آلمان

جهانگردی - قاره اروپا - کشور آلمان


جمهوری فدرال آلمان یکی از صنعتی‌ترین کشورهای پیشرو جهان است. این کشور که در قاره اروپا واقع شده از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوییس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند هم‌مرز است.[۱]

آلمان دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی بوده و دارای ۱۶ ایالت است. این ایالت‌ها می‌توانند در برخی مسائل مستقل عمل کنند. آلمان هنگام جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۱ به عنوان یک ملت-دولت متحد شد. آلمان هم اکنون یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است و موتور اقتصادی حوزهٔ پولی یورو محسوب می‌شود...


جهان گردی ,جهانگردی ,دیدنی های جهان ,[categoriy]

جمهوری فدرال آلمان یکی از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج بوده و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا است. این کشور پرجمعیت‌ترین و ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا نیز هست.
۱ تاریخ
۱.۱ نخستین ساکنان
۱.۲ رمی‌ها در سرزمین آلمان
۱.۳ دویچ‌لند
۱.۴ رایش مقدس رمی
۱.۵ رایش مقدس رمی
۱.۶ روحیهٔ پروتستانی
۱.۷ کنگرهٔ وین
۱.۸ برآمد پروس
۱.۹ آلمان قیصری
۲ جغرافیا
۲.۱ طبیعت
۳ آب و هوا
۴ نظام سیاسی
۴.۱ ایالت‌های آلمان
۴.۲ صدر اعظم و وزیران
۴.۳ رئیس جمهور
۴.۴ قوهٔ قضاییه
۴.۵ تشکلهای سیاسی
۴.۶ احزاب
۴.۷ سیاست خارجی
۴.۸ آلمان و ایران
۵ اقتصاد
۵.۱ انرژی
۶ ارتباطات در آلمان
۷ مردم
۷.۱ ویژگی‌های جمعیتی
۸ مسائل اجتماعی
۸.۱ زبان آلمانی
۹ جستارهای وابسته
۱۰ پانویس
۱۱ منابع
۱۲ پیوند به بیرون 
 تاریخ
دوران مهاجرت و فرانک‌ها (۳۰۰ تا ۴۸۳)
کارولنژی‌ها و فرانک شرقی از سال ۷۵۱.
تشکیل امپراتوری مقدس روم در آلمان (رایش اول، با تاجگذاری شارلمانی تا سال ۱۸۰۶.).
وقوع جنگ سی‌ساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸).
پادشاهی پروس (۱۷۰۱-۱۹۱۸).
اتحاد آلمان و تشکیل رایش دوم در دوران ویلهلم یکم و صدراعظمی بیسمارک ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۸.
شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول و تشکیل جمهوری وایمار در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۳.
تشکیل رایش سوم توسط آدولف هیتلر در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵.
شکست رایش سوم در جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان توسط متفقین و شکل‌گیری آلمان فدرال در سال ۱۹۴۹
شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۴۹.
اتحاد دو آلمان در سال ۱۹۹۰ به دنبال سقوط دیوار برلین و تشکیل مجدد آلمان متحد
 
دیوار برلین
 نخستین ساکنان
سکونت دایم انسان در سرزمینی که آلمان خوانده می‌شود تاریخی دست کم دو میلیون ساله دارد. نئاندرتال‌ها نخستین ساکنان آلمان هستند.از یافته‌های دیرین‌شناختی درباره نئاندرتال یعنی دره نئاندر در نزدیکی‌های دوسلدورف برمی‌گردد.

 رمی‌ها در سرزمین آلمان
از گروههای انسانی ساکن در سرزمین آلمان نخست به صورت مکتوب در نوشته‌های یونانی و رُمی نام برده شده است. رُمی‌ها به مدت پنج قرن تا نیمه قرن پنجم میلادی بر آلمان تسلط داشته‌اند. شهرهایی چون کلن، تریر، ماینتس و آوگسبورگ در آغاز مقر نظامی رُمی‌ها بوده اند.

 دویچ‌لند
سرزمین آلمان در سده‌های میانه شاهد هجوم و جابجایی اقوام است. سرنوشت‌ساز برای آن تسلط فرانکها بر اروپای میانه و غربی بوده است. کارل کبیر یا شارلمانی چهرهٔ مشهور آنان است که در سال ۸۰۰ امر کرد که پاپ در رم تاج قیصری بر سر وی نهد. وحدت امپراطوری او به دلیل ستیز در میان خاندانش دیری نپایید. آنچه بعدا آلمان نام گرفت در فرانک شرقی تولد یافت که یکی از سه قسمت امپراطوری تقسیم شدهٔ کارل کبیر به سال ۸۴۳ بود.ین بخش در میان اعقاب کارل کبیر نصیب لودویگ شد که لودویگ شاهِ آلمانی (König Ludwig Germanicus) خوانده می‌شود. در این بخش به تدریج گرد زبانی که با آن سخن می‌گفتند و "دویچ" خوانده می‌شد، احساسی از همبستگی پدید آمد. سرزمین مردم دویچ‌زبان دویچلند، نام گرفت. برخی همسایگان غربی‌ دویچ‌لند را با یک طایفهٔ دویچ‌زبانی که با آن برخورد داشتند، می‌شناختند. این طایفه آلِمان‌ها (Alemannen) بودند که در قرون وسطا در منطقه‌ای که شوابن خوانده می‌شود، سکونت داشتند. چنین شد که فرانسویان دویچ‌لند را آلمان و زبانشان را آلمانی خواندند. ایرانیان نیز که با اروپا عمدتا از طریق فرانسه آشنا شدند، به پیروی از آنان دویچ‌لند را آلمان ‌نامیدند.

 رایش مقدس رمی
سرزمین آلمان ابتدا زیر سیطرهٔ "رایش مقدس رمی" بود. در قرن پانزدهم قید "ملت آلمان" نیز به این عنوان اضافه شد. فرمانروایان این رایش (دولت فخیمه / امپراتوری)، که قیصر (به آلمانی: Kaiser) نامیده می‌شدند، بارها ‌کوشیدند بر اقتدار و نفوذ کلام خود بیفزایند. رایش اما هیچگاه یکپارچه نشد و امیران محلی قدرت خودمختار ماندند. پس از جنبش اصلاح دینی، که در کلیسای یکپارچهٔ مسیحیت رمی شکاف ایجاد کرد، و جنگهایی که پی‌آمد آن بودند، قدرت قیصر باز صوری‌تر شد


جهان گردی ,جهانگردی ,دیدنی های جهان ,[categoriy]

 رایش مقدس رمی
در قرنهای ۱۷ و ۱۸ در آلمان نیز به شیوهٔ فرانسه حکومتگری به قدرت مطلقه (Absolutismus) تمایل داشت. این گرایش اما نه در قدرت مرکزی، بلکه در سطح ولایات و امیرنشین‌های شهری کارساز شد. دستاورد این جریان بوروکراسی متمرکز دولتی در ولایات و شهرها بود. جنبش اصلاح دینی‌ای که لوتر پرچمدارش بود نواحی‌ای از آلمان را، عمدتا در بخش شرقی، به کلیسای جدید که پروتستان نام گرفت، گرواند

 روحیهٔ پروتستانی
پروتستانتیسم با خود روحیاتی به همراه آورد که بر فرهنگ آلمانی سخت تأثیر گذاشت سخت‌کوشی و ساده‌گرایی و انضباط و روحیهٔ تبعیت از مقررات دولتی و نیز باز بودن برای انسان‌گرایی عصر جدید و روشنگری و انتقاد از نظمهای کهن عقیدتی و اجتماعی. تأثیرات متناقض بودند. در جایی تعصب ایجاد کردند، در جایی و به اعتباری آزادمنشی

 کنگرهٔ وین
"دولت فخیمهٔ رمی ملت آلمان" با حملهٔ ناپلئون فروپاشید. حملهٔ ناپلئون فقط یک حملهٔ نظامی نبود. ایده‌های انقلاب کبیر فرانسه نیز در اروپای مرکزی گسترش یافتند. نظم کهن از هم گسست.کنگرهٔ وین (۱۸ سپتامبر ۱۸۱۴ تا ۹ ژوین ۱۸۱۵)، که بر آن بود اروپای پس از غلبه بر ناپلئون را بنیاد گذارد، در جهت احیای نظم کهن کوشید. از ۳۸ دولت ریز و درشت آلمانی اتحادیه‌ای به سرپرستی اتریش تشکیل شد. در این اتحادیه، که مجلس آن به نام بوندستاگ (Bundestag مجمع اتحادیه) در فرانکفورت تشکیل می‌شد و در آن امیران روابط خود را تنظیم می‌کردند، استانهای شرقی پروس و نیز شلسویگ که در اتحاد با دانمارک قرار داشت، شرکت نداشتند.

 برآمد پروس
بلافاصله پس از انقلاب رقابت و ستیز در میان حکومتهای آلمانی بویژه میان اتریش و پروس بالا گرفت. پروس از جنگ آلمانی ۱۸۶۶ پیروز بیرون آمد. اتحادیهٔ آلمان فروپاشید و پروس بر شمال آلمان نیز سلطه یافت. از تعداد حکومتهای خودمختار آلمانی کاسته شد پروس چنان قدرت یافت که پس از جنگ با فرانسه در سالهای ۱۸۷۰/۷۱ که آن را به نفع خود تمام کرد، توانست با سیاستگزاری صدراعظم بیسمارک اتریش را کنار گذاشته، دیگر حکومتهای خودمختار آلمانی را از میان برداشته و آلمان قیصری را با رهبری پروس بنیاد گذارد.

 آلمان قیصری
آلمان قیصری به لحاظ نظامی و اقتصادی نیرومند بود. چون در ردیف قدرتهای بزرگ جهانی بود مایل بود در تقسیم استعماری جهان سهم بزرگی را نصیب خود کند. ایدئولوژی آن ناسیونالیسمی بود که برخلاف بینش رایج در انقلاب ۱۸۴۸/۴۹ هیچ همخوانی‌ای با دموکراتیسم نداشت و به نظامی‌گری متمایل بود. گسست میان ناسیونالیسم و آزادیخواهی و در عوض پیوند میان آن با نظامی‌گری عواقب وخیمی به بار آورد. یک مشخصهٔ حکومت دورهٔ حکومت قیصری، که با بیسمارک شروع شد، انجام اصلاحات دولتی در امور اجتماعی بود تا جنبشهای اجتماعی نتوانند پا گیرند. فقط با سانسور و زندان به جنگ سوسیال‌دموکراتها نمی‌رفتند: بیمه‌های اجتماعی مشهور آلمانی حربهٔ مهمی برای کاستن از نفوذ چپ بودند

 جغرافیا
جمهوری فدرال آلمان کشوری است در قاره اروپا. مساحت آن ۳۴۹٬۲۲۳ کیلومتر مربع است. فاصلهٔ دورترین نقطه از شمال به جنوب آن در خط هوایی ۸۷۶ کیلومتر و غرب به شرق آن ۶۴۰ کیلومتر است. جمعیت آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر است. روز ملی آن سوم اکتبر است. سال ۱۹۹۰ روز اتحاد آلمان است

 طبیعت
طبیعت آلمان بسیار متنوع است. رشته کوه‌های بلند و گاه کم‌ارتفاع با جلگه‌های مرتفع، تپه‌ها، کوه‌پایه‌ها و دریاچه‌ها و دشت‌های باز در کنار هم قرار گرفته‌اند. آلمان از شمال تا جنوب به پنج ناحیهٔ بزرگ طبیعی تقسیم می‌شود.
رشته کوه‌های آلپ در جنوب ایالت بایرنسرزمین‌های پست در شمال با دریاچه و تپه‌ماهورها، با مراتع و باتلاق‌ها و هم‌چنین کشت‌زارهای حاصل‌خیز تا آستانهٔ ارتفاعات مرکزی دامن می‌گسترد. از جمله خلیج‌های این منطقه می‌توان از خلیج نیدرراین، خلیج وست فالی و زاکسن – تورینگی نام برد. نزدیک به سواحل دریای شمال تعداد زیادی جزیره وجود دارد مانند بورکوم، نوردرنی، سیلت و هلگولاند. در دریای بالتیک جزایر روگن، هیدنزه و خمارن قرار دارند. بخشی از سواحل دریای بالتیک شنی و مسطح و بخشی دیگر صخره‌ای و مرتفع است. میان دریای شمال و بالتیک زمین‌هایی با تپه‌های کم ارتفاع وجود دارند که «سوییس هولشتاین» نامیده می‌شوند.

رشته‌کوه‌های میانه، شمال آلمان را از جنوب آن جدا می‌کند. درهٔ راین وسطی و مناطق پرنشیب هسن راه‌های طبیعی هستند که شمال و جنوب را به هم وصل می‌کنند. از جمله کوه‌های بخش مرکزی عبارت‌اند از هونزروک، ایفل، تانوس و وستروالد. در قلب آلمان کوه‌های هارتس قرار دارند. در شرق می‌توان از جمله از جنگل‌های بایرن، کوه‌های فیشتل و کوه‌های ارتس نام برد.

در حاشیه مناطق پست راین علیا، جنگل سیاه، اشپسارت و شوبیش آلب قرار دارند. مهم‌ترین محور ارتباطی در مسیر شمال – جنوب راه خود را در دل دره‌ای تنگ از میان کوه‌های راین شیفر می‌گشاید.

دامنهٔ کوه‌های آلپ در جنوب آلمان از تپه و ماهورها و ساحل دریاچه‌های بزرگ در جنوب و هم‌چنین جلگه‌های وسیع شنی و تپه‌های بایرن سفلی و منطقهٔ کم عمق رود دانوب سر بر می‌کشد. شاخص طبیعت این منطقه باتلاق‌ها، تپه‌های گنبدمانند و دریاچه‌هایی هم‌چون خیم و اشتارن برگ و دهکده‌هایی کوچک است.

سهم آلمان از رشته کوه‌های آلپ بین دریاچه بودن و برشتس­گاردن قرار دارد و بخش کوچکی از این رشته کوه به شمار می‌رود که محدود است به آلپ‌های آلگو، بایرن و برشتس­گاردن. در منطقهٔ کوهستانی آلپ دریاچه‌هایی دل‌فریب هم‌چون کونیگ در برشتس­گاردن و مناطق توریستی پرطرف‌داری مانند گارمیش­پاتن – کیرشن و میتن­والد جلب‌نظر می‌کنند

 آب و هوا
آلمان در منطقهٔ بادهای معتدل و خنک غربی میان اقیانوس اطلس و آب و هوای قاره‌ای در شرق قرار گرفته‌است. دامنه تغییر دما در آن اندک است. ریزش باران در تمام فصول ادامه دارد. میانگین درجه حرارت در زمستان بین ۵/۱ درجه سانتی‌گراد در مناطق پست و منهای شش درجه در مناطق کوهستانی در نوسان است. میانگین دما در ماه ژوئیه بین ۱۸ درجه سانتی‌گراد در مناطق پست و ۲۰ درجه سانتی‌گراد در دره‌های محفوظ جنوب است. دشت‌های پست اطراف راین با آب و هوایی ملایم، بایرن علیا با گاه‌گداری بادهای خشک و گرم از سمت جنوب، کوه‌های آلپ و منطقهٔ هارتس با بادهای تند، تابستان‌هایی خنک و زمستان‌هایی پر برف از این قاعده پیروی نمی‌کنند. این مناطق دارای آب و هوایی ویژه هستند

 نظام سیاسی
سازماندهی دولتی بر پایهٔ قانون اساسی است. در رأس دولت صدراعظم قرار دارد که نقش وی نمادین است. رئیس حکومت رئیس جمهور است. وی تعیین‌کنندهٔ سیاست حکومتی است.[۲]

اعلامیه جهانی حقوق بشر رکن جدایی‌ناپذیر قانون اساسی آلمان است. ماده ۲۰ قانون اساسی نظام سیاسی، آلمان را با مشخصه‌های دموکراتیک بودن، اجتماعی بودن، مبتنی بر قانون بودن و فدرال بودن معرفی می‌کند.[۲]

 ایالت‌های آلمان
 
ایالت‌های آلمانآلمان ۱۶ ایالت دارد به قرار زیر:

بادن-وورتمبرگ (Baden-Württemberg)
بایرن (Bayern)
برلین (Berlin)
براندنبورگ (Brandenburg)
برمن (Bremen)
هامبورگ (Hamburg)
هسن (Hessen)
مکلنبورگ-فورپومرن (Mecklenburg-Vorpommern)
نیدرزاکسن (Niedersachsen) (زاکسن سفلی)
نوردراین-وستفالن (Nordrhein-Westfalen)
راینلاند-فالتز (Rheinland-Pfalz)
زارلاند (Saarland)
زاکسن (Sachsen)
زاکسن-آنهالت (Sachsen-Anhalt)
اشلسویگ-هولشتاین (Schleswig-Holstein)
تورینگن (Thüringen) 
 
 صدر اعظم و وزیران
بوندس‌تاگ صدراعظم را برمی‌گزیند. وی را پیش از انتخابات مجلس فقط می‌توان با "رأی عدم اعتماد سازنده" برانداخت. منظور از سازنده این است که مجلس باید جانشینی برای او داشته باشد و تا زمانی که مشخص نباشد چه کسی به جای او می‌نشیند، نمی‌توان او را برکنار کرد. حکومت یا به اصطلاحی دیگر کابینه تشکیل شده است از صدر اعظم و وزیران. صدراعظم لزوماً عضو مجلس است، وزیران معمولاً از دل مجلس درمی‌آیند، اما حتماً لازم نیست چنین باشد. صدراعظم در عمل قدرتمندترین مقام سیاسی است اما مقام تشریفاتی آن پس از رئیس جمهور و رئیس بوندس‌تاگ قرار دارد.

 رئیس جمهور
رئیس جمهور توسط همایش اتحادیه (Bundesversammlung)، که آن را به فارسی اجلاس فدرال نیز گفته‌اند، انتخاب می‌شود. همایش اتحادیه تشکیل شده است از کل نمایندگان بوندستاگ بعلاوهٔ به تعداد همینان، نمایندگان برگزیدگان مجلس‌های ایالتی. این برگزیدگان لزوماً عضو مجلس ایالتی یا سیاست‌مدار رسمی نیستند، ممکن است مثلاً از چهره‌های فرهنگی و هنری باشند.

 قوهٔ قضاییه
دادرسی به قصد رعایت حق نیرویی می‌طلبد که در قوهٔ قضاییه جمع است. بیان حق بر عهدهٔ قاضی است و امر قاضیان را قوهٔ قضاییه سامان می‌دهد. قضاوت یا تخصصی است یا عمومی در حد قانون اساسی. شاخه‌های تخصصی قضاوت در دادگاه کار، دادگاه امور اداری، دادگاه امور اجتماعی و دادگاه امور مالی تجسم می‌یابند. قضاوت در عمومی‌ترین سطحش از نظر بررسی همخوانی تصمیمی، رأیی یا قانونی با قانون اساسی اتحادیه، بر عهدهٔ دادگاه فدرال قانون اساسی است که مرکز آن در کارلسروهه است. در کارلسروهه قاضیان تک تک قوانین مجلس را بررسی نمی‌کنند. آن قانونی بررسی می‌شود که شکایت شود که با قانون اساسی تضاد دارد. شکایت پس از طی سلسله مراتبی به دادگاه کارلسروهه می‌رسد. از آنجایی که دادگاه قانون اساسی فقط از طریق شکایت فعال می‌شود، به اصطلاح گفته می‌شود که از خود ابتکار ندارد،یعنی حق ندارد خود رأساّ تصمیم بگیرد امری را برای بررسی از نظر سازگاری با قانون اساسی در دستور کار خود قرار دهد. دادگاه فدرال قانون اساسی دارای دو مجلس سناست. مجلس اول به قانونهای پایه و مجلس دوم به قانونهای مربوط به امور دولتی می‌پردازد. هر سنا هشت عضو دارد. نیمی از قاضیان دادگاه قانون اساسی از سوی یک کمیتهٔ ویژهٔ بوندستاگ و نیمی دیگر از سوی بوندس‌رات انتخاب می‌شوند. مدت قضاوت آنان در این دادگاه عالی ۱۲ سال است.

 تشکلهای سیاسی
امر سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتا فریبکارانه جلوه می‌کند. علاوه بر احزاب، مردم می‌توانند خواسته‌های سیاسی خود را از طریق انواع و اقسام تشکلهای پایدار یا موقتی پیش برند. مردم آلمان اهل تشکل هستند. به ندرت خواسته‌ای وجود دارد که برای پیشبرد آن تشکلی پدید نیاید

 احزاب
امور و مسائل سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتی فریبکارانه جلوه می‌کند.[۲]

احزاب نیرومند آلمان عبارت اند از حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال‌مسیحی (CSU)، حزب سوسیال‌ دموکرات (SPD)، حزب لیبرال (دموکراتهای آزاد FDP)، حزب اتحاد ۹۰/سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) و حزب چپ (Die Linke). تعداد کثیری هم حزب‌های کوچک وجود دارند که به ندرت می‌توانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هردو سطح ایالتی و کشوری باید ۵ درصد آرا را به دست آورد.[۲]

حزب سوسیال‌ دموکرات
 حزب دموکرات مسیحی
 
 سیاست خارجی
آلمان در سیاست خارجی بازیگر تنها نیست. سیاست آن تقویت بلوکی است که "غرب" خوانده می‌شود. آلمان در این بلوک سیاست خود را پیش می‌برد. یک وجه اصلی سیاست خارجی آلمان فعالیت آن در صحنهٔ اروپا و جهان در چارچوب اتحادیهٔ اروپاست. آلمان نزدیکی ویژه‌ای با فرانسه دارد. همکاری و همراهی با ایالت متحدهٔ آمریکا رکن دیگری از سیاست خارجی آلمان فدرال است. آلمان با اسراییل روابط دوستانهٔ ویژه‌ای دارد و تقویت مناسبات با کشورهای عربی را نیز همواره جزو اولویتهای سیاسی خود قرار داده است. در سرتاسر جهان مبنای اعلام‌شدهٔ سیاست خارجی آلمان تحکیم صلح، گسترش روابط مودت‌آمیز و کمک به رشد اقتصادی خاصه در "جهان سوم" است. در سالهای اخیر حقوق بشر به یک مفهوم راهنمای عمدهٔ در سیاست خارجی آلمان بدل شده است.

 آلمان و ایران
در سایت سفارت آلمان در تهران روابط آلمان و ایران چنین توصیف شده است: «ایران و آلمان به تاریخی طولانی در روابط سیاسی خود می نگرند که تا به اوایل قرن هفدهم می‌رسد. در سال 1885 اولین نمایندگان سیاسی بین ایران و در آن زمان امپراتوری آلمان اعزام شدند. روابط دیپلماتیک بین ایران و جمهوری فدرال آلمان از سال 1952 وجود دارد. این روابط در سال های گذشته خالی از تشنج نبوده. به عنوان مثال اعلام رأی دادگاه معروف به میکونوس در آوریل 1997 بحرانی طولانی را به دانبال داشت. با سفر موفقیت آمیز ریاست جمهوری اسلامی ایران، آقای خاتمی به آلمان در ژوئن 2000 زیربنایی استوار برای روابط دو کشور گذاشته شد.اخیراً در کنار روابط بازرگانی و فرهنگی، مسئله حقوق بشر و به ویژه نگرانی جامعه بین المللی در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران درکانون روابط قرار گرفته است.»

 اقتصاد
 برای این بخش از این مقاله منابع لازم نیامده‌است. لازم است بر طبق اصول اثبات‌پذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع منبعی برای آن ذکر شود. مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.


جهان گردی ,جهانگردی ,دیدنی های جهان ,[categoriy]

آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا را داراست و پس از آمریکا و ژاپن سومین قدرت صنعتی جهان است.از نظر درآمدسرانه رتبه پنجم می‌باشد.رشداقتصادی آلمان در سال ۲۰۰۷ برابر ۲.۴ بوده است.آلمان با صادرات ۱.۳۳ میلیاردی جزو بزرگترین صادرکنندگان جهان است.سهم هر یک از بخشهای خدمات صنعت و کشاورزی به ترتیب برابر ۷۰٪.۲۹.۱٪.۰.۹٪ است. بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم «معجزه اقتصادی آلمان» خوانده شده‌ است.بیشتر تولیدات آلمان تولیدات مهندسی بویژه صنایع الکتریکی، مکانیکی، خودروسازی، مواد شیمیایی، منسوجات، هوافضا، غذایی و وسایل نقلیه‌است. صنایع سنگین و مهندسی در منطقه روهر، شیمیایی در شهرهای کنار رود راین و وسایل نقلیه موتوری در مراکز بزرگ ایالتی مانند اشتوتگارت تمرکز دارد.آلمان همچنین در ساخت و بکارگیری توربینهای بادی واستفاده از انرژی خورشیدی در جهان پیشرو می‌باشد.
فرانکفورت یک مرکز مالی مهم و مقر بانک مرکزی اروپاست.از بین ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا«از لحاظ سرمایه»۳۷تای آنها در آلمان می‌باشد.ده شرکت برتر بترتیب:دایملر.فولکس واگن.آلیانتس«سودده ترین».زیمنس.دویچه بانک«دوم در سودده».اآن.دویچه پست .دویچه تله کام.مترو وbasf است.در این میان بیشترین تعداد کارمند برای دویچه پست و بوش است.از برندهای معروف آلمان می‌توان به مرسدس بنز.ب ام و.آدیداس.پورشه.فولکس واگن و نیوآ اشاره کرد.

از آغاز دهه ۱۹۸۰، رشد کلانی در صنایع تکنولوژی پیشرفته روی داده‌است. آلمان بجز ذغال سنگ معادن نسبتاً کوچک سنگ آهن، بوکسیت، سنگ مس، نیکل، قلع، نقره ، پتاس و نمک ، ذخایر طبیعی نسبتاً کمی دارد و شدیداً به واردات مواد اولیه متکی است.

عرضه نیروی کار با کمبود روبرو بوده‌ است و تعداد زیادی «کارگر مهمان» (گاست اربایتر) بویژه از ترکیه و یوگسلاوی سابق به کار گرفته شده‌اند. از ۱۹۹۰ کمبود نیروی کار در غرب کشور با مهاجرت از شرق، جمهوری دموکراتیک آلمان سابق، نیز مواجه شده‌است. تعداد افراد شاغل در صنایع خدماتی نزدیک به دو برابر کارکنان صنعت تولیدی است. بانکداری و امور مالی از منابع مهم درآمد ارز خارجی است، و شهرفرانکفورت یکی از مراکز اصلی امور مالی و تجاری در جهان است. اتحاد دو آلمان در اکتبر ۱۹۹۰ چالش بزرگی را در پیش روی اقتصاد این کشور قرار داد. در گذشته جمهوری دموکراتیک آلمان دارای موفقترین اقتصاد در بین کشورهای عضو شورای همکاری متقابل کومکون بود، ولی بر حسب میزان و کیفیت تولید محصولات، و سطح زندگی مردم کمتر از آلمان غربی سابق توسعه یافته بود.

 انرژی
آلمان بزرگترین تولید کنندهٔ انرژی بادی در جهان است.[۳] در سال 2002 میلادی آلمان پنجمین مصرف‌کننده انرژی در جهان بود و دو سوم انرژی اولیه در این کشور وارد می‌شد. در همین سال آلمان بزرگترین مصرف‌کننده الکتریسیته در میان کشورهای اروپایی بود.

در همین سال دولتمردان آلمان تامین نیمی از انرژی‌های مصرفی کشور از انرژی‌های تجدیدپذیر را در دستور کار خود قرار دادند

 ارتباطات در آلمان
این کشور از نظر ارتباطی جزو کشورهای پیشرفته است. 54 میلیون خط تلفن ثابت در این کشور وجود دارد و بیش از 84 میلیون خط تلفن همراه.

373 شبکه تلویزیونی در این کشور برنامه پخش می‌کنند و 38میلیون و 600 هزار کاربر اینترنت دارد.

16 میلیون و 494 هزار میزبان اینترنتی در این کشور وجود دارد و دامنه اینترنتی آن de. است.

 مردم
در آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر زندگی می‌کنند. از این تعداد حدود ۹٫۲ میلیون نفر خاستگاه غیرآلمانی دارند که ۸٫۳ درصد از مجموع جمعیت آلمان را تشکیل می‌دهند. از نتایج این ترکیب جمعیت تنوعی است که مهاجرین ساکن آلمان، اقلیت‌های قومی و هم‌چنین مناطق و ایالت‌های دارای سنت‌ها و لهجه‌های متفاوت همه در آن سهم دارند.

 ویژگی‌های جمعیتی
پراکندگی جمعیت در آلمان بسیار ناهم‌گون است. حدود یک سوم جمعیت، یعنی ۲۵ میلیون نفر در ۸۲ شهر بزرگ زندگی می‌کنند و ۵۰٫۵ میلیون نفر در بخش‌ها و شهرهایی که بین ۲٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارند. حدود ۶٫۴ میلیون نفر ساکن آبادی‌هایی با حداکثر ۲٫۰۰۰ نفر سکنه هستند. جمعیت برلین که از زمان اتحاد مجدد کشور به سرعت افزایش یافته در حال حاضر بیش از ۴/۳ میلیون نفر است. در منطقهٔ صنعتی راین و روهر، جایی که شهرها بدون مرزهای مشخصی به هم پیوسته‌اند، بیش از ۱۱ میلیون نفر ساکنند که معادل ۱۱۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع است. این مناطق پرجمعیت در برابر مناطقی با تراکم جمعیت بسیار کم مانند بخش‌های بزرگی از مارک- براندنبورگ و مکلن بورگ – فورپومرن قرار دارند.

آلمان در مجموع با میانگین تراکم جمعیت ۲۳۰ نفر در هر کیلومتر مربع از جمله پرتراکم‌ترین کشورهای اروپاست که از ایالات قدیمی در غرب تا مناطقی که قبلاً جمهوری دموکراتیک آلمان نامیده می‌شدند تفاوت فاحشی را به نمایش می‌گذارد. در این ایالات جدید و شرق برلین تراکم جمعیت ۱۴۰ نفر در هر کیلومتر مربع است و در ایالات قدیمی این رقم به ۲۶۷ نفر می‌رسد. آلمان با ۹ تولد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال از جمله کشورهایی است که از پایین‌ترین میزان زادوولد در جهان برخوردارند. کودکان بسیاری در میان‌سالی مادران پا به عرصه وجود می‌گذارند. زنان اغلب اولین فرزند خود را در آغاز دهه چهارم زندگی به دنیا می‌آورند و به ازای هر زن در حال حاضر به‌طور متوسط ۴/۱ کودک وجود دارد. با این وجود جمعیت آلمان در سال‌های اخیر ثابت مانده و کمبود زاد و ولد با ورود حدود ۳ میلیون مهاجر جبران شده‌است. میزان پایین زاد و ولد و افزایش میزان امید به زندگی (برای هر پسر تازه متولد ۴/۷۴ سال و هر دختر تازه متولد ۶/۸۰ سال) تأثیر مستقیم بر هرم سنی جمعیت دارد. سهم افراد بالای ۶۰ سال احتمالاً از ۲۳ درصد درحال حاضر به ۳۰ درصد در سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت و نسبت آن بخش از جمعیت که به‌طور فعال به کار اشتغال دارد و بازنشستگان به تدریج به سود بخش اخیر تغییر می‌یابد.

خانواده هنوز به عنوان بهترین شکل زندگی مشترک ترجیح داده می‌شود. اکثریت بزرگی ازجمعیت در یک خانوار زندگی می‌کنند. تقریباً نیمی از جمعیت در یک خانواده سنتی شامل والدین و فرزندان زندگی می‌کنند. با این وجود گرایش به سمت خانواده کوچک و افزایش تعداد خانوار قابل مشاهده‌است. در شهرهای بزرگ از هر چهار نفر و در شهرهای کوچک و روستاها از هر هفت نفر، یک نفر تنها زندگی می‌کند. حدود ۴/۲ میلیون نفر، که اغلب آنان زن هستند، به تنهایی با فرزندان خود زندگی می‌کنند 

 زبان آلمانی
آلمانی جزو گروه بزرگ زبان‌های هند و ژرمنی است و در حوزهٔ زبان‌های ژرمنی قرار می‌گیرد. این زبان با دانمارکی، نروژی و سوئدی، هلندی، فلمی و همچنین انگلیسی هم خانواده است. در آغاز قرون وسطی تعداد کثیری زبان‌های نوشتاری محلی وجود داشت. با گسترش ترجمه لوتر از انجیل، به تدریج یک زبان نوشتاری متحد که به طور عمده بر زبان دیوانی زاکس (مایسنر) استوار بود، جای خود را باز کرد.

در آلمان به لهجه‌های گوناگونی صحبت می‌کنند، اغلب از لهجه و تلفظ مردم آلمان می‌توان به منشا محلی آن‌ها پی­برد. چنانچه مثلاً یکی از اهالی مگلن‌بورگ و یک بایری هر کدام با لهجه خود با یک‌دیگر سخن بگویند، به سختی یکی سخن دیگری را خواهد فهمید. در ابتدا در سرزمین کنونی آلمان قبایل مختلفی مانند فرانک‌ها، زاکس‌ها، شواب‌ها و بایری‌ها زندگی می‌کردند. امروز این قبایل در هیبت اولیه خود دیگر وجود ندارند ولی سنت‌ها و لهجه‌هایشان در گروه‌های منطقه‌ای به حیات خود ادامه داده‌است.

امروزه در اتریش، لیختن‌اشتاین، بخش بزرگی از سوییس، تیرول جنوبی (در شمال ایتالیا)، شلزویک شمالی (در دانمارک) و بخش‌هایی از بلژیک و لوکزامبورگ در امتداد مرز آلمان به زبان آلمانی تکلم می‌شود و زبان مادری به حساب می‌آید. هم‌چنین اقلیت‌های آلمانی در لهستان، رومانی، منطقهٔ سودت جمهوری چک و در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق زبان آلمانی را حفظ کرده‌اند. آلمانی زبان مادری بیش از ۱۰۰ میلیون نفر است[نیازمند منبع]. از هر ده کتابی که در جهان منتشر می‌شود، یکی به زبان آلمانی نوشته می‌شود
ویرایش و تلخیص:آکاایران

 

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب
zavaran
رزرو هتل آپارتمان در مشهد

اخبار اکاایران