.

آکاایران: امیرعلی ابوالفتح: افکار عمومی درباره مذاکره با امریکا قانع شود

امیرعلی ابوالفتح: افکار عمومی درباره مذاکره با امریکا قانع شود

آکاایران: امیرعلی ابوالفتح: افکار عمومی درباره مذاکره با امریکا قانع شود

دونالد ترامپ، رییس جمهوری ایالات متحده در نشست خبری مشترک با نخست وزیر ایتالیا در کاخ سفید بحث مذاکره فاقد پیش شرط را با ایران مطرح کرد؛ موضوعی که به شدت مورد توجه محافل بین المللی و رسانه ای قرار گرفت. امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا در گفت وگو با «اعتماد» عنوان کرد که عمده ترین مانع روابط ایران و امریکا بی اعتمادی طرفین است که به آسانی قابل حل نیست، اما امریکایی ها اگر بخواهند در راه مذاکره و توافق قدم بردارند با مسیر آن ناآشنا نیستند. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید.

 

آقای ترامپ در نشست خبری مشترک خود با نخست وزیر ایتالیا بحث مذاکره فاقد پیش شرط با ایران را مطرح کرد. آیا در فضای کنونی روابط میان ایران و امریکا چنین مذاکره ای امکان پذیر است؟

در حقیقت اصولا دونالد ترامپ چنین نیتی را ندارد که بخواهیم راجع به آن صحبت کنیم و تنها یک اظهارنظر صرف است و اصولا امریکایی ها به دنبال مذاکرات فاقد پیش شرط نیستند تا به این سوال پاسخ دهیم، چنین مذاکره ای قابل تحقق است یا خیر. زیرا فرض اولیه آن مخدوش است. یعنی اگر ایالات متحده واقعا به شکل یک صدای واحد به صورت علنی یا طی پیغامی پشت پرده اعلام کند که آماده مذاکرات فاقد پیش شرط است زمینه برای رسیدن به چنین تفاهم و گفت وگوهایی می تواند فراهم شود، ولی از آنجایی که امریکایی ها چنین نیتی را ندارند بنابراین نمی توان چندان به این موضوع توجه کرد.

 

چرا امریکا و ایران نمی توانند مذاکراتی فاقد پیش شرط دارا باشند؟

مذاکرات فاقد پیش شرط در عمل وجود خارجی ندارد. ما در روابط فردی نیز اگر بخواهیم مذاکراتی داشته باشیم یکسری پیش شرط هایی وجود دارد. حتی اگر نخواهیم آنها را به زبان آوریم یکسری از موضوعات و شروطی در مذاکرات مطرح است که اصلا دلیلی برای مذاکره موجود نیست. از همین رو چندان مخالف آن نیستم که امریکایی ها بخواهند پیش شرط دارا باشند یا نداشته باشند. در مذاکراتی که در عمان منجر به برجام شد نیز پیش شرط هایی مطرح شد.

 

از یک طرف ایران اعلام کرد که امریکا حقوق هسته ای ایران را بپذیرد و امریکایی ها نیز به آن تن دادند و در طرف مقابل آنها اعلام کردند که ایران نباید حرکتی به سمت سلاح هسته ای داشته باشد که ایرانی ها نیز به آن تن دادند و باراک اوباما هم پذیرفت که ایران تنها به فکر غنی سازی صرف برای رسیدن به سلاح هسته ای نیست و جمهوری اسلامی نیز در بالاترین سطح اعلام کرد که ساخت سلاح اتمی شرعا حرام است. بنابراین یکسری پیش شرط ها مطرح بود هرچند به صورت رسمی بیان نمی شد ولی تمام آنها تحقق پیدا کرد تا زمینه مذاکره را فراهم کند.

 

چیزی که اکنون در آن ابهام وجود دارد این است که از یک طرف رییس جمهور عنوان می کند که مذاکرات فاقد پیش شرط و وزیر خارجه شروط برای مذاکره تعیین می کند. اگر یک صدا از امریکا خارج شود که مذاکرات فاقد پیش شرط انجام شود امکان تحقق بیشتری دارد و حتی تمام آنها اعلام کنند که این مذاکرات با پیش شرط باشد نیز تکلیف مشخص تری دارد که با چه طیفی و خواسته ای می توان روبه رو شد. اما این سردرگمی کنونی و مواضع ضد و نقیض می تواند منجر به آسیب رساندن به فرآیندی باشد که می تواند در نهایت به یک مذاکره یا توافق منجر شود.

 

شما به تناقض ها اشاره کردید، چند روز پیش معاون وزیرخارجه امریکا عنوان می کند که ما به دنبال یک توافق جامع با ایران نه فقط در موضوع هسته ای هستیم. ترامپ، رییس جمهور امریکا سخن از مذاکرات فاقد پیش شرط می کند و از سویی دیگر پمپئو سه شرط برای مذاکره با ایران اعلام می کند. در این فضای پر تناقض چگونه می توان با امریکا مذاکره کرد؟

من فکر می کنم این بسیار خوش بینانه است که بگوییم در واشنگتن اختلاف نظر وجود دارد و دیدگاه کاخ سفید با وزارت خارجه در تعارض است و به همین دلیل صداهای مختلف شنیده می شود و پس از سخنان رییس جمهور، وزیر خارجه این سخنان را تصحیح می کند یا موضع رسمی و به شکل متفاوتی ارایه می دهد. با توجه به روحیه دونالد ترامپ این فرضیه را نمی توان رد کرد، زیرا بعضا دیده شده که دونالد ترامپ فاقد هیچگونه مشورتی با مشاوران و افراد نزدیک به خود سخنانی را مطرح کرده است و دستگاه های مربوطه مجبور به واکنش شدند تا حدی موضع رییس جمهور را تصحیح کنند. این یک فرضیه خوش بینانه است.

 

اما در طرف مقابل یک فرضیه بد بینانه وجود دارد که امریکایی ها در حال بازی پلیس خوب و بد هستند. قبلا این موضوع بازی در برابر ایران میان اروپا و امریکا جریان داشت. از آنجایی که دیگر اروپایی ها مایل به ایفای این نقش نیستند، به نظر می رسد که امریکایی ها بازی پلیس خوب و بد را به سمت واشنگتن سوق داده اند. دونالد ترامپ نقش پلیس خوب را بازی و اعلام می کند که آماده مذاکره فاقد پیش شرط با ایران است و وزارت خارجه نقش پلیس بد را بازی می کند که طی آن شروط خود برای مذاکره با ایران را بیان می کند که این شروط می تواند ٣گانه یا ١٢ گانه باشد که در کل تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.

 

اما به شخصه معتقدم که به سناریوی دوم قایل هستم نه اینکه یک تعارض جدی در این سطح و به این آشکاری در داخل بدنه دولت وجود داشته باشد که رییس جمهور یک حرف را بیان می کند و وزیرخارجه ٢ساعت پس از آن تفسیر دیگری از آن حرف بیان می کند و دونالد ترامپ نیز چیزی به وزیرخارجه اش نمی گوید. از این جهت می توان چنین اقداماتی را در راستای تاثیرگذاری بررفتار افکار عمومی دانست. در ساعت های اولیه پس از اعلام این مواضع افکار عمومی به این سمت سوق پیدا کرد که چرا ایران مذاکرات را نمی پذیرد. در صورتی که باید افکار عمومی هر دو صدای ترامپ و پمپئو را بشنود. این بازی با افکار عمومی است که اینگونه خود را نشان می دهد.

 

موضوعی که وجود دارد نفس مذاکره با دولت ترامپ است. آیا می توان با دولت دونالد ترامپ که حتی اطمینان کافی موجود نیست که مذاکراتی محرمانه یا تضمین کننده صورت گیرد، مذاکراتی موفقیت آمیز باشد؟

مذاکرات میان ایران و امریکا همواره در طول سال های مختلف وجود داشته است اما شیوه آن متفاوت بوده است. حتی زمانی که در یک اتاق و پشت میز مذاکره نیز نبودند با ابزارهای متعدد و نوین مذاکره وجود داشته است. من معتقدم جمهوری اسلامی با اصل مذاکره موافق نیست، اما الزامات رسیدن به یک وضعیتی که امکان مذاکره به شکل نشستن پشت یک میز باید فراهم شود و این اتفاق رخ دهد. این موضوع ربطی به سیستم امریکا نیز ندارد. در روابط شخصی حتی اگر دو نفر بخواهند باهم مذاکره کنند اول باید به یکدیگر احترام بگذارد و در گام بعدی یکدیگر را تحقیر و تهدید نکنند که این احساس به وجود آید یک طرف با زور و تهدید پشت میز مذاکره قرار گرفته است.

