قربانی (داستان یک ابرمرد 8)

قسمت هشتم

قربانی (داستان یک ابرمرد 8)

امام رضا

قربانی (داستان یک ابرمرد 8)

ذبح عظیم

در این مقال جای سخنی عمیق و جانکاه سبز است و آن تفسیر این آیه شریفه "وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیم" یعنی و او را در ازاى قربانىِ بزرگى باز رهانیدیم (صافات 107).

مفسران چون علامه بزرگوار طباطبایی در المیزان آورده‌اند که چون ماموریت الهی ابراهیم پایان یافت، خدای تعالی قوچی بزرگ را به سوی او فرستاد و آن قوچ فدایی قربانی (داستان یک ابرمرد 8)

ابراهیم

ابراهیم داماد می‌شود (داستان یک ابرمرد 5)

ابراهیم در 37 سالگی در بابل دختر خاله و یا دختر عموی خود ساره دختر لاحج پیامبر را به کابین نکاح خود در آورد و پس از هجرت از بابل به سوی حران آمد و در حران نیز چون بابل دعوت به سوی توحید را لحظه ای کنار نگذاشت و گروهی اندک از فلسطین به آیین ابراهیمی گرایی
قربانی (داستان یک ابرمرد 8)

اسماعیل

از ماه من تا ماه گردون (داستان یک ابرمرد...

ابراهیم به بت‌پرستان گفت: همه‌ی بودها در بقای خود نیازمند وجودی هستند که همواره پایدار و باقی باشد، وجودی که پیوسته احاطه کامل بر زوایای هستی داشته باشد، بنابراین ستاره ای که رو به افول نهد نمی تواند آفریدگار جهان باشد .
قربانی (داستان یک ابرمرد 8)

قربانی

تولد زمزم (داستان یک ابرمرد 6)

ابراهیم به فرمان خدای بزرگ، هاجر و فرزند شیرخواره‌اش اسماعیل را با اندک قوت و نانی تنها گذاشت و در مقابل گریه‌ها و زاری هاجر به سوی فلسطین و به نزد ساره بازگشت. آه هاجر و فغان اسماعیل از یک سو، تشنگی و گرسنگی از یک سو و غربت درد آور ... .
گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات