مهندسی فرهنگی قرآن، نمایی از مهندسی فرهنگی قرآن - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد مهندسی فرهنگی قرآن، نمایی از مهندسی فرهنگی قرآن ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +مهندسی +فرهنگی +قرآن را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد مهندسی فرهنگی قرآن را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: در شماره نخست نوشتار پش رو گفته شد که قرآن اساس و محور همة تعالیم، توجیه ها و برنامه ها و اهداف خود را امری معرفتی و فرهنگی معرفی کرده که عبارت است از «شناخت خدا، ایمان به او، اظهار بندگی به درگاه او، اطاعت از او و حرکت به سوی او».

این عناصر که مهم ترین عناصر دین و دینداری به شمار می آیند، ـ حتّی به باور کسانی که اعتقادی به دین ندارند ـ عناصری فرهنگی و فرهنگ ساز هستند. حال دین ناباوران، فرهنگ دینی را فرهنگی غلط و نادرست می شناسند و دین باوران، آن را فرهنگی اصیل و درست می دانند! در شماره حاضر نمایی کلی از مهندسی فرهنگی قرآن فرارویتان ترسیم خواهد شد

مهندسی فرهنگی قرآن,مهندسی فرهنگی در قرآن,مهندسی فرهنگی از دیدگاه قرآن

فرهنگ قرآن

1. دعوت به عبادت و معرفت پروردگار؛

(یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون) (بقره/21)

«ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید؛ آن کس که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید؛ تا پرهیزکار شوید.»

در این آیه، مخاطب همه انسان هایند، و با نوعی تکریم دعوت شده اند تا به بندگی و اظهار عبودیت رو آورند و به آنها یادآوری شده است که منطق این اظهار بندگی، آن است که او شما را آفریده و پرورش داده است، چونان که نسل های پیشین را! و در نهایت متذکّر شده است که این عبودیت و عبادت، به انسان قدرت تصمیم گیری و اراده و کنترل بر خویش می دهد ـ تا در زندگی گرفتار کژی و ناهنجاری و افراط و تفریط نشود، برای رسیدن به تمایلات خود همه چیز را ویران نکند و برای ایجاد جامعه ای برابر، به استبداد و جبّاریت دست نزند و برای کشف نیروهای درونی خود، زندگی خود را درگیر قدرت طلبی و امتیازخواهی بر دیگران نسازد! و ... ـ

 

2. ایمان به انبیا ـ واسطه میان خدا و خلق؛

(یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُم) (نساء/170)

«ای مردم! پیامبر(ی که انتظارش را می کشیدید،) حق را از جانب پروردگارتان آورد.»

در این آیه نیز خطاب به توده انسان ها و همه نسل هایی است که شنوای این پیامند و محتوای آن، این است که شما به اختیار خود نیامده اید! بلکه در آمدن و بالیدن، پرورش دهنده ای دارید، همو اکنون برایتان پیام رسانی فرستاده تا حقیقت زندگی ـ آمدن، زیستن و رفتن ـ را برای شما بازگوید، چنان که اگر خوب بیندیشید، فرستاده شدن پیامبر (ص)از سوی پروردگار، خود مبتنی بر منطقی راستین است.

(یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینا) (نساء/174)

«ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم.»

قرآن در این آیه یادآور شده است که اگر انسان ها به عبودیت خدا و ایمان به پیامبر (ص) دعوت شده اند، این دعوت همراه با برهان و دلیل روشنیِ خرد فهم و هماهنگ با زبان فطرت و سرشت آدمی است.

(لِئَلا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّه بَعْدَ الرُّسُل) (نساء/165)

«تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند.»

فلسفه این هدایتگری و دعوت و ارائه دلایل و برهان، این است که مردمان از آن پس، حجتی بر خدا نداشته باشند و از او گلایه نکنند که اگر راهنمایی بود و راه را می نمود، بدخواه و بداندیش و گمراه نمی شدند!

 

3. هدفمندی هستی و زندگی انسان؛

(قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى) (طه/50)

«پروردگار، اوست که همه چیز را وجود بخشیده و سپس آنها را به سوی هدفی رهنمون ساخته است.»

(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُون) (مؤمنون/115)

«آیا گمتان کردید شما را بیهوده آفریدیم، و به سوی ما باز نمی گردید؟»

قرآن در این بیان بر هدفمندی آفرینش و حیات انسان تأکید دارد و این هدفمندی را با طرح دو اصل به انسان یادآوری کرده است: 1ـ خلقت آغازین 2ـ رجعت و بازگشت به جانب خالق.

 

4. مسئولیت انسان در زندگی و پاسخگویی او در آخرت؛

(إِنَّ السَّاعَه آتِیَه أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى) (طه/15)

«لحظه قیامت حتماً فرا می رسد، زمان آن را پنهان داشته ام! قیامت برای آن است که هرکس پاداش تلاش های خود را دریافت کند.»

(وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَه فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِنْ کَانَ مِثْقَالَ حَبَّه مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِین) (انبیاء/47)

«روز قیامت ترازوهای عدل را برقرار می سازیم، به هیچ کس کم ترین ستم نخواهد شد، اگر عملی به کوچکی و کم وزنی خردلی باشد، آن را خواهیم آورد و از نظر دور نخواهیم داشت و البتّه با حسابگری و حسابرسی، خلأیی باقی نمی ماند و چیزی فروگذار نمی شود.»

 

5. ضرورت حرکت آگاهانه و عاقلانه و مسئولانه در زندگی؛

آن آغاز و این فرجام می طلبد که انسان حرکت خود را در زندگی آگاهانه و اندیشمندانه انتخاب کرده و پی گیری نماید، چرا که در قبال هر گام باید پاسخگو باشد.

(هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لا یَعْلَمُون) (زمر/9)

«آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟!»

(وَمَا یَسْتَوِی الأعْمَى وَالْبَصِیرُ وَلا الظُّلُمَاتُ وَلا النُّور) (فاطر/20-19)

«و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند، و نه ظلمت ها و روشنایی.»

(کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون) (بقره/242)

«این چنین خداوند آیات خود را برای شما شرح می دهد؛ شاید اندیشه کنید.»

(أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِم) (روم/8)

«آیا آنان با خود نیندیشیدند؟»

(وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْض) (آل عمران/191)

«و در اسرار آسمان ها و زمین می اندیشند.»

 

6. لزوم بهره گیری از «امکانات فطری» و «هدایت های انبیا» در شناخت صحیح هستی و زندگی؛

(قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَه) (ملک/23)

«بگو او کسی است که شما را آفرید و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد.»

(أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا) (ق/6)

«آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده ایم؟!»

(أَوَلَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْء) (اعراف/185)

«آیا در حکومت و نظام آسمان ها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روی دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟!»

(الر کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّور) (ابراهیم/1)

«الر این کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی ها(ی شرک و ظلم و جهل،) به سوی روشنایی(ایمان و عدل و آگاهی،) به فرمان پروردگارشان در آوری.»

(وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُور) (نور/40)

«و کسی که خدا برای او نوری قرار نداده، نوری برای او نیست.»

 

7. تدبّر در کلام الهی و اطاعت از انبیا؛

(کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الألْبَاب) (ص/29)

«این کتابى است پربرکت که بر تو نازل کرده‏ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!»

(قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُول) (آل عمران/32)

«بگو از خدا و فرستاده (او)، اطاعت کنید!»

(إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُون) (شعراء/ 108-107)

«مسلماً من برای شما پیامبری امین هستم. تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت کنید.»

 

8. دستیابی به زندگی واقعی و بهینه، فلسفه اطاعت از خدا و رسول؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُم) (انفال/24)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خوانند.»

 

9. برنامه های عملی قرآن برای تحقّق زندگی برتر و بهتر انسان بر کره خاک؛

خطاب هایی که در قرآن، قبل از وارد شدن انسان به جرگه مؤمنان متوجّه او شده است، معمولاً با تعبیر(یا ایّها النّاس)است، چنان که مواردی را در زمینه اصل ایمان به خدا و قیامت آوردیم. ولی هنگامی که قرآن از ساحت هستی شناسی و بیان اصول بنیادین عبور کرده و به عرصه برنامه های عملی گام نهاده است، خطاب ها معمولاً با عنوان (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا)می باشد که در این مجال به بخشی از آنها اشارتی خواهیم داشت:

یک ـ تشویق مؤمنان به حرکت در مسیر صلاح و جهت گیری مثبت در زندگی؛

(وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّات) (بقره/25)

«به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، بشارت ده که باغ هایی از بهشت برای آنهاست.»

دو ـ بهره گیری از غذاهای پاکیزه، مفید و فاقد ضرر؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُم) (بقره/172)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از نعمت های پاکیزه ای که به شما روزی داده ایم بخورید.»

سه ـ توجه به نیازمندان و انفاق بخشی از دارایی خود به آنان؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُم) (بقره/254)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید.»

چهار ـ پرهیز از منّت گذاری و آزار فرودستان؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالأذَى) (بقره/264)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید!»

پنج ـ پایبندی به قراردادهای اجتماعی؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ) (مائده/1)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیمان ها (و قراردادها) وفا کنید!»

شش ـ منع از بدعت گذاری و ایجاد محرومیت های کاذب و ساختگی برای خود؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُم) (مائده/87)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید!»

هفت ـ حرمت شراب و قمار و ...؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأنْصَابُ . . .) (مائده/90)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! شراب و قمار و بت ها و ازلام [= نوعی بخت آزمایی]، پلید و از عمل شیطان است.»

هشت ـ پرهیز از خیانت در امانت؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُم) (انفال/27)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و نیز در امانات خود خیانت روا مدارید.»

نه ـ نهی از ورود به خانه دیگران، بدون اجازه آنان؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ) (نور/27)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! در خانه هایی غیر از خانه خود وارد نشوید.»

ده ـ لزوم رعایت حقوق همسران؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَات) (احزاب/49)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید.»

یازده ـ ممنوعیت برخورد استهزا آمیز با دیگران در روابط اجتماعی؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَومٌ مِنْ قَوْمٍ) (حجرات/11)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند.»

دوازده ـ پرهیز از بدگمانی نسبت به مردم؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنّ) (حجرات/12)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ها بپرهیزید.»

سیزده ـ ممنوعیت گزافه گویی و ادّعاهای بدون پشتوانه و وعده های بی اساس؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ) (صف/2)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟!»

چهارده ـ مسئولیت در قبال خانواده و فرزندان؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا) (تحریم/6)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! خود وخانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید.»

پانزده ـ برخی قواعد و قوانین اقتصادی؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ) (نساء/29)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به باطل(و از طرق نامشروع) نخورید.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهَادَه بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْت) (مائده/106)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَه) (آل عمران/130)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! ربا را چند برابر نخورید!»

(وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُم) (اعراف/85)

«و از اموال مردم چیزی نکاهید!»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوه) (بقره/282)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که بدهیِ مدت داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید!»

شانزده ـ دعوت به قسط و عدل و اجرای قوانین حقوقی؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّه) (نساء/135)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! کاملاً قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى) (بقره/178)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است.»

هفده ـ تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی با ملت های دیگر؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطَانَه مِنْ دُونِکُم) (آل عمران/118)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء) (نساء/144)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولیّ و تکیه گاه خود قرار ندهید.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء) (مائده/51)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! یهود و نصارا را ولیّ (و دوست و تکیه گاه خود) اتخاب نکنید!»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا)(حجرات/6)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر شخصی فاسق خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید.»

هجده ـ بخشی از برنامه های عبادی؛

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاه)(بقره/153)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از صبر(و اسقامت) و نماز، کمک بگیرید!»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَام)(بقره/183)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنْتُمْ حُرُم)(مائده/95)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال احرام شکار نکنید.»

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاه مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَه فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّه)(جمعه/9)

«ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا بشتابید.»

(انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُم)(توبه/41)

«همگی به سوی میدان جهاد حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار!»

آنچه در این سطرها به عنوان برنامه های عملی مورد اشاره قرار گرفت، بخش کمی از برنامه های عملی متنوع قرآن برای اهل ایمان است که همه این عناصر در کنار هم هدفی را دنبال می کند و این برنامه ها به گونه ای ترسیم و تنظیم شده است که بتواند برای انسان، زندگی معنوی همراه با آسایش و آرامش را رقم زند.

در صورتی که یک یا چند اصل از این اصول یا یک یا چند برنامه از این برنامه های عملی مورد بی توجهی قرار گیرد، تعادل نظام کارکردی دین بر هم خورده و جامعه به اهداف موردنظر ـ آن گونه که باید ـ دست نمی یابد. و امروز مشکل جوامع اسلامی را که در فقر علمی و اقتصادی و سیاسی به سر می برند، باید در این زاویه جستجو کرد.

آنچه ما آوردیم، هرگز آن هندسه نهایی قرآنی نیست، بلکه این هندسه که بیش از هر چیز یک سازماندهی و برنامه ریزی فرهنگی است، باید بیش از این مورد بررسی و دقت قرار گیرد و شناسایی شود.

آیا آموزه ها و برنامه های قرآن دارای مهندسی فرهنگی است؟

ممکن است با طرح مسائل پیشین، این سؤال مطرح شود که آیا بیان چند اصل اعتقادی و ارائه چند برنامه عملی می تواند «مهندسی فرهنگی» به حساب آید؟

در پاسخ باید گفت که تنظیم و طرح چند اصل و تقنین مجموعه ای از قوانین و بایدها و نبایدها، همیشه حکایت از وجود «مهندسی فرهنگی» ندارد؛ زیرا تنظیم اصول و تقنین قوانین:

1. گاه اساساً مرتبط با مسائل فرهنگی نیست، بلکه در جهت تولید یک محصول یا ساخت یک بنا و یا اداره فیزیکی یک مجموعه صورت گرفته است که در این صورت، اصول و فروع برنامه ها و دستورالعمل ها ارتباطی با فرهنگ و مهندسی فرهنگی ندارد.

2. در برخی موارد قوانین و ضوابط و تعریف اصول و تجدید رفتار جنبه فرهنگی و فرهنگ سازی دارد و در نهایت به شکل گیری یک نظام رفتاری، اعتقادی، اخلاقی و شخصیتی خاصی منتهی می شود، ولی به دلیل این که در طراحی اصول و ارائه بایدها و نبایدها، محاسبه ای عالمانه و تدبیری عاقلانه صورت نگرفته است و از قبل اهداف مشخص نشده و برای رسیدن به اهداف، کیفیّت و کمیّت وظایف و چگونگی روش ها مورد توجه قرار نگرفته است، گرچه این اصول نظری و قالب های عملی خواه ناخواه به شکل گیری یک نظام فرهنگی یا به هرحال عناصری از یک نظام فرهنگی ـ اجتماعی منتهی می شود، ولی در فرایند این شکل گیری ـ آغاز و فرجام ـ چیزی به عنوان «مهندسی فرهنگی» وجود ندارد. زیرا چنان که یاد شد، در معنای واژه «مهندسی»، عنصر محاسبه، سنجش، تقدیر و طراحیِ آگاهانه و ارادی و پی ریزی شالوده های قانونمند یک بنا برای رسیدن به اهداف فکری و عملی ـ که حکایت از جهان بینی و هستی شناسی و شخصیت روحی و باورها و تمایلات فرد یا جامعه عامل داشته باشد ـ حضور جدّی و غیرقابل چشم پوشی دارد.

بر این اساس باورها و قواعدی که طی دوره های طولانی و بر اساس شرایط و نیازهای مقطعی و به صورت اتفاقی یا انتخابی ناگزیر و محاسبه نشده و غیرعلمی در جوامع شکل گرفته و فرهنگی دیرپا یا نوظهور را در آن جوامع شکل داده است، فاقد «مهندسی فرهنگی» است.

ان شاء الله در شماره آتی این مساله خواهیم کاوید که آموزه ها و معارف قرآن در کدام یک از موارد یاد شده می گنجد!

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران

مهندسی فرهنگی قرآن، نمایی از مهندسی فرهنگی قرآن گردآوری توسط بخش قرآن و اندیشه قرآنی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات