آکاایران: ماهنامه خط خطی - کیارش زندی:

ای نامه که می روی به سویش، از جانب من ببوس رویش

دخترم؛ الان که این نامه را برایت می نویسم نصفه های شب است و تازه سریال «علی کاپیتان» تمام شده و کارولین مرا یاد جرالدین کوچولوی خودم انداخت و ناگهان دلم برایت تنگ شد و به قول شما جوانترها؛ «من و دلتنگی، همین الان؛ یهویی» و با اینکه فرسنگ ها از تو دور هستم خواستم دقایقی با تو درددل کنم و بسیار افسوس خوردم که هنوز شبکه های اجتماعی مجازی فراگیر نشده که با تو رودررو و به شکل ویدیوکال، چَت کنم.


نمی دانم این نامه چه جوری نوشته شده است که هربار که می خواهم پاکنویس کنم، یک چیز دیگر از آب درمی آید! ولی مبادا در اصالت آن شک کنی!... من باباتم بچه! آدم به بابای خودش که شک نمی کند.

دخترم جرالدین- نور چشم بابا- وقتی نور پروژکتور روی صحنه تئاتر و توی پاریس بر تو می تابد، هر کاری می کنی بکن، حتی اگر خواستی برای روی جلد مجله Vogue عکس ناجور بگیر، اگر هم گندش را درآوردی با فلان خواننده که بدجوری داد می زند- روی صحنه- اجرای دونفره برو و به جای او داد بزن تا او پیانو بنوازد، حتی از آن بدتر سینما هم برو...

ولی هرگز «بندت هنرت» را شُل نگیر!... چرا که؛ بند را آب خواهی داد... بندِ شُل و شُل بندی بد دردیست!... نمی دانم فرصت داری یا نه؟

اما حتما در این باره کتاب ارزشمند «برهنگی فرهنگی و فرهنگِ برهنگی» دکتر حداد عادل را بخوان که تاثیر این کتابش پوز جایگزین کردن واژه «گفت آواز» به جای «رپ را می زند و حتما می دانی: RAP یعنی Spoken Rythmic Lyric و فراموش نکن که ما کپی نمی خواهیم! اگرچه توضیح بیشتر این مقال در این مجال نمی گنجد و باید از این صحبت ها بگذریم، و به قول مولانا جلال الدین بلخی:

«شرح این هجران و این خون جگر      این زمان بگذار تا وقت دگر»


 گل بابا! اگر از من کهنه سرباز تئاتر می شنوی که خاک صحنه و دود چراغ بیشتری خورده ام و به خاطر همین سوءتغذیه خفن دارم، و اسید معده؛ پدرم را درآورده، تا دیر نشده به یک دکتر مراجعه کن. این روزها بی توجهی به سلامت و اقزایش آلاینده ها در غرب بیداد می کند و انسان غربی رو به تباهی است، اخبار 20:30 را ببین!

اگر از احوالات من نیز جویا باشید؛ باید بگویم؛ ملالی نیست به جز دوری شما که امیدوارم با شرایط پسابرجام هرچه زودتر با دیدارتان برطرف گردد.

مامان «اونا» و بابابزرگ «یوجین» هم یک دوجین سلام می رسانند. اگر توانستی یک عکس کنار برج ایفل بگیر و بفرست تا چشم فامیل را دربیاوریم.

زیاده عرضی نیست؛ باقی بقایت، جانم فدایت!

پدرت چارلی (که گویا از اسم من مجلات طنز فرانسوی بی اجازه استفاده کرده اند و به ایشان بگو که شکایت خواهم کرد)



منبع :

جرالدین


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

نامه چارلین چاپلین به دخترش

گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکاایران
تبلیغات