تولد زمزم (داستان یک ابرمرد 6)

قسمت ششم

تولد زمزم (داستان یک ابرمرد 6)

ابراهیم

تولد تولد زمزم (داستان یک ابرمرد 6)

ابرمرد

ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

ابراهیم در 37 سالگی در بابل دختر خاله و یا دختر عموی خود ساره دختر لاحج پیامبر را به کابین نکاح خود در آورد و پس از هجرت از بابل به سوی حران آمد و در حران نیز چون بابل دعوت به سوی توحید را لحظه ای کنار نگذاشت و گروهی اندک از فلسطین به آیین ابراهیمی گرایی
تولد زمزم (داستان یک ابرمرد 6)

ساره

از ماه من تا ماه گردون (داستان یک ابرمرد...

ابراهیم به بت‌پرستان گفت: همه‌ی بودها در بقای خود نیازمند وجودی هستند که همواره پایدار و باقی باشد، وجودی که پیوسته احاطه کامل بر زوایای هستی داشته باشد، بنابراین ستاره ای که رو به افول نهد نمی تواند آفریدگار جهان باشد .
تولد زمزم (داستان یک ابرمرد 6)

هاجر

بت شکن (داستان یک ابر مرد 3)

ابراهیم که قسم یاد کرده بود چاره بتها کند، شهر خاموش و تنها بود و ابراهیم در کمین بتها؛ به سوی معبد رفت و منظره غمگین و جاهلانه کلدانیان را به نظاره نشست، ریش خندی زد و گفت چرا نمی خورید؟ سکوت بر همه معبد طنین افکنده بود، دوباره پرسید چرا سخن نمی گویید؟
گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات