.

آکاایران: آمار سازی افراطی در فوتبال

پوزیتیویسم ضد برگسونی

پوزیتیویسم ضد برگسونی

آکاایران: پوزیتیویسم ضد برگسونی

به گزارش اعتماد، ما بین یک مشت عدد گیر کرده ایم. اعدادی متقن که جای هیچ گونه کشف و شهودی را باز نمی گذارد. همه چیز قابل اندازه گیری شده. حتی مسائل کیفی را هم دیگر می توان با اعداد مشخص کرد. تا چند سال قبل وقتی می گفتیم یک نفر مشهور است، ملاک مان این بود که وقتی آن شخص توی خیابان حرکت می کند چند نفر او را می شناسند. چند نفر می خواهند از او امضا بگیرند و چند نفر می خواهند عکسی به یادگار با آن چهره بیندازند.

 

دلتنگی، غمگین شدن، ابراز علاقه. همه را به شکلی آورده ایم توی چارچوب های قابل شمارش. مثلا اگر دوستی در تلگرام به ما بگوید فلان اتفاق بد برایش رخ داده، بسته به میزان بد بودن آن رخداد از انواع مختلف اموجی و تعداد متفاوت استفاده می کنیم. هرچه تعداد اموجی های غمگینی که برای او ارسال می کنیم بیشتر باشد، یعنی ما بیشتر با تو همدردی می کنیم. وقتی به کسی ابراز علاقه می کنیم تعداد قلب ها نشان دهنده میزان آن است. ما تبدیل شدیم به کنتورهایی که در حال شمردن همه چیز هستیم.

 

فوتبال و در کل ورزش هم خیلی به اعداد متکی شده است. آنالیزورهایی حرفه ای هستند که تلاش می کنند تمام خروجی یک مسابقه ورزشی را به اعداد تبدیل کنند برای درک بهتر. کسانی که رسانه های قدرتمندی هم در اختیار دارند و ما هم طبیعتا تحت تاثیر آنها قرار داریم.

 

امروزه وقتی در مورد یک بازیکن صحبت می شود بلافاصله حرف از آمارش به میان می آید. چند تا پاس داده، چند تا شوت به سمت دروازه داشته، چقدر دویده، چند تا گل و چند تا پاس گل داده. در مورد رونالدو حرف می زنیم. بلافاصله تا ریزترین آمار فوتبالی اش را مقابل ما می گذارند. حتی اینکه گل هایش را با چه نقاطی از بدنش به ثمر رسانده و چندتا! گل هایش به تفکیک باشگاه ها را می توانیم ببینیم. به تفکیک دروازه بان ها. به تفکیک دقایق بازی. یا وقتی در مورد یک تیم یا یک بازی حرف می زنیم باز به اعداد می رسیم.

 

می گوییم فلان تیم خوب بازی کرد. می پرسند چند درصد مالکیت توپ داشته؟ چند تا پاس صحیح و چقدر دوندگی داشته؟ نه اینکه اینها قبلا نبودند، اما شاید در گذشته این همه روی این آمار مانور داده نمی شد و اینقدر همه چیز عددی نشده بود.

 

این یک متن در رثای گذشته ها نیست. نمی خواهم بگویم یادش بخیر زمانی که فلان و بهمان. اما واقعا اگر از لحاظ همین اعداد نگاه کنیم، احتمالا خیلی از بازیکنان بزرگ دنیا را دیگر نباید آنچنان هم بزرگ بدانیم در مقایسه با بازیکنان فعلی. به خاطر همین شاید بد نباشد که کمی از اعداد فاصله بگیریم. مثلا اگر بخواهیم از لحاظ آمار و ارقام بسنجیم تیم ما در جام جهانی واقعا خوب نبوده، اما چرا مردم این تیم را دوست داشتند و بعد از حذفش خیلی از کارشناسان تیم را شایسته تمجید دانستند؟ کارشناسان خارجی. آن زمان که هنوز آمار دقیق بازی ها و جدول رده بندی بر اساس این آمار منتشر نشده بود؟ چون آنها روح حاکم بر بازی را دیدند.

 

روح حاکم بر بازی آن چیزی است که اعداد نمی توانند بیانش کنند. اعداد چیز بدی نیستند. اعداد خیلی به پیشرفت سیستماتیک فوتبال کمک کرده اند. اما نمی توانند همه رازها را برملا کنند. همان طور که نمی توانند میزان خوب بودن یک شعر را مشخص کنند. چرا که هیچ کس نمی تواند ادعا کند شعر پرمخاطب تر شعر بهتری است. شعری که بیشتر لایک می خورد اثر موفق تری است. همان طور که نمی توان گفت آدمِ با مخاطب بیشتر، حرف درست تری می زند.

 

شاید در این زمینه بتوانیم تا حدی با آنری برگسون هم عقیده شویم که می گفت: باید در بحبوحه نگرش های پوزیتیویستی مدرن، نقش و حجیت دریافت های متافیزیکی را احیا کرد. باید با برگزیدن روش معرفتی شهود، به جای روش های سراسر آزمایشگاهی، محوریتی قاطع به این دریافت ها داد. البته محوریتی قاطع به شهود دادن هم شاید باعث شود همه چیز شکلی غیرقابل فهم به خود بگیرد.

 

علی ولی اللهی

 

.

منبع : sarpoosh.com

تبلیغات