شهادت امام حسن

تاریخ شهادت امامان به شمسی

آکاایران: ای برادر چرا اين چنيني؟

پیش چشمم تـو نقش زميني؟

از چـه رو بين حجره نشستی

بر مـن و طشت و خون دیده بستی

همچو مادر تـو قامت شکستی

واویلا واویلا حسن غریب فاطمه

شهادت امام حسن

فرهنگ جامع شهادت معصومین

ديدۀ قاسمت بي‌قرار اسـت

قلب پاک حسين غصه دار اسـت

غم بـه چشمان بی تابت آمد

ماتم كربلا يادت آمد

تا ابالفضل بـه ديدارت آمد

حسن غریب فاطمه

شهادت امام حسن

امام حسن مجتبی زندگینامه

 

امام حسن اومدم امشب غريبيت و بخرم

يه طشت خون به جای زینب تـو حجره ات ببرم

دلم اومده با اين كه بده تـو روضۀ كوچه بميره

با چشم ترش خون جگرش برات بقيع رو بگيره

شهادت امام حسن

شهادت امامان توسط همسران

دلم مي‌خواد تـو بقيع ذکر امام حسن بگیرم

اگر کـه قسمت مـن باشه ایوون طلات بمیرم

شرارۀ قبر بی حرمت دلا رو گرفته نشونه

نذار کـه غم ضریحت آقا، تـو سینۀ شیعه بمونه

 

شهادت امام حسن

رحلت رسول اکرم تسلیت باد

گشته انس و ملک سينه چاكش

شد کبود از جفا جسم پاكش

تا ز لعلش چكيده ستاره

زد بـه قلب جهانی شراره

خون و طشت و جگرهای پاره

یا حسن یا حسن یابن زهرا

شهادت امام حسن

نحوه شهادت امامان معصوم

طشت و پاره جگر يادگاري

از همان كوچه و بي‌قراري

خون چکد پای لبهای خسته

پیش چشمان پهلو شکسته

قاسمش در کنارش نشسته

--------------------------------------------------

زينبش مي‌رسد دل هراسان

شد حسين از غمش ديده گريان

او كريم اسـت و با حال زاري

بر عدویش کند بی قراری

مي‌دهد قاتلش را فراري

شهادت امام حسن

عکس نوشته شهادت معصومین

--------------------------------------------------

خون ريزد از كنج لب مـن

زهر جفا شد مرحم تاب و تب مـن

وای تاب و تب مـن

در كوچه‌ها خون كردم اين دل

طشتي بياور در برم ای زينب مـن

وای ای زینب مـن

مـن كه ز دنيا بي وفايي حاصلم شد

آخر شريک زندگاني قاتلم شد

امشب بیاید در بر مـن

مادر مـن

--------------------------------------------------

 

مجتباي فاطمه شد در شراره

ريزد از لعل لبش صدها ستاره

در میان حجرۀ تاریک ماتم

زینبش بر غربتش دارد نظاره

پاره‌هـای ماه گردون

طشت خون را كرده گلگون

سيد المظلوم

--------------------------------------------------

در مدينه دم بـه دم غم حاصلش شد

کوچه و مادر چو زخمی بر دلش شد

بعد عمری خون دل خوردن بـه کوچه

بین خانه همسر او قاتلش شد

پر كشد مرد مدينه

مي‌رود مسموم كينه

--------------------------------------------------

پاي طشت جفا خون بباري

در گلویت جگر پاره داري

روز تارم چو شب شد حسن جان

دل دلم تاب و تب شد حسن جان

زينبت جان بـه لب شد حسن جان

همچو تـو از مدينه دل سيرم

كرده غم‌هـای اين مردم پيرم

چون كه دركوچه ياری ام كردي

آمدم تا سرت دامن گيرم

زجا برخیز کـه مهمانم

مزن ناله پریشانم

بیا مادر حسن جانم

--------------------------------------------------

شهادت امام حسن

تصاویر رحلت رسول اکرم

پاره هـای جگرت بغض تـو را فاش نمود

قاتلت غیر همان کوچۀ تاریک نبود

وسط کوچۀ غم پیش دو چشمان ترت

ضرب سیلیه عدو چید همه ی ی بال‌وپرت

درد ان کوچه و شب بغض شبانگاهت شد

قوت هر روز و شبت اشک غم و آهت شد

--------------------------------------------------

غربت خانۀ تـو از همه ی ی دنیا سر بود

چشم عالم زغریبی تـو هردم تر بود

تا کـه ان طشت پر از خون تورا خواهر دید

بی‌هوا از ته دل آه غریبانه کشید

طشت دیگر بـه خدا قلب جهان را خون کرد

زینب از دیدن ان دیدۀ خود جیحون کرد

--------------------------------------------------

بوی بقیع می وزد امشب بـه جان مـا

صد یاکریم آمده در آسمان مـا

بوی بقیع می وزد و گریه میکنیم

امشب چـه کس قدم زده در دیدگان مـا

--------------------------------------------------

در این عزا مگر کـه شده میزبان مـا

امشب مگر کـه صاحب این روضه آمده

آتش گرفته اسـت چنین استخوان مـا

امشب نگفته حاجت خود را گرفته ام

آری کریم آمده اینجا میان مـا

--------------------------------------------------

یه حال مضطر داره

دو چشمای تر داره

میون خون‌هـای لب

نوای مادر داره

طشتی برابر داره

نگا بـه خواهر داره

حسین کنارش اومد

رو دامنش سرداره

می‌گه اگر بیمارم غریبم و بی یارم

حسین کنارم هستی منم برادر دارم

ولی تـو تنها می شی اسیر غم ها می شی

بین یه لشگر دشمن کشتۀ اعدا می شی

شهادت امام حسن

شهادت در کلام معصومین

ای بهارم خزان در بر داري

از چـه رو بر زمين سربگذاري

بين بستر تـو با چشم گريان

طشت خونين چرا در بر داري

زلب‌ها خون بباری تـو

چـه بی صبر و قراری تـو

مگر مادر نداری تـو

شهادت امام حسن

ولادت و شهادت معصومین

زهر آخر بـه جسم تـو کاری ست

مادرت را ببین غرق زاری ست

تـو صبور همان کوچه بودی

پیش مادر چرا اشکت جاری ست

نگاهی بی‌اثر داری

گلم اشک بصر داری

بـه بر طشت و جگر داری

شهادت امام حسن

شهادت امامان در محرم

ماه صفر برفت و عزای مصطفی شد
مسموم زهر کينه امام مجتبی شد
مدینه شور و شین هست
خونین دل حسین هست

گرم عزا ملائک در سوگ مصطفایند
ارض و سما به گریه از داغ مجتبایند
مدینه شور و شین هست
خونین دل حسین هست

باشد حسین مضطرب از رحلت پیمبر
اشک عزا بریزد در ماتم برادر
مدینه شور و شین هست
خونین دل حسین هست

زهر جفا به قلب پک حسن اثر کرد
جاری ز جنجرش خون با پاره ی جگر کرد
مدینه شور و شین هست
خونین دل حسین هست

دشمن نهاده با تیر بر پیکرش علامت
از قلب خواهرانش آتش کشد زبانه
مدینه شور و شین هست
خونین دلِ حسین هست

چـراغ مـدینه امشـب شـده خاموش

صـدیقه کـبرا گردیـده سـیه پوش

زهـرای مـظلومه از دیـده گریـان اسـت

بـهر پدر امـشب چون شـمع سـوزان اسـت

شهادت امام حسن

رحلت رسول اکرم پیامک

شده دریـای دیده در عـزایش مـوج زن امشب

چـراغ لاله شـد خـاموش در صَحنِ چـمن امشب

پایان شب آخر مـاه صـفر اسـت ایـن

یـا آنکه زنـو ماه مـحرم شـده امشـب

شهادت امام حسن

امام حسن مجتبی مداحی

جـان جـهان زپیکر هسـتی جـدا شده

خـامـوش، شمـع محـفـل نورالـهدي شـده

ملـک خداسـت غـرق در انـدوه و اضـطراب

واویلتا عـزای رسـول خـدا شده

شهادت امام حسن

اشعار رحلت رسول اکرم

گفتـم کـه عـمر مـتاه صـفر رو بـه آخـر اسـت

دیـدم شـروع محشـر کبـرای دیـگر اسـت

گـردون شده سیـاه و فـضا پر زدود و آه

تاریـک‌تر ز عرصـه تـاریک محـشر اسـت

شهادت امام حسن

تاریخ رحلت رسول اکرم

ای امـت رسـول قیـامت بپـا کنید

لبـریز، جـام دیده زاشک عزا کنید

در ماتـم پیامبر و تنـهایی علی

باید بـرای حضـرت زهـرا دعا کنید

شهادت امام حسن

تاریخ شهادت معصومین

از مـدینه می رسـد آه و فغان

صاحـب قران رود از ایـن جهان

خاتـم پیغمبران«ص» در بسـتر اسـت

بـهر او خونین دو چـشم حـیدر «ع» اسـت

رحـلت حضرت محّمد «ص» تـسلیت باد

شهادت امام حسن

نوحه رحلت رسول اکرم

پیش چشم خستۀ غمیده خواهر

بال و پر بشكسته افتاده بـه بستر

اشک غم ریزد بـه یاد کربلا و

ذكر لب‌هايش حسین جان ای برادر

طشت خون در بر بگيرد

تا دگر زينب نبيند

بین هیئت یه صدای آشنا داره می آد

فاطمه با نالۀ واغربتا داره می آد

صاحب روضۀ آقامون حسن مادرشه

حضرت ام الحسن، خیر النساء داره مي‌آد

برای مجلس حسن صاحب عزا داره مي‌آد

مادری قد خمیده از کربلا داره مي‌آد

همگی ناله کنید بـه پیش چشم مادرش

زائر قبر حسین سر جدا داره می آد

بـه دلای هیئتی شور و نوا داره می آد

از سفرگریه کن خون خدا داره می آد

مادری غم زده از کرب و بلا قتل حسین

پای روضۀ جگر طشت جفا داره می آد

بوی یاس و لاله بوی نینوا داره می آد

فاطمه با قد خم تـو هیئتا داره می آد

مـن کی ام روضه بخونم پیش چشم فاطمه

وقتی روضه خون داغ کوچه ها داره می آد

دل محزونه داره میخونه

بـه یاد مادر چشام بارونه

داغ عجیبی رو قلبم نشسته

راه گلومو یه بغض کـه بسته

شهر مدینه دلم رو شکسته

خودم دیدم

تـو کوچه راه مادرم رو سد کرد

خودم دیدم

زخم ‌زبون حال و روزش رو بد کرد

خودم دیدم،

چـادر مـادر منـو لگد کـرد

وای حسن جان

با قلبی خـون نـدارم سامـون

تا دیدم سوختی شدم نیمه جوون

خوب شد کـه زینب تـو کوچه نبوده

حالا کـه می بینه چهره ت کبـوده

می پرسه مادر گناهت چی بوده!؟

مادر مـن،‌ تـو با صورت خوردی زمین واویلا

مادر مـن تـو کوچه پیر شدم ببین واویلا

مادر مـن چـه زود شدی خونه نشین واویلا

 

شهادت امام حسن

امام حسن مجتبی روضه

غریب بن غریب

در خانه غریب و خارج از خانه غریب

ای‌جان بفدای تـو غریب بن غریب

رنجیده زخصم و بعض یاران گشتی

مظلوم زمانه بودی ومرد شکیب

مسموم شدی بدست همسر افسوس

لعنت بـه بنی امیه اصحاب فریب

زینب چو بدید پاره‌هـای جگرت

نالید مصیبت نوام گشت نصیب

ای زینت دوش مصطفی در جنت

مادر بـه عزای تـو زکف داد شکیب

بردند کنارجد خود دفن شوی

اصحاب جمل زدند نعشت آسیب

شهادت امام حسن

ایام شهادت معصومین

در عـزای تـو ای چراغ راه

امـت اسلام دارد اشـک و آه

در غمـت از دل ناله‌ ها خـیزد

دیده‌ی هـستی اشـک غم ریزد

شهادت امام حسن

نحوه شهادت معصومین

مدیـنه شـد زداغِ مصـطفی بیـت ال‌حزن امشب

فـضای عـالم هـستی بود غرق مـحن امشـب

مکـن ای آسـمان روشـن چـراغ مـاه را کز کیـن

چـراغ لاله شـد خـاموش در صَحنِ چـمن امـشب

شهادت امام حسن

شهادت ائمه معصومین

ای آسمان بگرد و دل از غصـه چاک کن

خود را نـهان چو جسـم پیمبر بـه خـاک کن

دستی برون زخـاک کن ای ختـم انبیاء

اشک غـم حسین و حسـن را تـو پـاک کـن

شهادت امام حسن

متن رحلت رسول اکرم

اهلِ عالم عزایِ خـاتم الانبیاست

همه ی ی‌جا کربلایِ خاتـم الانـبیاست

زین‌بلای عظـیم گـشته امـت یتیم

ال‌سلام علیـک یـا رسـول الله

شهادت امام حسن

امام حسن مجتبی عکس

لحظه های پایان پیغمبر هست
بی رمق افتاده بین بستر هست

فاطمه دارد به بابایش نگاه
اشک می ریزد غمین ومضطر هست

سخت نالان هست وبیتابی کند
گرم دلداری زهرا حیدر هست

جان پیغمبر بود مولا علی
مونسش در لحظه های آخراست

ر علی گوید وصیتهای خویش
بی علی راه نبوت ابتر هست

ای علی,جان تو جان فاطمه
این امانت دست تو چون گوهر هست

مطلبی دارم علی جان گوش کن
مطلبی که بهر تو دردآور هست

فاش می‌بینم که بعد من علی
غاصب حق تو اینجا رهبراست

همسرت زهرا شود پشتیبان تو
خطبه خوانان زمان را سرور هست

هرچه زهرا میزند فریاد لیک
قلبها سنگ هست وهر موبایل کر هست

آید آنروزی که زهرا را زنند
صورتش همچون گل نیلوفر هست

آید آنروزی که در بندت کنند
فاطمه افتاده در پشت در هست

آید آنروزی که محسن را کشند
شرمگین از روی همسر شوهر هست

آید آنروزی که بی زهرا شوی
زینبت نالان زبهر مادر هست

صبر می‌خواهم برایت از خدا
روزگاری را که بس رنج آور هست
شاعر : اسماعیل تقوایی

شهادت امام حسن

امام حسن مجتبی شعر

یابن الحیدر نور هر انجمن
یا امامِ مجتبی یا حسن
جلوه گر ای ماهِ خوشگل,از رُخَت نور ولا بود
صلح تو رُکنِ شورشِ,عالیِ کربلا بود
یابن الزهرا یابن الزهرا
یابن الزهرا یابن الزهرایابن الزهرا یابن الزهرا
یا حسن جان یا حسن جان…

شد چراغ روشنِ دو جهان
اِستَعِدَّ لِسَفَرِکْ بر ما
من ز عصیان رو سیاهم,کن نیایش بر حال زارم
ترسم از فردای محشر,بی قرارم بی قرارم
واحسرتا واحسرتا
یابن الزهرا یابن الزهرایابن الزهرا یابن الزهرا
یا حسن جان یا حسن جان…

ای نور چشم زهرا و حیدر
دست ما را بگیر روز محشر
ای کریم آل طاها,ای عطایت بی نهایت
بسکه سرتاپا گناهم,میکشم از تو خجالت
روسیاهم روسیاهم
یابن الزهرا یابن الزهرایابن الزهرا یابن الزهرا
یا حسن جان یا حسن جان

گردآوری توسط بخش smsاس ام اس،پیامک سایت آکاایران
تبلیغات