آیا دین هدفمند است؟
جاده

آوردن قانون

دین را چه اهداف و مقاصدی است؟ خداوند چرا برای افراد بشر مذهب مدوّنی را عرضه کرده است؟ این سوالی است که پاسخ درست به آن خود می تواند راهگشا و جهت دهنده انسان به سوی کار، تعهد و انجام وظایف باشد. ولی پیش از آن سوال دیگری قابل طرح است، و آن اینکه آیا مذاهب هدف و مقصدی را تعقیب می نمایند؟ اگر آری، آن هدف یا اهداف کدامند؟ و چه رابطه ای با زندگی انسان دارند؟

در پاسخ به این سوالات باید گفت: آفرینش که ساخته و پرورده خدای دانا و حکیم و قادر و علیم است، نمی تواند بدون هدف باشد. دور از شأن و مقام خداوند است که کاری عبث و بیهوده از او سر بزند. حتی این توقع از یک کودک عاقل بعید است که کارش را بی حساب و سرسری انجام دهد. کودک نیز برای بازی خود نقشه و هدفی دارد، اگر چه آن هدف از نظر یک فرد بزرگسال بی بها و یا کم ارزش باشد. توقع هدفداری، حتی در ظریف ترین امور، برای خدای علم آفرین و خرد آفرین سزوارتر است.

 

کلیات این اهداف

اینکه هدف از آوردن مذهب چیست؟ در عبارتی کلی می توان از نام مذهب برای پاسخ به آن سود جست. مذهب راه است، روش است و آوردن مذهب در واقع راه نشان دادن و ارائه طریق است. ما دعوت شده خداوند و میهمان وارد شده براوئیم، او مهماندار و میزبان ماست. هر میزبانی در پذیرایی از مهمان سعی دارد او را برای بهره مندی از مواهب این مهمانداری، راهنمایی کرده راه و چاه را به او نشان دهد به ویژه برای مهمانی که نخستین بار وارد سرایی می شود که آن سرای، پیچیده ، تو در تو، فضای آن اسرار آمیز نیز می باشد.

اگر بخواهیم به صورت جزئی تری از این اهداف آگاه شویم، می توانیم آن را در موارد زیر دسته بندی و عرضه نمائیم:

1- تبیین آفرینش: از اهداف مذهب این است که بشر را نسبت به آفرینش و اسرار آن توجیه کند. از رمز و راز آسمانها، کرات، زمین و پدیده های گوناگون آگاهی دهد. به او بفهماند که در آشکار و نهان این جهان چه چیز است، آیا در ورای آن وجهی که می بینیم و لمس و احساس می کنیم؛ چیزهای دیگری وجود دارند که در سرنوشت و زندگی ما موثر باشند یا خیر؟

مذهب راه است، روش است و آوردن مذهب در واقع راه نشان دادن و ارائه طریق است

آیا پدیده های جهان همین اشیاء ریز و درشتی هستند که ما از آنها مطلع هستیم؟ خداوند چرا آسمان را آفریده؟ چرا کرات را خلق کرده است؟ چرا مرگ و حیات را در جهان هستی قرار داد؟ چرا حیوانات را به وجود آورد؟ چرا آب؟ چرا درخت؟ چرا انسان و هزاران چرای دیگر. در جهان چه مواهب و نعمتهایی هست؟ چه چیزهایی خوردنی است؟ نوشیدنی است؟ چه چیزهایی را نباید خورد و یا نباید آشامید؟ چرا گوشت سگ و خوک حرام است؟ چرا گوشت مرغ و ماهی و گوسفند حلال است؟ و ما را در این حلال و حرام چه نفعی و زیانی است؟ و....

2- آوردن قانون: در جهان هدافدار، بی قانون و بی ضابطه نمی توان زیست، به ویژه که ما با انسانهای مختلف، با گیاه و حیوان با مالکیت ها و تصرف ها، با زندگی مشترک، منافع و زیانهای مشترک سروکار داریم. این مسائل و امور را نمی توان ساده و سرسری گرفت. همه چیز باید روی ضابطه باشد و براساس قانون صورت گیرد. اما آن ضابطه ها را چه کسی تدوین کند؟ بشر؟ مگر او به همه جوانب و اسرار حیات انسانها و پدیده ها آگاه است؟ مگر او می تواند گذشته و آینده را ببیند و بداند؟ مگر به همه امور احاطه و سلطه دارد؟ از کجا قوانین او جاهلانه نباشد؟ و به نفع شخصی خود و خانواده خویش نیندیشد؟ و به زیان دیگران اقدام نکند؟ و... هدف دین، آوردن قانون الهی و سلطه و سیطره دادن آن بر زندگی انسانهاست. قانونی که در آن خیر و مصالح همگان محفوظ بماند و جوانب و ابعاد زندگی بشر در آن مد نظر قرار گیرد و این هدف بسیار مهم و والایی است.

