loading...

ما صد نفر بودیم تنها | آنها دو نفر بودند همراه

این مثل را وقتی می آورند که بی نظمی بر یک گروه حاکم باشد .
آورده اند که ...
در زمان قاجاریه یک فوج سرباز مأمور شدند که برای سرکوب یک عده اشرار از مرکز به طرفی عزیمت کنند . در عرض راه همین که لشگر به گردنه ای رسید ، دو نفر دزد مسلح از ترس جان خود به آنها حمله و شلیک کردند .
سربازها بر اثر ظلم و فساد حاکم بر مملکت انگیزه و شجاعتی برای تفنگها در خود نداشته و از شدت ترس و وحشت تفنگها را بر زمین ریختند و دستها را بالا بردند و تسلیم شدند .
دزدان چون بر جسارت خود را فزودند و از پشت سنگر فرود آمدند ، تمامی نقدینه و اشیاء سبک و سنگین قیمت آنها را گرفتند و از پی کار خود رفتند . وقتی خبر این واقعه به سلطان رسید سربازان را احضار کرد و از آنها با خشم و غضب پرسید : چگونه دو نفر توانستند شما یکصد نفر سرباز مسلح را لخت کنند ؟ اندام تمامی سربازان به لرزه افتاد و سخت دستخوش وحشت و دهشت گردید . در جواب دادن در ماندند ولی یکنفر که جرأت بیشتری داشت ، قدم پیش نهاد و به عرض رساند ، قربان ما صد نفر بودیم تنها ، آنها دو نفر بودند همراه .

گردآوری توسط بخش ضرب المثل- معنی ضرب المثل سایت آکاایران
تبلیغات