توصیه زمین کرده بودند. اسم نماینده مشکین شهر آقای علم الهدی را خواندم. دوم آقای صباح زنگنه را خواندم. نمایندگان دیدند دارم اسامی همه را می خوانم، گفتند نخوانید. جار و جنجال مفصلی در مجلس به راه افتاد، عاقبت آقای هاشمی رفسنجانی گفت اسامی را نخوانید. گفتم خب، ولی اسامی هست خیال نکنند با کسی رودربایستی دارم!» و اما بهزاد نبوی سومین وزیر کابینه میرحسین موسوی بود که پیه استیضاح به تن او مالیده شد!

 

دولت هاشمی چهار وزیر را به جلسه استیضاح فرستاد که ایرج فاضل نتوانست نظر مثبت مجلس را به خود جلب کند. نکته قابل ارائه این که اگرچه میرحسین موسوی در هیچ جلسه استیضاحی شرکت نکرده بود، اما هاشمی از بین چهار جلسه استیضاح، فقط در روزی که حسین محلوجی باید پاسخ گوی سوالات نمایندگان می شد راهی مجلس شورای اسلامی شد.

 

نوبت به سیدمحمدخاتمی که رسید، هفت وزیر راهی جلسه استیضاح شدند؛ از این هفت نفر، عبدالله نوری و احمد خرم دیگر نتوانستند قبای وزارت بر تن دارا باشند و توسط نمایندگان عزل شدند.

 

احمدی نژاد چندین رکورد را به خود اختصاص داده است؛ ۹ وزیر او زیر تیغ تیز استیضاح قرار گرفتند(بیشتر از تمامی روسای جمهور قبل و تا اینجا بعدِ خود، دو جلسه استیضاح، پیش از برگزاری لغو شد. در پنج جلسه استیضاح شخصاً حضور یافت کرد. سه وزیر او به دلیل رای عدم اعتماد مجلس از کار برکنار شدند. بیشترین آراء موافق با استیضاح به دو وزیر احمدی نژاد یعنی شیخ الاسلامی و کردان تعلق گرفت که در فقره شیخ الاسلامی، همگرایی نمایندگان در عدم تمدید وزارت، شخص احمدی نژاد موثر بود.

 

در یکشنبه ای که بعدها غلامعلی حدادعادل آن را یکشنبه سیاه نامید، همان یکشنبه ای که احمدی نژاد فیلمی در مجلس منتشر کرد! عملاً هیچ شانسی برای شیخ الاسلامی باقی نماند که در ردای وزارت باقی بماند. کردان نیز به دلیل آنچه اصرار به یک ماجرای مورد اعتراض مجلس نام گرفت (تقلب در مدرک دانشگاهی) بالاترین رای عدم اعتماد در جلسات استیضاح را به خود اختصاص داد.

استیضاح وزرای دولت روحانی با رضا فرجی دانا آغاز شد.

 

وزیر علوم دولت یازدهم تنها ده ماه وزیر بود و در جلسه ای که برخی معتقد هستند بسیار شبیه جلسه استیضاح عبدالله نوری بود! از آنجایی که از همان ابتدا نیز با وزارتخانه ای شدن وی مخالف بودند عزل شد. تحلیلگران سیاسی عمدتا اصلاح طلب معتقدند استیضاح عبدالله نوری و رضا فرجی دانا از سیاسی ترین استیضاح های انجام شده در ادوار مجلس و دولت ها به شمار می آید، هرچند به اعتقاد اکثر فعالان سیاسی ـ اجتماعی، همواره رگه هایی از سیاست بازی در استیضاح ها نقش دارد.

 

فانی، آخوندی و ربیعی سه وزیری بودند که مجبور به حضور در جلسه استیضاح شدند و اما عباس آخوندی در یک اتفاق بسیار نادر سه بار(مهر ۹۴، اسفند ۹۵ و اسفند۹۶)استیضاح شد و نادرتر آن که هر سه بار توانست نظر نمایندگان را به باقی ماندن در پست وزارت جلب کند و اما اگر جلسه استیضاح علی ربیعی برگزار شود او نیز طی هفت ماه، تنها وزیری است که دوبار استیضاح خواهد شد.

