گوهرهای نهج البلاغه، گوهرهای نایاب دریای نهج البلاغه - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد گوهرهای نهج البلاغه، گوهرهای نایاب دریای نهج البلاغه ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +گوهرهای +نهج +البلاغه را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

 

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد گهرهای نهج البلاغه را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: دقت کرده ای که وقتى بار سنگینى داریم که نمى توانیم از روى زمین حرکت دهیم، دلمان می خواهد افرادی به کمک مان بیایند. کمک گرفتن از دیگران، یعنی آن ها را در زور بازوى خود شریک کرده ایم و از قدرت و توانایى آن ها، سهمى برای خویش برداشته ایم. 

مشورت کن، مشورت

وقتى با مسئله اى روبرو می شویم که به تنهایى از حل آن عاجزیم هم باید از عقل و اندیشه دیگران کمک بگیریم؛ یعنی خود را در عقل و شعور آن ها شریک کنیم و از نیروى اندیشه و فکرشان، سهمى برای خویش برداریم.

آن ها که در همه کارها، تنها عقیده و نظر خود را درست می دانند و به رأى و عقیده هیچ کسی اهمیتى نمى دهند، بیش از هر کس به خودشان ظلم می کنند. هیچ کسی نیست که نسبت به همه چیز آگاهی داشته باشد و براى همه مسائل و مشکلات، راه حل درست و منطقى و قابل اجرایی پیدا کند. هر کس، هر اندازه هم که عاقل و دانشمند باشد، باز با مسائلى روبرو خواهد شد که راه حل درست و عملى آن ها، به فکرش نخواهد رسید. در چنین حالى، اگر شخصى خود رأى باشد و غیر از عقیده خود، عقیده هیچ کس را نپذیرد، به طور قطع در حل مسائل، خطا می رود و دچار اشتباهاتى می شود که حتى ممکن است زندگى اش را به خطر افکند و خود را به هلاکت و نیستى بکشاند. اما آنان که فقط به عقیده خود متکی نیستند و در مسائل گوناگون به مشورت با دیگران می پردازند، در طریق سعادت گام بر می دارند؛ به خصوص اگر با افراد عاقل و اندیشمند و مردان برجسته مشورت کنند؛ چرا که در حقیقت، در فکر و دانش آنها شریک شده و از عقل و اندیشه آنان، براى خود سهمى برداشته اند. هم چنان که امام علی علیه السلام فرموده است: « مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِى عُقُولِهَا؛ شخص خودرأى، به هلاکت می رسد و کسی که با مردان برجسته و اندیشمند مشورت کند، در عقل آن ها شریک می شود».(1)

درخت شخصیت انسان

به طبیعت اطرافت دقت کن. در میان درختان، درختى که چوبش نرم تر باشد، شاخه هاى بیشترى بر پیکر آن رشد می کند. درختى هم که پرشاخه تر است، هم سایه گسترده ترى دارد و عده بیشترى را یه سوی خودش جذب می کند تا در سایه آن استراحت کنند و هم میوه های بیشتری می دهد و فایده فراوانی به مردم می رساند. طبیعی است که چنین درختى، از توجه و مراقبت بیشترى هم برخوردار خواهد شد و به آن به خوبی رسیدگى خواهند کرد.

وجود انسان هم اگر مثل آن درخت نرم باشد؛ یعنى اگر نرمخوى، خوش اخلاق، مهربان و گشاده رو باشد، طبیعی است که شاخه هاى بیشترى هم خواهد داشت؛ یعنى دوستان بیشترى گرد خود جمع خواهند کرد که هم دوستانش از او محبت خواهند دید و هم او از توجه و محبت عده بیشترى برخوردار خواهد شد. امام علی علیه السلام در این زمینه فرموده است: « مَنْ لَانَ عُودُهُ کَثُفَتْ أَغْصَانُهُ؛ کسى که درخت شخصیت او نرم و بى عیب باشد، شاخ و برگش فراوان است».(2) همان که خداوند در قرآنش فرموده است که ای انسان برای خودت این گونه دعا کن: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّابُ».(3) پس تا ساقه وجودی ات نرم است، خودت را بساز ...

امام علی علیه السلام در سخنی هشدار گونه فرموده است: بزرگ ترین عیب، آن است که عیبى را که خود نیز داراى، در دیگران عیب بشمارى

 

بزرگ ترین عیب

بعضی افراد را دیده ای که براى حقوق انسانى دیگران هیچ ارزشی قائل نیستند، حق مردم را پایمال می کنند، دستمزد کارى را که دیگران برایشان انجام داده اند، نمى دهند و یا کم و با تأخیر می دهند، قول و قرارهاى خود را به هم می زنند و وعده هایى را که به مردم داده اند، انجام نمى دهند؛ اما اگر کسی کمترین حق آنان را پایمال کند، یا دستمزدشان را دیرتر بدهد، یا با آن ها بدقولی کند، یا وعده اش به آن ها عمل نکند، او را به باد انتقاد و عیب جویی می گیرند.

