ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

قسمت پنجم

ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

ابراهیم

ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

ابرمرد

از ماه من تا ماه گردون (داستان یک ابرمرد...

ابراهیم به بت‌پرستان گفت: همه‌ی بودها در بقای خود نیازمند وجودی هستند که همواره پایدار و باقی باشد، وجودی که پیوسته احاطه کامل بر زوایای هستی داشته باشد، بنابراین ستاره ای که رو به افول نهد نمی تواند آفریدگار جهان باشد .
ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

داماد

بت شکن (داستان یک ابر مرد 3)

ابراهیم که قسم یاد کرده بود چاره بتها کند، شهر خاموش و تنها بود و ابراهیم در کمین بتها؛ به سوی معبد رفت و منظره غمگین و جاهلانه کلدانیان را به نظاره نشست، ریش خندی زد و گفت چرا نمی خورید؟ سکوت بر همه معبد طنین افکنده بود، دوباره پرسید چرا سخن نمی گویید؟
ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

عروسی

ابراهیم - قسمت دوم؛ آخرین چاره

ابر مرد داستان ما همه‌ی راه‌ها را رفته بود اما مگر اندرزهای او در جان آن مردگان متحرک می‌نشست. که میخ آهنین نرود در سنگ. پس چاره چه بود؟ با ما همرا باشید تا چاره اندیشی ابراهیم...
گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات