اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

زمانی که عزرائیل خندید و گریه کرد

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد زمانی که عزرائیل خندید و گریه کرد ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت سرگرمی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

زمانی که عزرائیل خندید و گریه کرد
,داستان درباره حضرت عزرائیل,داستان های مذهبی,زمانی که عزرائیل خندید و گریه کرد,[categoriy]

آکاایران: زمانی که عزرائیل خندید و گریه کرد

آکاایران:  

از عزرائیل پرسیدند:
 زمانی که جان آدمها را میگرفتی تا بحال گریه کردی؟
عزرائیل جواب داد:
یک بارخندیدم،
یک بار گریه کردم
 و یک بار ترسیدم.
“خنده ام” زمانی بود که به من فرمان داده شد جان مَردی را بگیرم، او را در کنار کفاشی یافتم که به کفاش میگفت: کفشم را طوری بدوز که یک سال دوام بیاورد! به حالش خندیدم و جانش را گرفتم..
“گریه ام” زمانی بود که به من دستور داده شد جان زنی را بگیرم، او را در بیابانی گرم و بی آب و علف یافتم که در حال زایمان بود.. منتظر ماندم تا نوزادش به دنیا آمد سپس جانش را گرفتم… دلم به حال آن نوزاد بی سرپناه در آن بیابان سوخت و گریه کردم…
“ترسم”زمانی بود که خداوند به من امر کرد جان مرد عالم را بگیرم نوری از اتاقش می آمد هرچه نزدیکتر میشدم نور بیشتر می شد و زمانی که جانش را می گرفتم از درخشش چهره اش وحشت زده شدم… دراین هنگام خداوند فرمود:
میدانی آن عالم نورانی کیست؟
او همان نوزادی ست که جان مادرش را در بیابان گرفتی.
من مسئولیت حمایتش را عهده دار بودم هرگز گمان مکن که با وجود من، موجودی در جهان بی سرپناه خواهد بود…

به گزارش آکاایران: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ…

منبع :

زمانی که عزرائیل خندید و گریه کرد گردآوری توسط بخش داستانک،داستان کوتاه جالب سایت آکاایران
219,000
120,000
75,000

پدال بین به همراه برس 5 لیتری

75,00075,000
تبلیغات