آثار ایمان به خدا

آثار ایمان به خدا - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد آثار ایمان به خدا ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +آثار +ایمان +به +خدا را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد ایمان به خدا را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد. 

به نقل از آکاایران: انـسـان مۆمن، در مصائب و سختى ها از آرامش روانى برخوردار است ؛ زیرا از یک سو همواره خود را داراى تکیه گاهى محکم و پناهگاهى ایمن مى داند و از این احساس ، نیرو و نشاط مى گیرد و از سـویـى دیگر، در برابر پیشامدهاى ناگوار، شکیبایى مى کند و پاداش الهى را فراروى خویش مى بیند و دیگر آن که او این سختى ها را زودگذر مى داند و در انتظار سعادت حتمى و جاودانى به سر مى برد.

 آثار ایمان به خدا

آنـچـه مـى تواند به انسان آرامش بخشد و اضطراب را از میان بَرَد، ایمان حقیقى به خداوند است .آثار سازنده ایمان ، بسیاراست که در این جا مهم ترین آن هارابرمى شماریم .

 

کاهش بحران هاى روحى

ایمان به خداخـداونـد مـتـعـال ، اثـر عـوامـل اضطراب آفرین را از میان مى برد؛ زیرا اوّلاً، دین با دسـتـورهـاى اخـلاقى و تعالیم حیاتبخش خود، آتش حرص و آز و جاه طلبى و ثروت اندوزى را، که از عوامل اضطراب روحى انسانند، به گونه اى درست فرو مى نشاند و او را به عزّت نفس ، مناعت طبع و پرهیزکارى فرامى خواند.

ثـانـیـاً، دیـن در سـایـه اعتقاد به معاد و روز رستاخیز، رشته زندگى را به دوران پس از مرگ مـتـصل مى کند و مرگ را دروازه زندگانى جاوید مى داند و از این گذر، به زندگى مادّى بشر، معنا و طراوت مى بخشد و بدین سان ، دومین عامل اضطراب و نگرانى را از میان برمى دارد.

 

آرامش روانى

انـسـان مۆ من ، در مصائب و سختى ها از آرامش روانى برخوردار است ؛ زیرا از یک سو همواره خود را داراى تکیه گاهى محکم و پناهگاهى ایمن مى داند و از این احساس ، نیرو و نشاط مى گیرد:

((اَلَّذینَ امَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّهِ اَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)) (رعد (13)، آیه 28)

آنـان کـه به خدا ایمان آورده اند و دلشان با یاد خدا آرامش مى گیرد. آگاه باشید! که تنها با یاد خدا دلها آرامش مى پذیرد.

هـر کـس تـقـوا پـیـشـه کـنـد، خـداوند راه هایى به رویش مى گشاید و از جایى به او روزى مى رسـانـد کـه بـه خـیـالش ‍ نـرسـد، و هـر کـس بـه خـدا تـوکـّل کـنـد، خدا براى او کافى است ، که خداوند، امرش [بر همه عالم ] نافذ است و براى هر چیز قدر و اندازه اى مقرّر داشته است

و از سـویـى دیگر، در برابر پیشامدهاى ناگوار، شکیبایى مى کند و پاداش الهى را فراروى خویش مى بیند:

((اِنَّما یُوَفَّى الصّابِرُونَ اَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ)) (زمر (39)، آیه 10) خداوند شکیبایان را بى حساب پاداش مى دهد.

دیگر آن که او این سختى ها را زودگذر مى داند و در انتظار سعادت حتمى و جاودانى به سر مى برد:

((اِنَّ الَّذیـنَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ اَلاّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى کُنْتُمْ تُوعَدُونَ)) (فصلت (41)، آیه 30)

آنـان کـه گـفـتـنـد: ((پـروردگـار مـا اللّه اسـت .)) و اسـتـقـامـت ورزیـدنـد، فـرشـتگان بر آنان نازل گردند که نترسیدو غمگین مباشید و مژده باد بر شما بهشتى که بدان وعده داده مى شدید.

بـنابراین شخص مۆ من در برابر هر پیشامد تلخ و ناگوارى خود را در پناه پناهگاهى ایمن مى بـیـنـد و بـه جـاى پـناه بردن به انواع اعتیاد و دست زدن به جرم و جنایت و خودکشى و یا دچار شـدن بـه بـیـمـارى هـاى روانى ، به آن نیروى جاودانه و قادر، پناه مى برد و به پیروزى و رستگارى خویش امیدوار مى گردد:

((وَ مـَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاًَ وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَىْءٍ قَدْراً)) (طلاق (65)، آیات 2 ـ 3)

هـر کـس تـقـوا پـیـشـه کـنـد، خـداوند راه هایى به رویش مى گشاید و از جایى به او روزى مى رسـانـد کـه بـه خـیـالش ‍ نـرسـد، و هـر کـس بـه خـدا تـوکـّل کـنـد، خدا براى او کافى است ، که خداوند، امرش [بر همه عالم ] نافذ است و براى هر چیز قدر و اندازه اى مقرّر داشته است .

 

پرورش فضایل اخلاقى

مـیـل بـه فـضـایـل اخلاقى و سجایاى انسانى ، جزو سرشت ماست . عشق به خوبى ها و تنفّر از بدى ها، در ما ریشه اى فطرى دارد و کسى را نمى یابیم که ـ مثلاً ـ وفاى به پیمان را زشت و پیمان شکنى را نیک بشمارد و یا امانتدارى را بد و خیانت را خوب بداند.

دین آسمانى ما، با وعده پاداش ها و کیفرهاى الهى ، در پرورش گرایش هاى والاى انسانى ، نقشى مـۆ ثـر دارد. دانـشـمندان ، دین را پشتوانه اخلاق ، و اخلاق غیر متکى بر دین را درست نمی دانند؛ زیرا روشـن اسـت کـه پـایـبـندى به اصول اخلاقى ، مانند عفت ، امانت ، راستى ، درستى ، فداکارى ، دسـتـگـیـرى از بینوایان و... در بسیارى از مواقع با محرومیت هاى مادّى همراه است و دلیلى ندارد کـه انـسـان بـدون انـگـیـزه روحـى و مـعـنـوى ، ایـن مـحـرومـیـت هـا را تـحـمل کند، مگر این که ایمان آورد که فداکارى او در سراى دیگر با پاداش الهى جبران خواهد شـد و یـا آلودگـى بـه کـارهـاى زشـت و نـامـشـروع ، کـیـفـرهـاى سـخـتـى بـه دنبال خواهد داشت .

 

زمینه ساز عدالت اجتماعى

انـکـار خـدا به معناى اعتقاد به بى شعورى جهان است . از دیدگاه کسى که به خدا معتقد نیست ، پـدیـد آورنـده جهان از شعور و آگاهى بى بهره است و بنابراین ، داراى هدف نیز نیست ؛ زیرا هـدفـمـنـدى از لوازم شـعور و آگاهى است . انسان نیز، که جزئى از جهان است ، بى هدف است و بـدین سان ، عدالت ، برابرى ، ایثار و به طور کلّى ، همه بایدها و نبایدهاى اخلاقى پوچ و بى معناست .

 

خوشبینى به نظام هستى

ایـمـان دینى به آن علت که بینش انسان را نسبت به جهان سامان مى دهد، آفرینش را هدفدار و هدف را خـیـر و تکامل و سعادت معرفى مى کند. از این رو، انسان را نسبت به نظام کلّى هستى و قوانین حاکم بر آن خوشبین مى سازد.

ایمان به خداخـداونـد مـتـعـال ، اثـر عـوامـل اضطراب آفرین را از میان مى برد؛ زیرا اوّلاً، دین با دسـتـورهـاى اخـلاقى و تعالیم حیاتبخش خود، آتش حرص و آز و جاه طلبى و ثروت اندوزى را، که از عوامل اضطراب روحى انسانند، به گونه اى درست فرو مى نشاند و او را به عزّت نفس ، مناعت طبع و پرهیزکارى فرامى خواند

انـسـان مـۆ مـن در جهان هستى ، مانند کسى است که در کشورى زندگى مى کند که قوانین و ارزش هاى آن را درست و عادلانه مى داند و به خیرخواهى گردانندگان کشور ایمان دارد و زمینه ترقى و تـعـالى را براى خود و دیگران ، فراهم مى بیند و معتقد است تنها چیزى که ممکن است موجب عقب مـانـدگى او شود سستى و کوتاهى خود اوست . از نظر چنین شخصى ، هر نقصى که هست ، از آن جاست که او و امثال او، وظیفه خویش را انجام نمى دهند. این اندیشه ، او را به نشاط درمى آورد و با خوشبینى و امیدوارى ، به حرکت و جنبش وامى دارد.

امـا انسان بى ایمان ، نظام هستى و قوانین حاکم بر آن را درست نمى شناسد و آن را به گونه نـادرست توجیه و تفسیر مى کند. از این رو، به نظام هستى با بدبینى مى نگرد. او مانند کسى است که در کشورى زندگى مى کند که قوانین و ارزش هایش را نادرست و ظالمانه مى داند. درون چـنـیـن کـسـى ، هـمـواره پـر از حقد و کینه است . او هرگز به فکر اصلاح خود نمى افتد، بلکه گمان مى کند که سراسر هستى ، ظلم و جور و نادرستى است ، و اینک که چنین است ، پس ‍ درستى ذره اى مانند من چه ارزشى دارد. چنین کسى هرگز از جهان ، لذّت نمى برد. جهان براى او همواره مانند یک زندان هولناک است . قرآن کریم در این باره مى فرماید:

((وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکْرى فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً)) (طه (20)، آیه 124) ؛ هر کس از یاد من روى برتابد، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت .

 

چکیده

ایـمـان است که زندگى را در جان ما فراخى و شادى مى بخشد ، ما را نسبت به جهان هستی ونظام حاکم بر آن خوشبین می سازد ، از اضطراب و بحران های درونی می رهاندو فضائل اخلاقی وانسانی را پرورش می دهد، در حالی که انسان بى ایمان از این مواهب بى بهره است .

 

منابع:

یکصد درس از زندگانی امام علی علیه السلام ـ پژوهشکده تحقیقات اسلامی

سایت: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

 گردآوری: بخش دین و اندیشه آکاایران


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله آثار ایمان به خدا شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

آثار ایمان به خدا گردآوری توسط بخش اعتقادات شیعه سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات