استعاذه گفتن، اهمیت استعاذه گفتن - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد استعاذه گفتن، اهمیت استعاذه گفتن ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +استعاذه +گفتن را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد استعاذه گفتن را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد. 

به نقل از آکاایران: یکى از چیزهائى که در «قرآن مجید» و اخبار «اهلبیت عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم » عنایت زیادى به آن شده موضوع «استعاذه» است، یعنى: پناهنده شدن به خدا، از شر شیطان. «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» البتّه باید حال «استعاذه» یعنى: پناه بردن به حق پیدا شود، تا استعاذه حقیقى باشد. یعنى: از صدق دل زیر چتر خدا برود و لقلقه زبان نباشد.

استعاذه

اَعُوذُ بِاللّهِِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم

«به خداوند متعال پناه مى برم، از شرّ شیطان رانده شده

براى اثبات اهمیّتش، در «قرآن مجید» مى فرماید: «هنگامیکه مى خواهى قرآن بخوانى اول به خدا پناه ببر از شیطان رانده شده ». فَاِذا قَرَاءْتَ القرآن فاستعذ باللّه من الشیطان الرجیم1

در نماز هم، پس از تکبیرة الاحرام امر شده که «استعاذه» کنند (لکن در نماز باید آهسته خواند. چون بعضى از مفسرین راز آهسته خواندنش را چنین گفته اند:

مثل کسى که از دشمن سر سختى دارد فرار مى کند، خودش را چطور در حال فرار پنهان مى کند، اشاره به این است که تو در حال فرار از دشمن سرسخت خودت هستى که در کمین و مراقب توست).

در تمام عبادتها هم: اول «استعاذه » کن، مثلاً مى خواهى وضو بگیرى اول به خدا پناه ببر، بعد وضو بگیر، (مکرر دیده اید که همین وضو گرفتن ملعبه شیطان یا وسوسه هاى او قرار گرفته شده است). حتى در امور مباح مثل خوردن و لباس پوشیدن و دستشویى رفتن، و در همه جا «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» بگو: به خدا پناه ببر، وقتى که از خانه هم بیرون مى آیى بگو: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» در امور مستحب نیز باید به خدا پناه برد حتى رفتن به مسجد بگوید «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم».

یکى از اهل ایمان و تقوى نقل مى کرد:

در حال مکاشفه دیدم، شیطانى درب مسجد ایستاده. گفتم: اى ملعون اینجا چه مى کنى؟

گفت: رفقا فرار کرده اند و منتظرشان هستم. فهمیدم مردان رشیدى بوده اند که استعاذه حقیقى و قلبى کرده اند و شیطان نتوانسته با آنها به مسجد برود.

البتّه اینها هم نوبرند که لااقل درب مسجد براستى استعاذه حقیقى کرده اند.2

 

حقیقت استعاذه

بله خودت به تنهائى نمى توانى از شر این دشمن در امان باشى باید به خدا پناهنده شوى، تا عنایت حق او را دفع کند. مگر لطف خدا یار شود، «یا غیاث المستغیثین یا ملاذ اللائذین» اگر لود و پناهندگى به حق نباشد از شر شیطان کسى در امان نیست.

بنابراین باید «حقیقت استعاذه» را فهمید و تنها گفتن «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» فایده اى ندارد، استعاذه یک امر معنوى و حقیقى است که این لفظ کاشف از آنست، والاّ اگر حقیقت نداشته باشد همین گفتن ها هم گاهى مسخره و ملعبه شیطان است که خودش به زبان طرف جارى مى کند.

نوشته اند: یکى از علماء قلم به دست گرفت تا کتابى در مصائد و وسوسه هاى شیطان بنویسد و مردم را از فریب خوردن او آگاه کند و بترساند، در همان زمان یکى از اخیار در عالم رؤ یا و مکاشفه شیطان را مى بیند و به او مى گوید:

ملعون خوب فلان آقا دارد رسوایت مى کند و کیدهایت را به خلق مى رساند.

شیطان مسخره اش مى کند و مى گوید: این کتاب را به دستور خود من مى نویسد!

فرمود: چطور مى شود؟!

گفت: من در دلش وسوسه انداختم که تو عالمى علم خودت را ظاهر کن .... خودش هم متوجّه نیست و اسم کتابش را رد شیطان گذاشته ولى حقیقتش جلوه نفس و نمایش علم دادن است .

بلى خود شیطان وا مى دارد که به او فحش بدهند، یا به زبان تنها بگویند: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم»

مانند کار دُوَل استعمارى است: در بعضى مستعمرات افرادى دارند که در استعمار یار و یاور آنهایند، گاه به مقتضاى سیاست و مصلحت روزگار وادار مى کنند این افراد به آنها فحش بدهند، بد بگویند، مردم را از فجایع استعمار آگاه کنند، براى پرده پوشى و نعل وارونه زدن، تا بتوانند مقاصد استعمارى خود را توسط همین افراد بهتر پیش ببرند.

عجب از سیاست شیطانى، اولین سیاستمدار و استاد همه سیاستمداران شیطان است، سیاست یعنى زیر پرده کار کردن، کلاه سر همه گذاردن بدون اینکه جاى پائى از خودشان بگذارند.

خدایا! تو یارى کن که ما بتوانیم از شیطان بگریزیم، یعنى از گناه فرار کنیم. استعاذه به حق یعنى از گناه فرار کردن، زبان را محکم گرفتن و دیگر حرف لغو نزدن و عوضش «اعوذ باللّه ...» گفتن.3

 

در همه حال ز شیطان لعین گوى اَعُوذ

 

بااللّه از آنـکه بـوسواس نـگـردى مــَأ خُوذ

 

هـر کــه زیــن دیو نگیرد به خداوند پناه

 

در همه هستیش ابلیس لعین کرده نفوذ

 

 

«ابن مسعود رضوان اللّه تعالى علیه » مى گوید:من در محضر مقدس «پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله» بودم، و «استعاذه» را بدین نحو گفتم  «اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ الْعلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» یک وقت حضرت به من عنایت فرمود، و فرمود: اى پسر ام عبد، استعاذه را به این کیفیت بگو: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» چون برادرم جبرئیل علیه السلام استعاذه را از قلم و قلم را از لوح محفوظ یاد گرفت و به این عبارت به من یاد داد

ارکان استعاذه

«استعاذه » مقامى است از مقامات دینى و بر هر کس لازم است ، و عرض شد که باید حقیقت داشته باشد، لفظ نباشد و گرنه لفظ، تنها قرائت و الفاظى را بر زبان جارى کردن است، قرآن مجید که مى فرماید: «فاستعذ باللّه، به خدا پناهنده شو» مرادش حقیقت آن است و آن، دو چیز لازم دارد.

یکى: فرار از شیطان.

دوم : پناه بردن به رحمان.

اگر این دو مطلب حاصل شد آن وقت استعاذه مى شود، و الاّ گفتن «اعوذ باللّهِ» تنها فایده اى ندارد، خلاصه لفظ باید کاشف از حال و معنى باشد.

پس از تأمّل در «حقیقت استعاذه» و استفاده از «قرآن مجید» مى توان گفت: استعاذه پنج رکن اساسى دارد.

اول: فرار از شیطان است که به تقوى منطبق مى شود، وارکان دیگرش: تذکّر، توکّل، اخلاص، تضرّع است، مجموعا پس از حاصل شدن این حالات «حقیقت استعاذه» پیدا مى شود، در حالى که مؤ من این پنج رکن را دارا باشد، فرسنگ ها شیطان از او دور مى شود، چه به زبان بگوید: اعوذ باللّه، چه نگوید، عمده حال و حقیقت است که اگر شیطان هم به او نزدیک شود مى شود آدم زده، مثل آدم وقتى که جن او را مس کند مصروع و جن زده مى شود.

بنابراین ابلیس اصلاً جرأت نزدیک شدن به او را نخواهد داشت .

پس شرط اول: آنستکه اهل «تقوى» باشد، کسانی که متقى شدند، هنگامیکه شیاطین به دلشان حمله مى کنند... چون متقى است به مجرّد نزدیک شدن شیطان به حق متمسّک مى شود، انّ الّذین اتّقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون.

کسانی که پرهیزگارند وقتیکه طایفه اى از شیطان آنها را مس کنند متذکّر مى شوند، پس اهل تقوى انسان هاى بینایى هستند.

شرط دوم: هنگامی که قرآن مى خوانى به خدا پناه ببر از شر ابلیس ‍ رانده شده، زیرا او حکومتى بر کسانی که ایمان آورده اند و به پروردگارشان توکل مى کنند ندارد.5

پس کسى که توکل به خدا دارد شیطان بر او سلطه اى ندارد، حکومت شیطان بر کسانى است که به خدا تکیه ندارند، تکیه آنها اسباب مادیات و اوضاع دنیوى است، ولى اگر تکیه گاه خدا شد؛ یقین بدانید از شیطان کارى ساخته نیست.