3- تعیین فلسفه زندگی: از اهداف مهم ادیان تعیین فلسفه زندگی و پاسخ دادن به چراهایی است که در این عرصه وجود دارد ما که ایم؟ چه ایم؟ چرا آفریده شده ایم؟ چرا زنده ایم؟ چرا ازدواج؟ چرا جنگ؟ چرا صلح؟ چرا خوردن و خوابیدن؟ چرا کسب علم؟ چرا کار و تلاش؟ و ...

حاصل این همه نشست و برخاست چیست؟ زندگی هدف است یا وسیله؟ زنده ماندن برای خوردن و لذت بردن است یا خوردن برای زنده ماندن؟ و تازه آدمی زنده بماند که چه شود؟ چه کند؟ و....

ده ها سوال دیگر از این قبیل که هدف دین روشن کردن و پاسخگویی به آنهاست.

از اهداف مهم ادیان تعیین فلسفه زندگی و پاسخ دادن به چراهایی است که در این عرصه وجود دارد ماکه ایم؟ چه ایم؟ چرا آفریده شده ایم؟ چرا زنده ایم؟ چرا ازدواج؟ چرا جنگ؟ چرا صلح؟ چرا خوردن و خوابیدن؟ چرا کسب علم؟ چرا کارو تلاش؟ و...

4- تنظیم روابط: آدمی در عرصه حیات، برای تداوم زندگی خود نیاز به روابط متعددی دارد که ناگزیر به پذیرش آنهاست و طبعا این روابط باید اندیشیده و مبتنی بر خیر و صلاح ومنافع آینده او باشد. دامنه این روابط، وسیع و شامل موارد زیر است:

الف) رابطه با خدای خود، یعنی رابطه با جسم و ذهن و عاطفه و روان خود در عرصه سلامت ، بهداشت، شناخت عوامل و موانع رشد، راه و رسم سعادت و بدبختی، و ....

ب) رابطه با خدای خود از نظر اطاعت و عبادت و تسلیم، اعتماد و توکل براو، استمداد و وابستگی به او، تنظیم ارتباط توام با انس و بندگی، صفا و اخلاص، و....

ج) رابطه با انسانهای مختلفی که آدمی با آنها سروکار دارد، چون مادر، پدر، برادر، خواهر، همسر، همسایه، دوست، دشمن، مومن، کافر، اهل کتاب و ... .

هدف این است که این روابط را سامان دهد و به انسانها بیاموزد که با والدین چگونه باشیم؟ با همسر چطور؟ با دوست و دشمن چگونه؟ با آب و خاک و کرات و ... به چه صورت؟

5- تبیین جهان دیگر و سرای پس از مرگ: با جهان برزخ که همه ما با آن سروکار خواهیم داشت، با پرسش های پس از مرگ در قبر، با جهان آخر و رستاخیز، با مسائل مربوط به آن از حشر و نشر و کتاب و حساب و پاداش و عقوبت و بهشت و دوزخ و ... از طریق دین می توان آشنا شد. اگر بخواهیم از همه اهداف مذهب سخن بگوییم کار به درازا می کشد تنها فهرست وار می گوییم هدف مذهب معرفی نعمتهای خدا، نشان دادن آیات او شکوفا کردن ذخایر عقلانی، معرفی تضادها و تعارض های موجود در دوران حیات، کیفیت اتخاذ مواضع در قبال آنها، تبیین تعهد و تکلیف میثاق انسان با خداوند و با فطرت و وجدان خویش، راههای تزکیه نفس و ... و بالاخره هدف  انیباء هدایت انسان به سوی فلاح است و به فرموده علامه طباطبایی:

تضمین سعادت حقیقی انسان می باشد و البته این سعادت به دور از امور دنیای مردم نیست.

بخش اعتقادات شیعه تبیان  

گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
تبلیغات