محمد صفا جویی در روزنامه قانون نوشت:

بانک ملی بدون اطلاع قبلی، 5 هزار تومان بابت «آبونمان ساپتا» یا همان هزینه ارسال پیامک، از حساب مشتریان خود کسر کرد.

این خبر در یکی دو روز گذشته خیلی مورد توجه قرار گرفت و درباره اش بحث شد. اولا که ساپتا چیز کمی نیست و این از اسمش معلوم است. اصلا شما می دانی ساپتا چیست؟ تاحالا از نزدیک یک ساپتا دیدی؟ تابه حال به یک ساپتا دست زدی؟ آدم نباید در مورد چیزهایی که نمی شناسد، به خصوص آنهایی که اسمی به این شیکی دارند، همین جوری اعتراض کند. خود من حاضرم بابت ساپتا، حداقل 50 هزار تومان بدهم.

ثانیا وقتی خود بانک ملی آمده و گفته ساپتا جان درواقع همان سیستم ارسال پیامک است که مثلا می گوید فلان مقدار پول از حساب تان کسر یا فلان مقدار به حساب تان واریز شد، پس چرا این قدر اعتراض می کنید؟ نمی شود که مفت و مجانی پیامک بدهند. خودتان را جای بانک ملی بگذارید و بعد قضاوت کنید. پول از کجا می خواهید بیاورید؟

ثالثا یک شائباتی به وجود آمده بود مبنی بر اینکه ما پول مان را گذاشتیم بانک که ازش کم نشود، ولی گویا ظرف خود بانک نشتی دارد. (تمام تلاشم را کردم که با لطیف ترین کلمات این موضوع را مطرح کنم، هوفففف) ببینید دوستان! بانک های کشور عزیزمان ایران، بی هیچ چشم داشتی و وارسته از مادیات، دارند فقط از پول ما نگهداری می کنند و علاوه بر آن به اقتصاد کشور کمک می کنند. این اهداف والای آنهاست که توی هر بانکی که بروید، یک جایی نوشته شده. یعنی می خواهم بگویم اگر به خودشان باشد این جوری هستند، منتها ما خودمان نباید بگذاریم آنها نابود شوند؛ نباید بگذاریم بانک ها تا این حد بی چشمداشت کارشان را پیش ببرند تا خدای ناکرده خودشان را بدبخت کنند. خودمان باید یک کاری کنیم که آن ها بهمان چشم داشته باشند تا بلکه ما هم سهمی در آبادسازی کشورمان از طریق رونق اقتصادی که از طریق سرمایه گذاری بانک ها روی تولید مشاغل از طریق مسئولان کشورمان ایجاد می شود، داشته باشیم. (از طریق از طریق از طریق)

رابعا مشکل شما پنچ هزار تومان است؟ من از شما می پرسم؛ «مشکل جوونای ما الان پنچ هزار تومنه؟» پنج هزار تومان پول است؟ شما با پنج هزار تومان چه کار می توانید بکنید که این قدر به بانک ملی خرده می گیرید؟ با پنج هزار تومان می شود یک بار از ونک به تجریش رفت و برگشت، بدون توقف در مبدا و مقصد حتی به قصد خرید آب معدنی،یک عدد بغل ران مرغ خرید، با پوست،

یک لنگه جوراب خریداری کرد،

یک ساعت از یک فیلم را در سینما دید،

یا یک کیلو گوجه فرنگی درهم خرید (البته از میوه فروشی های غیر مستقر در میدان 72 نارمک).

حالا شما به خاطر این ها دارید معامله را به هم می زنید؟ واقعا زشت است. آدم باید خودش عاقل باشد. نزدیک به صد سال است که «هر جا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران می درخشد». این اعتماد درخشان را می خواهید به خاطر پنج هزار تومان سلب کنید؟ در آن صورت دیگر کجا سخن از اعتماد است؟ پیشنهاد می کنم امروز همین طور که راه می روید، شعار بانک ملی را با خودتان تکرار کنید تا بفهمید پنج هزار تومان، آن هم به خاطر ساپتا ارزشش را ندارد.

امضا: چرت نویس
گردآوری توسط بخش جوک ،طنز، لطیفه خنده دار سایت آکاایران
تبلیغات