 

پس از این مقدمه نسبتاً طولانی! آنچه در پی می آید اظهار نظرات دکتر احمد شیرزاد نماینده مجلس ششم است که لابه لای این گفت و گو، به نکات ارزنده ای از استیضاح های انجام شده دست پیدا خواهیم کرد:

 

استیضاح بی ثمر یا کارآمد؟!

دکتر احمد شیرزاد معتقد است؛ استیضاح در هرصورت کاردکردهایی داشته و همچنان نیز دارد. وقتی می پرسیم آنچه قانون از استیضاح انتظار داشته، جامه عمل پوشیده یا خیر؟! با اطمینانی خاص می گوید:«بله» و ادامه می دهد:«استیضاح توانسته به آن چه قانونگذار از آن انتظار داشته عمل کند اگرچه ممکن است نگاه آماری نشان بدهد یک استیضاحی اثر خوب داشته یا بالعکس اثر خوبی نداشته است اما در مجموع، همچنان استیضاح راهکاری مترقی و روزآمد است.

 

مثلا استیضاح کردان در مجلس هشتم یک مورد مثبت بود و مجلس وقت به خوبی به وظیفه اش عمل کرد و به دلیل عدم صداقت و تقلب در دکترای مرحوم کردان وزیر کشور وقت، وی را عزل کرد و نیز ممکن است استیضاح هایی وجود داشته باشد که سبقه جناحی داشته و در اصطلاح غیرفنی بوده است اما در کنار چنین استیضاح هایی، مواردی هم بوده که به خوبی انجام شده و در این باره می توان مجلس را ستود.

اگر دقت کرده باشید من مثال را از مجلسی انتخاب کردم که شخصاً نگاه مثبتی بدان نداشتم اما همانگونه که گفتم، اصل استیضاح مترقی است و کارکرد مثبت دارد.

 

جز این اگر باشد، مبنا این گونه خواهد بود هر کس که در کابینه رای گرفت تا آخر بماند و این می تواند بسیار آسیب زا باشد. برخی شاید این فکر را از گذشته تا حال می کرده اند که استیضاح فی نفسه کارکردی ندارد؛ اما ادوار مجلس نشان داده در هر صورت، مقابل دولت ها نقش خود را ایفا می کند و وزیر اختیاردار مطلق نیست. قبل از انقلاب اما نماینده مجلس جرئت اظهارنظر نداشت، اما در حال حاضر شجاعت نمایندگان در برابر وزیر مثبت است.

 

مجلس ششم و استیضاح!

مجلس ششم یک ویژگی خاص داشت و آن حضور یلی بود به نام بهزاد نبوی. دولت آقای خاتمی از این منظر بسیار مدیون آقای نبوی است. جالب است برایتان بگویم که نبوی در مورد استیضاح نظر خاصی داشت. او می گفت در هنگام رای اعتماد هرکس نمی خواهد رای بدهد، ندهد اما در جلسه استیضاح وزیر را ساقط کردن جالب توجه نیست! او عزل وزیر را معادل کشتن وزیر می دانست و می گفت با هر عزلی عملاً مجلس یک وزارتخانه را از کار انداخته و تا مدت ها امور به درستی انجام نمی شود.

 

تقاضاهای رسیده برای استیضاح را به دقت بررسی می کرد و این گونه نبود که حقوق نمایندگان نادیده انگاشته شود اما در کمیسیون ها یا ستادهایی که به همین منظور تشکیل می شد به دقت همه موارد بررسی می شد به گونه ای که حتی در دفاع به وزیر کمک هم می شد!»

 

شیرزاد به این اعتراض ما که گفتیم این رویه ناقض حقوق نمایندگان است واکنش نشان داده می گوید: «شاید این گونه به نظر برسد اما وقتی بدانیم برخی نمایندگان تنها به دلیل عملیاتی نشدن خواست های منطقه ای خود وزیری را به مسلخ استیضاح می کشاندند یا در مواردی که استیضاح از حالت نظارتی خارج می شد و تبدیل به سلاح برای تهدید و امتیازگیری می شد قطعاً باید حق را به نبوی داد.

 

نفس استیضاح این بود که اشتباهات یک وزیر، وزارتخانه و کم کاری ها و اعتراضات بررسی شود که به دقت بررسی می شد، اما طی چهارساله مجلس ششم اگرچه چهاروزیر استیضاح شدند، اما هیچ وزیری برکنار نشد. شیرزاد در مجموع کارکرد استیضاح طی چهار دهه گذشته از انقلاب را مثبت، مترقی و تاثیرگذار می داند هرچند از برخی استیضاح ها نظیر عبدالله نوری و رضا فرجی دانا به شدت مکدر است.

 

حضور یا عدم روسای جمهور؛ مثبت یا مخرب؟!

این که میرحسین موسوی، خاتمی، روحانی و هاشمی در جلسات استیضاح شرکت نمی کنند و نکردند به نظر من بسیار خوب است. احترام به نظر مجلس است، احترام به نماینده و وزیر است. محک خوردن جدی مجلس و وزرا اتفاق می افتد. این که می بینید احمدی نژاد در اکثر جلسات استیضاح شرکت می کرد خیلی ربطی به مسئولانه بودن رفتار وی نداشت او اساساً استیضاح را برنمی تافت و می گفت مجلس وقتی به یک وزیر رای اعتماد داد دیگر نباید موجبات عزل وی را فراهم آورد. او انتظار داشت مجلس تابع نظر رئیس قوه مجریه باشد و شاید یکی از دلایل حضور چندین باره او، همین ذهنیت بود واگرنه دلیل ندارد در جلسه ای که یک طرف آن وزیر است و طرف دیگر آن نمایندگان مجلس، رئیس جمهور بخواهد با حضورش از نمایندگان به هر ترتیب ممکن که شده رای اعتماد بگیرد.»

 

شیرزاد می گوید: «ممکن است برابر این نظر، نظری دیگر هم وجود داشته باشد که مثلا بخواهد این اصل را جا بیندازد که رئیس جمهور به عنوان رئیس کابینه و مسئول مستقیم وزرا، وظیفه دارد از وزرای استیضاح شده دفاع کرده، با آن ها همراهی کند و موجبات ابقای آن ها را فراهم آورد، اما یک مسئله را نباید از نظر دور داشت که مجلس اگر تصمیم گرفته باشد وزیری را عزل کند، با یا بی حضور رئیس جمهور این کار را خواهد کرد. در این موضع دو اتفاق می افتد یا حواشی نظیر جلسه استیضاح شیخ الاسلامی باعث همگرایی همه طیف های سیاسی مجلس می شود و وزیر کوچک ترین شانسی نخواهد داشت یا در هر صورت وزیر با به اصطلاح ریش گرو گذاشتن رئیس جمهور ادامه می دهد! این وزیر از نظر مجلس دیگر آن وزیر قبلی نیست حتی اگر به او اعتماد کرده باشد!»

 

فراوانی استیضاح بین وزارتخانه ها اتفاقی معنادار؟

به شیرزاد می گوییم، فارغ از تغییرات وزارتخانه ها و تغییر در شاکله و نام آن ها در مجموع؛ ۸ وزیر راه و شهرسازی(اعم از مسکن و شهرسازی قدیم، راه و ترابری و راه و شهرسازی فعلی)، ۴ وزیر آموزش و پرورش، ۳ وزیر کشور، سه وزیر صنایع و ۲ وزیر بهداشت استیضاح شده اند. این مسئله اتفاقی است یا معنا و پیام خاصی در پی دارد؟ شیرزاد می گوید: «اساساً برخی وزارتخانه ها را نمی توان شامل قانون استیضاح کرد از جمله اطلاعات، نفت، امور خارجه، دفاع و حتی وزارتخانه هایی چون نیرو، جهاد و غیره اما وزارتخانه هایی نظیر راه و شهرسازی به دلیل گستردگی وظایف، دستگاه های ذی ربط و درگیری های متعدد با حوزه های انتخابیه نمایندگان عملا به اصطلاح، استیضاح خور آن ها ملس تر است.»

 

این اواخر وزارتخانه هایی چون ورزش و جوانان، کار و حتی فرهنگ و ارشاد بیشتر در تیررس استیضاح قرار می گیرند. مضافاً این که همچنان جایگاه وزارتخانه ای چون راه و شهرسازی برای کشاندن وزیر به مسلخ استیضاح، دست نخورده باقی خواهد ماند. وزارت کار از وقتی شستا را در اختیار دارد بیشتر مورد توجه نمایندگان قرار گرفته و دیگر شرکت های تابعه. زمزمه هایی وجود دارد که نمایندگانی که برای امتیازگیری از این وزارتخانه دست خالی برمی گردند خیلی راحت زیر برگه استیضاح را امضا می کنند و شاید به همین دلیل است که در مدت زمان  هفت ماهه دوبار ربیعی لباس رزم برای حضور در جلسه استیضاح پوشیده است.

 

در کنار این موارد اما برخی وزارتخانه ها عملا استیضاح وزرای آن ها بازخوردهای مثبت رسانه ای نیز نمی تواند داشته باشد که این گونه مسائل در مجموع روی فراوانی استیضاح ها تاثیرگذار خواهد بود!»

 

آخوندی؛ وزیر جادویی حسن روحانی!

شیرزاد می گوید: «بیشتر از آن که سه بار استیضاح شدن آخوندی برای من تعجب آور باشد رای اعتماد گرفتن در هر سه مورد برای من جالب تر است! گویی آخوندی از یک راز و رمز و قدرت جادویی برخوردار است.»

 

وزارت علوم، وزارتخانه ای برای تسویه حساب های سیاسی!

این نماینده مجلس ششم وقتی به استیضاح وزیر علوم دولت روحانی می رسد دست بر نکات مهمی می گذارد، او می گوید: «برخی از وزارتخانه ها در اجتماع اثرگذار هستند، مانند وزارت علوم و وزارت کار که جمعیت بالایی را مدیریت می کنند؛ اما می بینیم وزیر علوم یک بار استیضاح شد و سیاسی بود و ابدا ایرادگیری ها کاری نبود!»

 

شیرزاد می گوید: «فشارها بر وزارت علوم بیشتر از بیرون مجلس هدایت می شود. در فقره استیضاح فرجی دانا هرگز بحث بر سر کارایی و عدم کارایی نبود، بلکه از ابتدا هم طیف اصولگرای مجلس راضی به وزیر شدن فرجی دانا نبود، اما اصرار حسن روحانی باعث شد تا او رای بگیرد اما وزارتش یک ساله هم نشد.» 

 

می گوییم اگر این چنین باشد که وزرای انتخاب شده برای وزارت علوم عمدتاً از بین چهره های نسبتاً خنثی انتخاب خواهند شد! او در پاسخ می گوید: «خواهی نخواهی چنین اتفاقی رخ داده است. نگاهی به وزرای علوم در دولت روحانی به ما می فهماند نتیجه وزیر نشدن میلی منفردها، فرجی داناها و دیگرانی از این دست کار را به وزیر شدن فرهادی و غلامی می کشاند. این ها هرگز قابل مقایسه با وزرای اصلی مورد توجه حسن روحانی نبوده اند، اما فشارهای بیرونی و درونی نهایتا کار را به همین نقطه می کشاند.»

 

می گوییم پس چگونه است که در مجموع کارکردهای استیضاح را مثبت ارزیابی می کنید. شیرزاد می گوید: «این که ادعا کنیم هیچ استیضاحی سیاسی نیست، ادعای از بن و پایه اشتباه است! اما وقتی همه استیضاح ها را بررسی کنیم طبیعی است به دو مورد یعنی نوری و فرجی دانا هم بر بخوریم که جناح حاکم در مجلس به نوعی دست به یک تسویه حساب نرم علیه رئیس جمهور و جناح رقیب زد.»

 

البته این را هم می پذیرد که چنین برخوردهایی عملا روسای جمهور را در تنگنای محافظه کاری قرار می دهد تا وزرایی انتخاب کند که حساسیت های کمتری روی آن ها باشد و عملا با اصل شایسته سالاری فاصله خواهیم داشت. شیرزاد می گوید: «در نظارت استصوابی شورای نگهبان هم عملا این اتفاق برای نمایندگان مجلس نیز رخ می دهد؛

 

کم حاشیه ترین ها، محافظه کارترها و خلاصه کسانی که قرار نیست درسرآفرین باشند راهی مجلس می شوند و ریشه استیضاح های بعضاً سیاسی از همین جا شکل می گیرد.»

 

سیاسی ترین استیضاح!

شیرزاد معتقد است: استیضاح عبدالله نوری و رضا فرجی دانا سیاسی ترین استیضاح انجام گرفته پس از انقلاب بوده است. 

 

استیضاح سیاسی، خدشه به روح و معنویت قانون؟!

این که بگوییم یک استیضاح عملا سیاسی بوده نه فنی و کاری با روح قانون منافاتی ندارد! در هر صورت قانونگذار این اختیار را به نمایندگان مجلس داده است، اما چنین استیضاح هایی عملا اعتبار یک جناح سیاسی را زیر سوال خواهد برد. افکار عمومی این سوال همیشه در ذهنش باقی خواهد ماند و هیچ گاه رفتار سیاست زده نمایندگان خود در مجلس را فراموش نخواهد کرد، اما در هر صورت این حق نمایندگان است اما حقی که گاه درست از آن بهره برداری نمی شود.

 

وظیفه قانون نیت خوانی نیست، وظیفه قانون پیش بینی هم نیست. یک سری نیازسنجی ها باعث می شود تا قانونی مصوب شود حال وقتی آن قانون مستمسکی قرار داده می شود برای امتیازگیری و فشار یک جناح بر جناح دیگر دیگر به روح و معنویت قانون ربطی پیدا نمی کند.

 

استیضاح یا گروه کشی سیاسی؟!

طی پنج سال گذشته در برخی محافل این بحث مطرح می شود که استیضاح وسیله ای برای فشار بر وزیر، وسیله یا برای امتیازگیری و به کرسی نشاندن خواست های فردی و منطقه ای! این در معنای

گرو کشی سیاسی نیست؟

شیرزاد وزارت کار را مثال می زند و شستا را، او می گوید: «شستا یعنی پول، یعنی پست، یعنی قدرت و ثروت پس طبیعی است که چنین وزارتخانه ای بیشتر تحت فشار باشد! دو مسئله نباید فراموش شود یکی آن که گاه خود وزرا باعث به وجود آمدن چنین تصوراتی می شوند و گاه امکانات یک وزارتخانه باعث می شود، البته فشار مردم حوزه های انتخابیه را هم نباید نادیده گرفت. شغل، راه، امکانات، محرومیت زدایی ها و در کنار آن ها اعمال قدرت و نظر ها دست به دست هم می دهد تا یک وزارتخانه زیر فشار نمایندگان قرار بگیرد.

 

افکار عمومی روی این گونه مسائل حساس است و عملاً وقتی مسئله استیضاح علی ربیعی یا آخوندی مطرح می شود به چنین مسائلی نیز فکر می کند و اما این که هر استیضاحی بوی امتیاز گیری بدهد چندان منصفانه نیست.

 

 

البته در جلسه رای اعتماد وزرای دولت دوازدهم یادمان نرفته که حبیب الله بیطرف محکم رو در روی برخی زیاده خواهی ها و امتیازگیری ها ایستاد و اگرچه به قیمت وزیر نشدنش تمام شد، اما کوتاه نیامد. وزیر می تواند از حیثیت کاری و وزارتخانه ای خود دفاع کند حالا استیضاح هم شد شد! مهم آن است که او به وظایف قانونی خود عمل کرده باشد اگرچه با تعامل مخالف نیستم اما نظرم این است که تعامل نباید به مرزهای امتیازگیری و امتیاز دادن نزدیک شود.»

 

تلافی های سیاسی و جناحی!

می پرسیم اگر این چنین باشد که یک جناح خواست های خود را با چنین فشارهایی همراه کند پس فردای نیامده ممکن است این اتفاق برعکس تکرار شود. شیرزاد می گوید: «در این موضوع باید بپذیریم که مجلس رویه اش بر مدار قانون بوده است حتی اگر در برخی موارد اشتباهاتی نیز مرتکب شده باشد. این گونه نیست که با امتیاز دهی بتوان استیضاح را از مجلس برد یا وزیر بتواند خود را تثبیت کند.

 

در دولت مشعشع احمدی نژاد هم دیدیم که اگرچه مجلس تقریبا هم فکر رئیس دولت های نهم و دهم بود اما چند وزیر او را انداخت. پس می بینیم در مجموع مجلس از اعتبار خود خوب دفاع کرده است. در مواردی هم که معمولا پای اصولگراها در میان بوده برخی از وزرا بی دلیل از ادامه خدمت باز مانده اند! تلخی هایی برجای گذاشته در انتخابات خود را نشان داده یعنی مردم پای صندوق ها به آن رفتار سیاست زده مجلس نشینان واکنش نشان داده اند.

 

در این جا باید به مسئله ی اخلاق سیاسی هم توجه داشت که اگر قدم از مرزهای اخلاق سیاسی بیرون گذارده نشود چنین رخدادهایی قابل کنترل خواهد بود.»

 

استیضاحی که نه به هنگام است

دکتر احمد شیرزاد، استیضاح علی ربیعی و سوال از رئیس جمهور را نا بهنگام تلقی می کند. او می گوید: «وقتی تمام نظام تحت فشار است، هدایت بخش های مهمی از این فشار به سمت دولت درست نیست. در اتفاقات و معضلات به وجود آمده تنها و تنها دولت مقصر نیست که با سوال از حسن روحانی و استیضاح ربیعی همه چیز به حالت اول بازگردد. در این جا این احساس به افکار عمومی داده می شود که بخش هایی از مجلس در تلاش هستند تا خود را تطهیر کنند یعنی با انداختن گناه روی دوش رئیس جمهور و وزرا خود را تطهیر کنند اما غافل هستند از تصمیم گیری نهایی افکار عمومی!

 

مردم خواهان بهبود اوضاع هستند اما این بهبود را در سوال از حسن روحانی یا استیضاح وزرا دنبال نمی کنند. آن ها می خواهند اقتصاد نظم بگیرد. ریشه فسادها خشکانده شود و سوء مدیریت ها تمام شود اما بخش هایی از مجلس در این تلاش است تا رئیس جمهور و ربیعی را به عنوان قربانی به پیشگاه ملت تقدیم کند اتفاقی که بعید است رخ دهد.

شاید برخی از نمایندگان به دنبال این هستند که بگویند وضعیت اقتصادی بد است و ملت تحت فشارند ولی ما تقصیری نداریم و می خواهند مجلس را به نوعی تطهیر کنند به نظرم نه.

 

مجلس و قوه قضائیه و نه هیچ نهادی نمی تواند خود را تطهیر کند اشتباه یا درست همه در آن سهیم هستند و این اشتباه است دولت را مقصر بدانیم و دیگران را تطهیر کنیم؛ اینکه مجلس دنبال این باشد یکی مانند علی ربیعی را فلک کند اوضاع آرام می شود. اگر دنبال چنین چیزی باشند مسیر خطاست و جواب نمی دهد!»

 

 

دولت در عدم ترمیم کابینه کوتاهی کرد؟!

شیرزاد می گوید: «یک کار دیگری به نظر من می شد انجام داد و خیلی هم مفید بود اگر خود دولت دست به ترمیم کابینه می زد و البته نه با یک نفر چون با یک نفر اتفاقی نمی افتد، بلکه می توانست با ترمیم کابینه به شکل آبرومندانه ای مدیران نوین را بیاورد و یک احساس امیدی در جامعه ایجاد کند، ولی خب می بینیم به هردلیلی تاکنون این اتفاق نیفتاده است اما مجلس نمی تواند سردمدار یک چنین تحولی شود، آن هم با انداختن یک وزیری که مستقیما با بحران های اقتصادی مربوط نیست.»

 

مجلس می خواهد کار ناتمام دولت را تمام کند؟

شیرزاد معتقد است که برخی نمایندگان می خواهند به جامعه چنین القا کنند که بگویند ما دولت را وادار کرده ایم به مشکلات مردم توجه کند این حرف کاملا نابجا هست و راهش این نیست، اینکه فکر کنیم یک حلقه ضعیف را می گیریم و فلک می کنیم تا اوضاع آرام شود این اصطلاح که یکی را فلک کنیم تا اوضاع آرام شود یک سیاست قجری است و در زمان فعلی جواب نمی دهد.

 

 

افکار عمومی نمی پذیرد!

افکار عمومی این را قبول نمی کند دور از تدبیر و مملکت داری است در تصمیم گیری های اقتصادی اخیر دولت چه درست یا نادرست، مجلسی ها و دولت سهیم بوده اند در جایی ممکن است نماینده ای مطلبی گفته باشد که به اتفاق درست باشد و دیگر نمایندگان آن را دنبال نکرده باشند مثلا رئیس کمیسیون اقتصادی می گوید: راه حل های درستی داشته است به هر حال مجلس اگر می خواست طرحی را ارائه دهد دستش بسته نبود.

 

دو روز قبل حاجی زاده نماینده مجلس با چه شور و هیجانی می گفت: به جای لایحه بی ثمر تفکیک وزارتخانه، لایحه ای برای حل مشکلات بدهید خب تو خودت اگر می دانی چگونه می توان کاری را پیش برد با ۲۰ نفر طرحی بده و در دستور مجلس بگذار کسی جلو تو را نمی گیرد. وقتی شما نمی توانید طرح بدهید دولت چگونه لایحه بدهد این از جمله دلایلی است که معتقدم مجلس نمی تواند خود را تطهیر کند.

 

 

صحنه تصادف را بر هم نزنیم!

می خواهند شوک وارد کنند! نمی خواهم به تعبیر شما بگویم که می خواهند صحنه تصادف را بر هم زنند، اما به نظر می رسد در مجموع اتفاقاتی دارد می افتد که نابجا است، ناصواب است. این حرکت ها عملاً نمی تواند تماشاگر را راضی کند. به نظر من هر دوی تلاش های مجلس یعنی سوال از رئیس جمهور و استیضاح ربیعی غلط است! جواب نمی دهد! مردم را راضی نمی کند شاید برعکس بر التهابات بیفزاید بالاخره دولت آن چنان هم فاقد حامی نیست! کسانی هستند که همچنان می کوشند راه اصلاح امور را باز نگه دارند. سوال و استیضاح عملاً تلاش برای بستن تمامی راه های ممکن و ناممکن است.

 

رضا بردستانی

 

.

منبع : sarpoosh.com

تبلیغات