 

زیرا این شیوه نتیجه نمی دهد و اگر هم نتیجه بخش باشد بلافاصله این دستاورد می تواند، از بین برود و نهایتا باید میان طرفین حداقل اعتماد وجود داشته باشد. یعنی حداقل دو طرف بدانند اگر بناست قول و قراری بین طرفین ردو بدل شود، هرطرف به وعده های خود عمل کند. اکنون این سه مشکل عمده سر راه جمهوری اسلامی برای مذاکره وجود دارد. دولت آقای ترامپ محترمانه صحبت نمی کند، در سخنرانی اخیر وزیرخارجه امریکا بالاترین رکن نظام سیاسی جمهوری اسلامی مورد خطاب قرار می گیرد و این در حالی است که مقام های پیشین سعی می کردند در این زمینه احتیاط کنند.

 

نکته دیگر اینکه ترامپ این سخنان را تنها چند روزمانده به آغاز دور اول بازگشت تحریم های ایران مطرح می کند و این در حالی است که ٣ ماه برای این کار فرصت داشت. پس این اقدام زیر سایه تهدید صورت می گیرد و در آخر نیز به شخص ترامپ نمی توان اطمینان کرد. این مشکل تنها ایران نیست بلکه سایر کشورها نیز با این چالش روبه رو هستند. اکنون حتی فرض بگیریم که ایران شروط ١٢ گانه آقای پمپئو را نیز عملیاتی کند چه تضمینی وجود دارد که رییس جمهور بعدی امریکا نیز همین رویکرد را ادامه دهد. از این جهت می توان این ٣ شرط که اصل اولیه هر مذاکره ای است تا حدودی برطرف شود و طرفین نیز بتوانند به یک درک مشترک دست پیدا کنند، می توانند مذاکراتی با یکدیگر دارا باشند.

 

هرچند که شاید به مانند مذاکرات برجام فشرده نباشد اما می تواند به شکل ها و روش های مدرن رخ دهد. اما اصلی ترین مشکل اینکه چه اعتباری وجود دارد ایران بخواهد وارد مذاکره شود؟ این شرایط را در خصوص با چین مشاهده کردیم. در صورتی که نمایندگان امریکا و چین توافق کردند تا تعرفه ها افزایش پیدا نکند تنها یک هفته پس از آن ترامپ اعلام کرد که تعرفه ها را اعمال خواهد کرد. امریکایی ها باید دست به اقدامات اعتماد ساز بزنند.

 

دوره ای بود که امریکایی ها از ایران می خواستند تا اعتماد سازی کند. اکنون شرایط تغییر کرده و حالا امریکایی ها باید به لحاظ رفتاری و سیاسی اعتماد سازی کنند و این سیاست های متناقض تغییر کند. در مورد دیگر رییس جمهور امریکا با روسیه مذاکره می کند و همزمان کنگره تحریم های جدید علیه ایران وضع می کند. چه تضمینی وجود دارد که ایران با دولت امریکا به توافق برسد و کنگره مانع تراشی انجام ندهد یا در دولت بعدی شرایط تغییر کند؟ اکنون در چنین شرایطی افرادی که مخالف مذاکره هستند را دشوارتر می توان برای مذاکره قانع کرد.

 

زمانی که دونالد ترامپ بحث مذاکره فاقد پیش شرط را مطرح می کند، در افکار عمومی این توقع به وجود می آید که چرا ایران مذاکره نمی کند؟ در صورتی که با توجه به شرایطی که شما گفتید شرایط برای رسیدن به مذاکره بسیار سخت است. ایران چگونه می تواند افکار عمومی را در این زمینه قانع کند و از فشار های امریکا نیز رهایی پیدا کند؟

این یک بحث چند وجهی است. بحث مذاکره پدیده ای ناپسند نیست، بلکه باید صورت گیرد. اما افکار عمومی باید قانع شود و به آنها توضیح داده شود. ما اکنون وارد یک فضای دو قطبی در کشور شده ایم. یک گروهی تمامی مشکلات کشور را بر اثر تحریم می دانند و یک وحشت عمومی ایجاد شده است که به هرپالس از سمت مقابل واکنش فوری نشان می دهد و تاکید می کنند که باید مذاکره کنیم. گروهی دیگر بر این باورند که به هیچ عنوان نباید مذاکره شود و نگران هستند که هرگونه نرمش می تواند تبعات سنگینی داشته باشد. به نحوی می توان این را هوشمندی طرف مقابل دانست که فضای داخلی کشور را به این سمت سوق داده است.

 

اکنون باید آگاهی بخشی صورت گیرد مشخص شود به اندازه ای که تبلیغ می شود امریکا آماده مذاکره و صلح طلب است آنگونه نیست. من معتقد هستم که در شرایط کنونی اینکه جمهوری اسلامی بخواهد فاقد هیچ ما به ازایی راحت پای میز مذاکره بنشیند و به خواسته های امریکا تن دهد دشوار است، مگر اینکه جمهوری اسلامی بخواهد یک تحول بنیادی درونی در داخل خود ایجاد کند که نمی توان آن را پیش بینی کرد. اما تا زمانی که به لحاظ ماهیتی دگرگونی صورت نگیرد رسیدن به یک تفاهم سخت است. ضمن اینکه باید از فرصت ها استفاده کرد و این مباحث را از سطح عمومی و خیابانی خارج کرد و به پشت درهای بسته برد و باید به مذاکرات منطقی فرصت داد.

 

به طور مثال پیغام هایی که احتمال دارد از طریق عمان میان ایران و امریکا ردو بدل شود، در گذشته همه در فضای محرمانه و فاقد هیجانات رسانه ای و افکار عمومی صورت گرفت که در نهایت طرفین زمانی که دیدند مذاکرات به نقطه ای رسیده است که به اصل ماجرا آسیبی نمی رساند آن را رسانه ای کردند. اینکه رییس جمهور امریکا پشت تریبون جمله ای می گوید و رییس جمهوری ایران نیز به آن پاسخ می دهد و در توییتر نیز پیام هایی در فضای عمومی ردو بدل می شود به این فضا کمک نمی کند که بخش عمده ای از آن را دولت کنونی دامن می زند. زمانی که فضا به نحوی آرام می شود و مدافعان مذاکرات با امریکا قصد دارند برای این کار نفس بگیرند تا منتقدین را قانع کنند، وزیر خارجه یا دیگر مقامات امریکایی سخنانی را عنوان می کنند که فضا تغییر می کنند که فرصت را از جریان مدافع تفاهم را عامدا می گیرند تا ایران را در شرایط دشوار قرار دهند. در حال حاضر حسن نیتی موجود نیست.

 

زیرا اگر امریکایی ها حسن نیت داشتند به خوبی مذاکره کردن را می دانند. در مذاکرات کره شمالی نیز همین شرایط به نحوی حاکم بود و مذاکرات در فضایی آرام و فاقد هیاهو صورت گرفت. اما در شرایط کنونی جنگ لفظی مقامات امریکایی و ایرانی فضایی برای گفت وگوی با شرط یا بی شرط باقی نمی ماند. دونالد ترامپ تنها می خواهد نمایش تبلیغاتی در دیدار با رییس جمهور ایران داشته باشد به مانند آن چیزی که در سنگاپور و هلسینکی شاهد آن بودیم.

 

این در حالی است که هیات حاکمه در تعارض آشکار با این دو کشور است اما ترامپ قصد دارد از این دیدارها بهره برداری تبلیغاتی و رسانه ای را ببرد. اما اگر امریکایی ها قصد دارا باشند به یک توافق برسند آنقدر بی تجربه نیستند که ندانند برای رسیدن به یک نقطه قابل قبول چه کارهایی را انجام دهند یا ندهند.

 

میثم سلیمانی

 

etemaad​.‎​ir
.

منبع : sarpoosh.com

تبلیغات