اشعار زیبای مولوی درباره ماه رمضان - آکا

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید

دست‏ بدار از طعام مایده جان رسید

جان ز قطعیت ‏برست، دست طبیعت ‏ببست

قلب ضلالت ‏شکست لشکر ایمان رسید

لشکر «والعادیات‏»  دست ‏به یغما نهاد

ز آتش «و الموریات‏» نفس به افغان رسید

البقره راست ‏بود موسی عمران نمود

مرده از و زنده شد چونک به قربان رسید

روزه چون قربان ماست زندگی جان ماست









تن همه قربان کنیم جان چون به مهمان رسید

صبر چو ابریست ‏خوش، حکمت ‏بارد ازو

زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید

نفس چون محتاج شد روح به معراج شد

چون در زندان شکست جان بر جانان رسید

پرده ظلمت درید، دل به فلک بر پرید

چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید

زود از این چاه تن دست‏ بزن در رسن

بر سر چاه آب گو: یوسف کنعان رسید

عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول

دست‏بشو کز فلک، مایده و خوان رسید

دست و دهان را بشو، نه بخور و نی بگو

آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسید

 

 

می‏بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام

گر تو خواهی تا عجب گردی، عجایب دان صیام

گر تو را سودای معراجست ‏بر چرخ حیات

دانک اسب تازی تو هست در میدان صیام

هیچ طاعت در حبان آن روشنی ندهد تو را

چونک بهر دیده دل کوری ابدان صیام

چونک هست این صوم نقصان حیات هر ستور

خاص شد بهر کمال معنی انسان صیام

چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود

پس مهیا کرد بهر مطبخ ایشان صیام

چیست آن اندر جهان مهلکتر و خونریزتر

بر دل و بر جان و جا خون خواره شیطان صیام

خدمت‏خاص نهانی تیز نفع و زود سود

چیست پیش حضرت درگاه این سلطان؟ صیام

ماهی بیچاره را آب آنچنان تازه نکرد

آنچ کرد اندر دل و جانهای مشتاقان صیام

در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل

هست ‏بهتر از حیوة صد هزاران جان صیام

گرچه ایمان هست مبنی بر بنای پنج رکن

لیک و الله هست از آنها اعظم الارکان صیام

لیک در هر پنج پنهان کرده قدر صوم را

چون شب قدر مبارک هست‏خود پنهان صیام

سنگ بی قیمت که صد خروار ازو کس ننگرد

لعل گرداند چو خورشید درون کان صیام

شیر چون باشی که تو از روبهی لرزان شوی

چیره گرداند تو را بر بیشه شیران صیام

بس شکم خاری کند آنکو شکم خواری کند

نیست اندر طالع جمع شکم خواران صیام

خاتم ملک سلیمانست‏یا تاجی که بخت

می‏نهد بر تارک سرمای مختاران صیام

خنده صایم به است از حال مفطر در سجود

زانک می‏بنشاندت بر خوان الرحمن صیام

در خورش آن بام تون، از تو به آلایش بود

همچون حمامت ‏بشوید از همه خذلان صیام

شهوت خوردن ستاره نحس دان تاریک دل

نور گرداند چو ماهت در همه کیوان صیام

هیچ حیوانی تو دیدی روشن و پر نور علم

تن چون حیوانست مگذار از پی حیوان صیام

شهوت تن را تو همچون نیشکر در هم شکن

تا درون جان ببینی شکر ارزان صیام

قطره تو، سوی بحر کی توانی آمدن؟!

سوی بحرت آورد چون سیل و چون باران صیام

پای خود را از شرف مانند سر گردان به صوم

زانک هست آرامگاه مرد سر گردان صیام

خویشتن را بر زمین زن درگه غوغای نفس

دست و پایی زن که بفروشم چنین ارزان صیام

گرچه نفست رستمی باشد مسلط بر دلت

لزر بر وی افکند چون بر گل لرزان صیام

ظلمتی کز اندرونش آب حیوان می‏زهد

هست آن ظلمت‏به نزد عقل هشیاران صیام

گر تو خواهی نور قرآن در درون جان خویشتن

هست ‏سر نور پاک جمله قرآن صیام

بر سر خوانهای روحانی که پاکان شسته‏اند

مر تو را همکاسه گرداند بدان پاکان صیام

روزه چون روزت کند روشن دل و صافی روان

روز عید وصل شد را ساخته قربان صیام

در صیام ار پا نهی شادی کنان نه با گشاد

چون حرامت و نشاید پیش غنا کان صیام

زود باشد کز گریبان بقا سر بر زند

هر که در سر افکند ماننده دامان صیام



منبع:shiaha.com

گردآوری دین و اندیشه آکاایران

شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

شعر زیبا از مولانا در مورد زندگی , مولانا بهترین حکایت 70 سال عبادت , شعر کامل مولانا خواهی نشوی رسوا , شعری از مولانا در مورد سال نو , حافظ quotes ماه رمضان شد پدید , اشعار مولانا در باب نارضایتی , شعر مولانا درباره سعی و تلاش , اشعار مولانا در مورد سال نو , اشعار مولانا درباره انسانیت , شعر مولانا در وصف مولا علی , شعر مولانا در رابطه با عشق , اشعار مولانا در مورد زندگی , شعر در مورد بهار از مولوی , شعر مولانا در مورد زمستان , شعر درباره خدا از مولانا , شعر مولانا دررباره زندگی , شعرزیبا حافظ درباره رفتن , شعر مولانا در مورد زندگی , شعر از مولانا درباره عدل , اشعار مولانا در مورد خدا , اشعار عرفانی درباره خلقت , شعر مولانا درباره تنهایی , شعر دنیا همه هیچ مولانا , شعر مولانا درباره زندگی , اشعار مولانا درباره شهر , شعر مولانا در مورد پدر , شعر مولانا در مورد عشق , نظر علما درباره مولانا , شعر مولانا در مورد ادب , زیباترین شعرهای مولانا , اشعار مولوی درباره بنگ , شعراز حافظ برای سال نو , شعر مولانا درباره بهار , شعر مولانا در مورد خدا , امام علی در شعر مولوی , معنی شعر زندان مولانا , مولانا در مورد سال نو , شعر درباره قیافه ماه , مولانا هروی مورد هنر , شعر درباره رسیدن رجب , شعر مولوی درباره صبح , عار مولوی درباره بنگ , عشق در شعرهای مولانا , زیباترین شعر مولانا , شعری زیبا از مولانا , زیباترین بیت مولانا , زیباترین شعر مولوی , مولانا در مورد علی , اشعار مولوی موسیقی , بهترین اشعار مولوی , ماه رمضان شعر حافظ , خطاطی اشعار مولانا , هجو سعدی در مولانا , شعر زيبا از مولانا , شعری در وصف معبود , شعر بهاریه مولانا , مولانا در وصف پدر , بهترین شعر مولانا , عشق در شعر مولانا , شعر در مورد آزادی , یک شعر از مولوی , شعری از مولانا , شهر درباره عقل , شعر مولانا سبز , شعرهای مولانا , هجویات مولانا , شعر های مولوی , شعر از مولوی , مولانا اشعار , اشعر مولانا , شعر مولانا , شعار رمضان , شعر مولوی , شعر افطار

تبلیغات