رکن دیگر: براى استعاذه اخلاص است که قرآن (از قول ابلیس)، مى فرماید: به عزّت تو سوگند مى خورم که همه آنها را گول مى زنم، مگر بندگان مخلص و اهل اخلاص را. معنى اخلاص در قرآن مجید در موارد متعدّد بیان شده .

خلاصه: استعاذه مخلصین درست است که شیطان را به آنها راهى نیست چون حقیقت فرار از شیطان در آنها است.

یکى از شاگردان مرحوم شیخ انصارى رضوان اللّه تعالى علیه نقل مى کند:

زمانیکه براى تحصیل در نجف اشرف مشرف بودم در محضر ملائک منظر شیخ انصارى حاضر مى شدم .

شبى در عالم واقعه شیطان را دیدم که چند افسار کوچک و بزرگ در دست دارد. از او سؤ ال کردم: اینها را براى چه بدست گرفته اى؟!

گفت: اینها را بر سر مردم مى اندازم و ایشان را به سمت خود مى کشم (بعضى ها هم گفته اند: که دید شیطان طناب هاى بسیارى در دست دارد و در بین آنها طناب ضخیمى بدست داشته. از وى مى پرسد: اینها چیست؟ پاسخ مى دهد که بوسیله آنها بنى آدم را به سوى خود مى کشانم و آنها را وادار به معصیت مى نمایم).

از او پرسیدم: آن طناب ضخیم براى کیست که پاره شده؟

مى گوید: براى استادت شیخ انصارى بود که دیروز او را تا بازار بردم، ولى آن را پاره کرد و برگشت.

پرسیدم: پس طناب من کدام است؟ پاسخ داد: تو احتیاج به طناب ندارى و حرف شنو هستى.

وقتى که بیدار شدم، خدمت شیخ مشرف شدم و خوابم را براى شیخ عرض کردم.

شیخ علیه الرحمه فرمود: شیطان راست گفته، زیرا آن ملعون دیروز مى خواست مرا به لطائف الحیلى گول بزند، زیرا من پول نداشتم و چیزى در منزل لازم شده بود، با خود گفتم : یک قِران از مال امام علیه السلام در نزد من است و حالا معطل مانده ام، به عنوان قرض بر مى دارم و بعد آن را سر جایش مى گذارم.

آن یک قِران را برداشتم و از منزل خارج شدم. تا میان کوچه هم آمدم، همین که خواستم چیزى بخرم با خود گفتم: چرا به چنین عملى اقدام نمایم !

پس نادم و پشیمان شدم و به خانه مراجعت نمودم و یک قِران را سرجایش گذاشتم.

چون اهل تقوى و ورع و توکل و اخلاص بود، خدا هم او را حفظ کرد.5

 

جــان بابا گـــویـــدت ابــلــیـــس هـــین
تا به دم بفریبدت دیو لعین
ایــن چـنـیــن تلــبــس بـا بــابــات کــرد
آدمى را این سیَه رُخ مات کرد
بر سر شطـرنج چست است این غراب
تو مبین بازى به چشم نیم خواب
ز آنــکـــه فــرزیــن بنـــدهــا داند بسى
کـه بگیـرد در گلـویت چون خسى
در گلـــو مــانــــد خــس او ســالــــهـــا
  چیست آن خـس مهر جاه و مالها
مال خس باشد چو هست اى بى ثبات
در گــلــــویـــت مـــانــع آب حیات
گــــر بــــزد مـــالــت عـــدوى پر فنـى

ره زنــى را بــرده بــاشد ره زنــى

 (مثنوى مولوى )

«استعاذه » مقامى است از مقامات دینى و بر هر کس لازم است ، و عرض شد که باید حقیقت داشته باشد، لفظ نباشد و گرنه لفظ، تنها قرائت و الفاظى را بر زبان جارى کردن است، قرآن مجید که مى فرماید: «فاستعذ باللّه، به خدا پناهنده شو» مرادش حقیقت آن است و آن، دو چیز لازم دارد.   یکى: فرار از شیطان     دوم : پناه بردن به رحمان.

 

ثواب گفتن استعاذه

هر کس هر روز صبح سه مرتبه بگوید: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» و سه آیه آخر سوره حشر را هم بخواند، خداوند رؤ وف و مهربان هفتاد هزار فرشته را بر او مؤ کل مى نماید که تا شب بر او درود و صلوات بفرستند.

و اگر در آن روز از دنیا رحلت کند، حکم شهید را خواهد داشت.(بشرط اینکه وظائف دیگرش را هم انجام دهد).

و اگر در نماز عشاء استعاذه کند،(یعنى اعوذ باللّه ... را بگوید.) نیز همین ثواب را تا صبح خواهد داشت.6

«آقا رسول اکرم صلى الله علیه و آله» فرمود:

هر کس هر روز ده مرتبه «استعاذه» را بگوید: خداى متعال فرشته اى را بر او مؤ کّل مى کند تا شیطان را از او دور سازد.

و هر کس از خلوص قلب «استعاذه» را گوید، خداوند مهربان میان او و شیطان هفتاد پرده قرار مى دهد، که فاصله هر پرده با پرده دیگر به مسافت زمین تا آسمان است.7

 

هر کس از روى خلوص 
گـوید ایـن ذکـر خصوص
استعاذه و سوره حشر
روز و شب وقت جلوس
لـطــف فـــرمـــاید خدا
فرشته هاى مخصوص
خــوانـنــد بــــر او درود
حکم شهید و مرصوص

 

کیفیّت گفتن استعاذه

«ابن مسعود رضوان اللّه تعالى علیه » مى گوید:من در محضر مقدس «پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله» بودم، و «استعاذه» را بدین نحو گفتم  «اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ الْعلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» یک وقت حضرت به من عنایت فرمود، و فرمود: اى پسر ام عبد، استعاذه را به این کیفیت بگو: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» چون برادرم جبرئیل علیه السلام استعاذه را از قلم و قلم را از لوح محفوظ یاد گرفت و به این عبارت به من یاد داد

 

خــــــــــداونـــــدا دلــــــى آزرده دارم

پریشان حالتـى افسرده دارم

چو شمعى سوزم و سازم شب و روز

در این دار غم آسا آتش افروز

خاصیت استعاذه

«آقا حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام» فرمود: وقتى که «زید بن ارقم» مورد اذیّت و آزار منافقین قرار گرفت، و بعد محضر مقدس «حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله» شرف یاب شد، حضرت به او فرمود: هر روز صبح بگو: (اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم » تا خداى مهربان تو را از شرّ منافقین که شیطان (انسى) هستند، و بعضى از آنها با بعض دیگرشان با حرف هاى باطل و زشت خبر مى دهند، حفظ کند.

یکى از «اصحاب پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله» گفت: یک روز با «آقا رسول اکرم صلى الله علیه و آله» قدم مى زدیم  که در بین راه دیدیم دو نفر دارند بهم ناسزا مى گویند. حضرت فرمود: اگر یکى از آنها «استعاذه» بگوید، این حالت شیطانى از آنها دور مى شود.9

خدایا مانده ام در غفلت و خواب
به گرداب گناهان گشته غرقاب
ز شیـطــان بـى قرارم اى خدایا
 مــرا از شر ایـن شیطان بازیاب
بـحـــق عـــاشقـــان بى قرارت
مـرا از قــعـر ایـن گرداب دریاب

 

اعوذ باللّه

یک روز «پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله» از جایى عبور مى کردند، دیدند مردى دارد غلام خود را مى زند و غلام مى گوید: «اَعُوذُ بِاللّهِ» پناه مى برم به خدا، ولى آن مرد، دست از زدن بر نمى داشت. غلام تا حضرت را دید، گفت: «اَعُوذُ بِرَسُولِ اللّه» به رسول خدا پناه مى برم . مرد تا پیغمبر را دید، ایستاد.

«پیغمبر رحمت للعالمین صلى الله علیه و آله» فرمود: بهتر آن بود که این غلام وقتى اسم خدا را برد، دیگر او را نمى زدى .

آن مرد گفت : به خاطر این حرفتان او را آزاد کردم .

حضرت فرمود: اگر این کار را نمى کردى رویت با آتش جهنّم مى سوخت.10

 


 

1-  نحل: 98.

2- استعاذه(شهید آیت اللّه دستغیب ): ص 5.

3- استعاذه

4- سوره 16/ 67 و 98.

5- استعاذه مرحوم شهید آیت اللّه دستغیب رضوان اللّه تعالى علیه .

6- تفسیر آسان: 1/10.

7- تفسیر جامع: 1/83.

8- تفسیر آسان: 1/10.

9- تفسیر جامع: 1/81.

10- همان مدرک

 

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران

استعاذه گفتن، اهمیت استعاذه گفتن گردآوری توسط بخش قرآن و اندیشه قرآنی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات