«دروغی مصلحت‌آمیز بِه که راستی فتنه‌انگیز»

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد «دروغی مصلحت‌آمیز بِه که راستی فتنه‌انگیز» ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت سرگرمی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

جوان و تاریخ: ملک روی ازین سخن در هم آمد و گفت : آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این در خبثی و خردمندان گفته اند.

پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد . بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید .

وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سر شمشیر تیز

ملک پرسید چه می گوید . یکی از وزرای نیک محضر گفت ای خداوند

همی گوید : والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس

ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت .وزیردیگر که ضد او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز براستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت

ملک روی ازین سخن در هم آمد و گفت : آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این در خبثی و خردمندان گفته اند :

دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز

هر که شاه آن کند که او گوید
حیف باشد که جز نکو گوید

بر طاق ایوان فریدون نبشته بود :

جهان ای برادر نماند بکس
دل اندر جهان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت
که بسیار کس چون تو پرورد و کشت

چو آهنگ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چه بر روی خاک
«دروغی مصلحت‌آمیز بِه که راستی فتنه‌انگیز» گردآوری توسط بخش داستانک،داستان کوتاه جالب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات