در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد عادل ترین قاضی را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: در کتاب « کافى » و تهذیب آمده است : مردى بر امیر مؤمنان على (علیه السلام) وارد شد ، و چند روز به مهمانى آن حضرت به سر برد ، سپس براى محاکمه اى که آن را با امیرمؤمنان (علیه السلام) در میان نهاده بود ، در معیت طرف دعوا به محضر قضا آمد .

عادل ترین قاضی,عادلترین قاضی,قاضی عادل

ویژگی های عادل ترین قاضی

عادل ترین قاضی

آکاایران: على (علیه السلام) چون او را در آن محضر یافت ، فرمود : آیا براى محاکمه اینجا آمده اى ؟ مرد گفت : آرى ، حضرت فرمود : هم اکنون از میهمانى من دست بردار  زیرا رسول خدا از پذیرایى یکى از طرفین دعوا ، بدون حضور دیگرى نهى فرمود .

شاید محتاج به توضیح نباشد ، که راندن مهمانى براى شخصى کریم ، آن هم براى کریمى مثل على (علیه السلام) ، چقدر دشوار است ولى چه باید کرد ، مسئله عدالت بالاتر از همه اینهاست .

قاضى نباید از ارباب رجوع هدیه بپذیرد  زیرا ماهیّت این هدیه جز رشوه چیز دیگرى نیست ، و این عمل از نظر اسلام چنان ناپسند است که پیامبر بزرگ اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمود :

لَعَنَ اللهُ الرّاشِىَ وَالْمُرْتَشِىَ فِى الْحُکْمِ 1. ؛ « خدا لعنت کند رشوه دهنده و رشوه گیرنده در حکم را » .

و امام صادق (علیه السلام) رشوه گرفتن در حکم را به منزله کفر به خدا به حساب آورده و مى فرماید :

اَمَّا الرِّشا فِى الْحُکْمِ فَهُوَ الْکفْرُ بِاللهِ. 2 

آیا با گرفتن رشوه مى توان جانب حق را رعایت کرد ؟ هرگز ! زیرا وقتى شخص پذیراى رشوه شد ، دیگر عقل او در اثر مداخله هواى نفس ، قدرت حکومت عادلانه را از دست خواهد داد ، و انسان قادر به تمیز حق از باطل نخواهد بود .

به این نمونه توجه کنید :

« عاقبة بن یزید » در عصر « مهدى عباسى » عهده دار قضا بود ، روزى هنگام ظهر ، نزد خلیفه رفت و درخواست کرد دیگرى را به جاى او در منصب قضا قرار دهد .

خلیفه عباسى چون سخن او را شنید ، گمان کرد یکى از رجال دولت با وى به معارضه پرداخته و او را آزرده خاطر نموده است ، از این رو علت استعفایش را پرسید و گفت : اگر کسى تو را آزرده است بگو تا او را تأدیب کنم ! قاضى گفت : نه ، چنین اتفاقى نیفتاده ، خلیفه گفت : پس علت استعفایت چیست ؟

على (علیه السلام) در فرمان جاوید خود به « مالک اشتر » براى انتخاب قاضى چنین مى گوید : براى تصدى وظیفه قضا و حکومت میان مردم ، کسى را برگزین که به عقیده تو ، از همگى افراد رعیت برتر باشد ، از آن گونه شخصیت که تراکم قضایا او را به تنگنا نیفکند ، و ارباب دعوى و دفاع او را تنگ حوصله و کژ خلق نسازند ، و در لغزش و خطایى که از او سرزند ، اصرار نورزد

قاضى گفت : یک ماه قبل دو نفر از مراجعین ، در خصوص قضیه اى دشوار به محضر قضا حاضر شدند ، و هر یک ادلّه و شهودى بر صدق اظهارات خود اقامه کردند ، دعواى آنان در خور مطالعه و تحقیق بود ، من در برابر آن قضیه دشوار فرو ماندم و چندین بار تجدید جلسه کردم و امیدوار بودم که آن قضیه را بین طرفین دعوا خاتمه دهم ، در این میان یکى از طرفین دعوا خبر یافته بود که من رطب دوست دارم ، از این رو براى جلب عواطف من ، در چنین فصلى که فصل نوبر رطب است ، مقدارى از بهترین نوع رطب ، که من هرگز نظیرش را ندیده بودم و حتى براى خلیفه نیز در چنین فصل مهیا نیست ،

فراهم ساخت و با پرداخت چند درهم رشوه ، دربان را بر آن داشت که آن رطب را نزد من آورد .

در این هنگام ، دربان طبق را بر زمین نهاد و گفت : این هدیه از فلانى است ، من از مشاهده آن وضع سخت آزرده و خشمگین شدم ، چندان که دربان را از خدمت راندم و ظرف رطب را به آورنده آن باز گردانم ; اما روز دیگر چون طرفین دعوا به محضر قضا آمدند ، نتوانستم آن دو رابه یک چشم بنگرم ; زیرا طبق رطب هر چند که من آن را رد کرده بودم ، اثر خود را در نفس من باقى گذاشته بود .

اکنون بیندیش تا اگر آن را پذیرفته بودم و کام خویش را با آن شیرین کرده بودم ، حال من بر چه منوال بود ؟ !

سپس قاضى با لحنى حاکى از خشم و تأثر گفت : در چنین روزگارى که مردم این گونه دست خوش فساد شده اند ، من بر دین خود هراسانم و بیم آن دارم که از سر غفلت به دام حیله ایشان درافتم ، و نقد ایمان و سرمایه خود را بر سر کار قضا نهم .

اوصاف قاضى از نگاه على (علیه السلام) :

على (علیه السلام) در فرمان جاوید خود به « مالک اشتر » براى انتخاب قاضى چنین مى گوید : براى تصدى وظیفه قضا و حکومت میان مردم ، کسى را برگزین که به عقیده تو ، از همگى افراد رعیت برتر باشد ، از آن گونه شخصیت که تراکم قضایا او را به تنگنا نیفکند ، و ارباب دعوى و دفاع او را تنگ حوصله و کژ خلق نسازند ، و در لغزش و خطایى که از او سرزند ، اصرار نورزد ، و چون حقیقت امرى را بشناسد ، از پذیرفتن آن دلتنگ و از بازگشت به آن حقیقت آزرده خاطر نگردد و طایر همتش از اوج نزاهت ، به حضیض طمع نگراید ، و در قضایا به آنچه در وهله اول و نظر سطحى بفهمد ، از کاوش در اعماق حقایق باز نایستد ، و به هنگام رخ دادن شبهات براى جستن حق ، پایداریش بیشتر و تمسکش به حجت ها فزونتر و ملالتش از آمد و شد اعیان کمتر ، و در کشف حقایق امور شکیباتر و به هنگام هویدا شدن حقیقت امر در صدور حکم و تنفیذ آن برنده تر باشد . کسانى را انتخاب کن که چاپلوسى و چرب زبانى ایشان را نفریبد ، و تشویق و تحریص به امرى از جاده حق ، منحرفشان نکند .

این مجموعه اوصافى است که على (علیه السلام) براى قاضى صالح ذکر مى کند و پس از آن ، بیان خود را با یک جمله کوتاه این گونه پایان مى بخشد « واُولئِکَ قَلیلٌ »3 یعنى اى مالک ! چنین مردمى که واجد همگى این اوصاف باشند ، نادر و کمیابند .

 

پی نوشت ها:

1 ـ بحار الانوار : 101/274 ، باب الرشا فى الحکم ، حدیث 11 ; مستدرک الوسائل : 17/355 ، باب 8 ، حدیث 21565 ـ 8 .

2ـ وسائل الشیعه : 27/223 ، باب تحریم الرشوة ، حدیث 33647 ; فقه الرضا : 253 ، باب التجارات والبیوع .

3 ـ نهج البلاغه : نامه 53 ، مستدرک الوسائل : 13/164 ; بحار الانوار : 33/604 ، باب 30 ، حدیث 744 .

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران 

گردآوری توسط بخش نهج البلاغه سایت آکاایران
تبلیغات