آنان عیب و ایراد موجود در اعمال و رفتار خود را نمى بینند و به حساب نمى آورند، اما اگر آن عیب را در شخص دیگرى ببینند، زبان به عیب جویى و انتقاد باز مى کنند و در هر مکان و زمانی، بی هیچ ملاحظه ای از عیب آن شخص سخن مى گویند. امام علی علیه السلام در سخنی هشدار گونه فرموده است:« أَکْبَرُ الْعَیْبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ؛ بزرگ ترین عیب، آن است که عیبى را که خود نیز داراى، در دیگران عیب بشمارى».(4)

راهی برای تربیت

سال هاست که دانشمندان می کوشند تا به راه ها و روش هاى پیشرفته و مدرنى دست یابند که بتوانند هم افراد جامعه، هم خود و هم کودکان را به اخلاق شایسته مزین کنند. صدها سال تحقیق و تألیف هزاران جلد کتاب در این زمینه شاهدی است بر این مدعا؛ هر چند که تا کنون نتوانسته اند به موفقیتى دست یابند؛ اما امام علی علیه السلام، تمام راه ها و روش های آراستن یک جامعه به ادب و تربیت را 1400 سال پیش در جمله ای کوتاه و بسیار عمیق و پر معنى، بیان کرده است که اگر مى خواهى مؤدب، آراسته و داراى اخلاق نیکو باشى، باید به رفتار دیگران دقت داشته باشی و کار زشت و ناپسندى آنان را انجام ندهى؛ تنها در این صورت است که تمام کارهاى زشت و ناپسندى که ممکن است کسى انجام دهد، از وجودت دور خواهى کرد و در نتیجه هیچ گونه زشتى و ناپسندى ای در وجودت پیدا نمی شود. امام علیه السلام فرموده است: «کَفاک أدَباً لِنَفسِک اِجتنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِک؛ براى تربیت کردن خود همین بس که از آنچه در دیگران نمى ‏پسندى، دورى کنى».(5)

 

قدرناشناس نباش

بعضی افراد همیشه در حال شکوه و شکایت اند و هیچ گاه به آنچه دارند، راضى و قانع نمى شوند. آنان همیشه در فکر به دست آوردن مال و ثروت بیشتر هستند و تمام نیروی خود را در راه به دست آوردن مال صرف می کنند. هر چقدر هم که بیشتر به دست می آورند، باز هم چشم و دلشان سیر نمى شود و هم چنان نگاهشان به مال دیگران است. گاهى هم کار را به جایى مى رسانند که شخصیت و عزت نفس شان را زیر پا مى گذارند تا براى مدتى کوتاه از آنچه دیگران دارند، استفاده کنند.

دیده ای بعضى افراد وقتى می خواهند به مهمانى بروند، با آنکه لباس تمیز و قابل استفاده ای هم دارند،اما فقط به علت دوخت ساده و یا معمولی بودن پارچه آن، به سراغ همسایه می روند و لباس گرانقیمت او را می گیرند تا در مهمانى، بیشتر خودنمایى کنند. این قبیل افراد، براى شخصیت انسانى و عزت نفس شان هیچ ارزشی قائل نیستند و عمل شان هم بر خلاف دستورات اسلام است.

امام علیه السلام در سخنی کوتاه اما پر محتوا فرموده است: «وَ حِفْظُ مَا فِی یَدَیْکَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ طَلَبِ مَا فِی یَدَیْ غَیْرِکَ؛ نگهدارى از آنچه خود در دست دارى، در نظر من، از خواستن و جست و جوى آنچه در دست دیگرى است، بهتر و دوست داشتنى تر است».(6)

 

امام علیه السلام در این عبارت کوتاه اما جامع و پر محتوا چهار نکته مهم را بیان کرده است:

قناعت: به آنچه دارى اکتفا کن و چشم طمع به مال دیگران نداشته باش.

عزت نفس: شخصیت انسانى و عزت نفس خود را حفظ کن و از آنچه دارى، خوشنود باش تا از رنج خواهش و تمنا و ذلت درخواست و تقاضا از دیگران، آسوده باشى.

حفظ آبرو: با دورى کردن از زیاده طلبى و چشم حسرت دوختن به مال دیگران، آبروى خود را به باد مده.

شکر نعمت: نسبت به آنچه خداوند به تو داده است، کفران نعمت مکن؛ بلکه شکر نعمت خداوندى را ـ به هر اندازه که باشد  به جاى آور تا به آنچه دارى، راضى باشى و در حفظ و نگهدارى آن بکوشى؛ نه آنکه مال خود را به خاطر ناچیز و کم قیمت بودن، خوب حفظ نکنى و آن را از بین ببرى و سپس، محتاج دیگران شوى. 

 

پی نوشت ها :

1. نهج البلاغه، حکمت 161.

2. همان، حکمت 214.

3. آل عمران: 8.

4. نهج البلاغه، حکمت 353.

5. همان، حکمت 412.

6. همان، نامه: 31.

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران

گوهرهای نهج البلاغه، گوهرهای نایاب دریای نهج البلاغه گردآوری توسط بخش نهج البلاغه سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات