loading...

 

نـادانـی فـرعـون

 

ابلیس وقتی نزد فرعون آمد وی خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد .

ابلیس گفت :هیچکس تواند که این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید خوشاب ساختن ؟

فرعون گفت : نه

ابلیس به لطایف سحر ، آن خوشه انگور را خوشه مروارید خوشاب ساخت .

فرعون بسیار تعجب کرد و گفت : اینت استاد مردی که تویی !

ابلیس سیلیی بر گردن او زد و گفت :

مرا با این استادی به بندگی حتی قبول نکردند ، تو با این حماقت ، دعوی خدایی چگونه می کنی ؟؟!!

منبع:forum.persiantools.com



تبلیغات