شیوه مخالفان در مقابله با پیامبران
تهمت

پیامبران

مخالفان دعوت پیامبران، از شیوه هاى متعددى بهره مى گرفتند:

یکى حربه تهمت و افترا، دیگرى انتقادهاى بى جا و به عبارت دیگر، تفسیر یک سلسله واقعیت ها به صورت غیر صحیح، سوم جنگ و قتل پیامبران، چهارم محاصره اقتصادى و ... . برخى از تهمت ها عبارتند از:

1.تهمت جنون و دیوانگى: این تهمت در میان پیامبران بیش از همه متوجه پیامبر اسلام شده است و در عین حال قرآن کریم، درباره حضرت نوح و صالح و شعیب و موسى(علیه السلام) بلکه عموم پیامبران یادآورى مى کند:

(کَذلِکَ ما اَتَى الَّذینَ مِن قَبلِهِم مِن رَسول اِلاّ قالوا ساحِرٌ اَو مَجنون );[1] هم چنین براى امت هاى پیشین پیامبرى نیامده مگر این که به او گفتند: جادوگر است یا دیوانه.

2. تهمت سحر و جادوگرى: همه پیامبران یا غالب آنها به چنین تهمت (جادوگرى) متهم بوده اند، قرآن کریم درباره عموم پیامبران چنین مى فرماید:

(کَذلِکَ ما اَتَى الَّذینَ مِن قَبلِهِم مِن رَسول اِلاّ قالوا ساحِرٌ اَو مَجنون );[2 هم چنین براى پیشینیان پیامبرى نیامد، مگر این که گفتند: جادوگر و یا دیوانه است.

3. اتهام به دروغ گویى: کسانى که پیامبران را به «جنون» و «سحر و جادو» متهم مى کردند، طبعاً باید به دروغ گویى هم متهم کنند. قرآن کریم درباره این اتهام آنان مى فرماید:

(واِنّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الکـذِبین );[3] تو را از دروغ گویان مى اندیشیم.

4. اتهام به اخلال گرى و فساد در زمین: نمونه بارز آن را در مبارزه حضرت موسى با فرعون مصر مشاهده مى کنیم.

هرگاه پیامبرى آیین توحید و دعوت به رستاخیز را مطرح مى کرد، مردم به فکر این که محتواى دعوت او در شریعت پیشین و دعوت هاى قبلى بوده، بر چسب افسانه و اسطوره بودن بر آن مى زدند، قرآن کریم این تهمت را از زبان مشرکان عصر رسالت به صورت مکرر نقل کرده

وقتى موسى در مقام احتجاج بر فرعون پیروز شد، فرعون چنین گفت:

(وقالَ فِرعَونُ ذَرونى اَقتُل موسى ولیَدعُ رَبَّهُ اِنّى اَخافُ اَن یُبَدِّلَ دینَکُم اَو اَن یُظهِرَ فِى الاَرضِ الفَساد );[4] فرعون [به تمسخر] گفت: موسى خداى خود را به کمک فرا خواند، من مى ترسم آیین شما را تغییر دهد و[ در مصر] فساد کند.

5. اتهام به جدال: پیامبران گرامى در دعوت به توحید و معاد نیرومندترین دلیل و برهان را در دست داشتند، ولى چون دعوت آنان با مزاج بت پرستى و دنیا خواهى، موافق نبود، آنان را به فقدان دلیل ومنطق متهم مى نمودند. قرآن کریم درباره این اتهام آنان درباره حضرت نوح(علیه السلام) مى فرماید:

(قالوا یـنوحُ قَد جـدَلتَنا فَاَکثَرتَ جِدلَنا فَأتِنا بِما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصّـدِقین );[5] گفتند: اى نوح، زیاد با ما به جدال برخاستى و زیاد جدل کردى وعده خود(عذاب) رابیاور اگر راست مى گویى.

6. اتهام به افسانه بودن محتواى دعوت: هرگاه پیامبرى آیین توحید و دعوت به رستاخیز را مطرح مى کرد، مردم به فکر این که محتواى دعوت او در شریعت پیشین و دعوت هاى قبلى بوده، بر چسب افسانه و اسطوره بودن بر آن مى زدند، قرآن کریم این تهمت را از زبان مشرکان عصر رسالت به صورت مکرر نقل کرده و مى فرماید:

(یَقولُ الَّذینَ کَفَروا اِن هـذا اِلاّ اَسـطیرُ الاَوَّلین );[6] افراد کافر مى گویند: قرآن جز داستان هاى گذشتگان چیزى نیست.[7] 

 

پی نوشت:

[1] ذاریات، آیه 52.

[2] ذاریات، آیه 52.

[3] اعراف، آیه 66.

[4] غافر، آیه 26.

[5] هود، آیه 32.

[6 انعام، آیه 25.7

7. ر.ک. جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 10، ص 402 ـ 412.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
تبلیغات