تاریخچه مادرید - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد تاریخچه مادرید ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته اسپانیا از سایت گردشگری آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

تاریخچه مادرید
تاریخچه

تاریخچه مادرید



با این که شهر مادرید از زمان‌های ماقبل تاریخ وجود داشته و حتی یک چیزهایی از روستای قبیله‌ی ویزیگوت‌ها که آن دور و اطراف ساکن بودند هم باقی مانده، با این حال اولین اطلاعات تاریخی درست و حسابی که از آن‌جا به دست آمده، مربوط به قرن نهم میلادی‌ست.
آن موقع، مسلمانان اندلس داشتند در شبه جزیره‌ی ایبری که اسپانیا هم جزوش بود، یک سری قلعه و استحکامات برای خودشان می‌ساختند. سر همین جریان بود که محمدبن عبدالرحمن الاوسط، امیر اموی، دستور داد همان‌جایی که امروز کاخ سلطنتی (Palacio Real) مادرید وجود دارد، دم و دستگاهی برای خودشان علم کنند. نزدیک آن‌جا رودخانه‌ای بود که عرب‌ها المجریط یا منبع آب نامیده بودندش؛ به همین خاطر به آن دور و بر می‌گفتند ماجریت، که بعداً کمی عوض شد و تبدیل شد به مادرید.
تا مدتی توپ حکومت بر ماجریت دست به دست شد و حکمرانان زیادی بر سر کار آمدند؛ اما تا سال ١٣٠٩ پای شورای حکومت و مجلس و این‌جور چیزها به آن‌جا باز نشد. با وجود این که حکومت به آن ناحیه توجه زیادی نشان می‌داد، مادرید در قرون وسطی شهر کوچک و فقیری بود. طوری که یک نویسنده‌ی قرن پانزدهمی که به آن‌جا سفر کرده بود، در مورد آن‌جا نوشت: مادرید غیر از آن‌ چیزهایی که همراه خودتان می‌برید، چیزی ندارد! مادرید آن موقع با شهرهای دیگر اسپانیا هم قابل مقایسه نبود، چه برسد به شهرهای اروپایی و شیک و پیک.
وقتی فلیپ دوم در سال ١٥٥٦ پادشاه اسپانیا شد، دور مادرید را دیواری گرفته بود با بیش از ١٣٠ برج و شش تا دروازه‌ی سنگی؛ هر چند که این دیوارها بیشتر دکوری بودند و موقع دفاع از شهر، زیاد به درد نمی‌خوردند، با این حال فیلیپ دوم در سال ١٥٦١ گول این استحکامات را خورد؛ مادرید را به عنوان پایتخت اسپانیا اعلام کرد و با درباریانش بلند شد رفت سمت آن‌جا.
چند قرن طول کشید تا مادرید را مطابق اسم و رسم جدیدش بازسازی کنند. آن اوایل بیشتر شهر بیغوله‌های دوغاب‌کاری شده و نامرتب بود؛ بعد شروع کردند بین‌شان کلیساهای شیک و قصرهای باشکوه و خانه‌های اعیانی بسازند؛ مخصوصاً در دوره‌ی فیلیپ پنجم که عقیده داشت پایتخت اروپایی‌اش نباید به آن وضعیت باقی بماند و داد قصرهای زیادی داخلش بسازند. یکی از این قصرها هم البته قصر سلطنتی مادرید یا همان پالاسیو رئال بود.
در قرن هفدهم که به نوعی دوره‌ی شکوه و جلال اسپانیا بود، دیگر کم‌کم می‌شد بدون خجالت به مادرید گفت پایتخت. آن موقع شهر صد و هفتاد و پنج هزار نفر جمعیت داشت و پنجمین شهر بزرگ اروپا بود. اگر بخواهید بدانید، شهرهای قبلی‌اش هم به ترتیب لندن، پاریس، قسطنطنیه و ناپل بودند. اگر هم نخواهید بدانید که هیچی.
کارلوس سوم که تا اواخر قرن هیجدهم حکومت می‌کرد؛ به مادرید خیلی رسیدگی کرد؛ داد ساختن قصر سلطنتی را تمام کنند، باغ سلطنتی گیاه‌شناسی یا همان بوتانیکو را بسازند و یک سری پروژه‌های عام‌المنفعه‌ی دیگر هم انجام داد؛ طوری که معروف شد به بهترین شهرداری که مادرید تا حالا داشته؛ یک شعار هم برایش ساختند که می‌گفت پادشاه، بهترین شهردار است؛ اما کارلوس چهارم که به پادشاهی رسید، مادریدی‌ها تظاهرات راه انداختند. آن موقع فردیناند ششم که پسر کارلوس چهارم بود، شورش معروف آرانخوئز که اولین اعتراض اسپانیایی‌ها علیه دولت به حساب می‌آید را رهبری کرد و به جای پدرش به تخت سلطنت رسید. آن موقع ظاهراً اسپانیایی‌ها احترام به والدین و این‌جور چیزها سرشان نمی‌شده. اما البته خدا جای حق نشسته: زیاد از پادشاه شدن فردیناند ششم نگذشته بود که ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه، در سال ١٨٠٨ به اسپانیا حمله کرد و برادر خودش را در آن‌جا به پادشاهی نشاند، برای همین اسپانیایی‌‌ها مجبور شدند این دفعه علیه او شورش راه بیندازند. زد و خوردی که اهالی مادرید در روز دوم ماه مه ١٨٠٨ با نیروهای فرانسوی راه انداختند، از آن جنگ‌هایی است که در تاریخ اسپانیایی‌ها خیلی اهمیت دارد و لابد بچه مدرسه‌ای‌هایشان وقت خواندنش خیلی حرف‌ها دارند که بزنند.
ناآرامی‌ها در اسپانیا به همین راحتی‌ها تمام نشد. وقتی مردم خیالشان راحت شده بود که جنگ‌های داخلی دارند تمام می‌شوند، مادرید را نیروهای ملی‌گرای فرانکو برای دو سال و نیم محاصره کردند. طی این محاصره که از سال ١٩٣٦ تا ١٩٣٩ طول کشید، مادرید وضع اسفباری پیدا کرده بود. بعد از دهه‌ی شصت میلادی، جنوب مادرید صنعتی شد و افراد زیادی از نواحی روستایی به شهر مهاجرت کردند. این مهاجران در جنوب شرقی مادرید با وضع بدی زندگی می‌کردند؛ البته وضع زندگیشان بهانه‌ی خوبی برای فعالیت فعالان سیاسی و اجتماعی بود.
بعد از مرگ فرانکو و پایان دوران دیکتاتوری‌اش در سال ١٩٧٥، اسپانیایی‌ها کم‌کم روی آوردند به دموکراسی. آن موقع مادرید به خاطر جمعیت جوانی که داشت، نماد اسپانیای جدید به شمار می‌رفت. پایتختی که به حق، شایسته‌ی شکوفایی دهه‌ی هشتادش است، موقعیت خود را به عنوان مرکز اقتصادی، فرهنگی، صنعتی، آموزشی و فن‌آوری در شبه جزیره‌ی ایبری تثبیت کرده است.

زورق

تاریخچه مادرید گردآوری توسط بخش اسپانیا سایت آکاایران
zavaran

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات