در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد مشترکات قرآن و نهج البلاغه را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

نکات مشترک قرآن و نهج البلاغه

به نقل از آکاایران: قرآن و نهج البلاغه دارای ارتباط محکم و لاینفکی هستند ،و این عجیب نیست که قرآن صامت و قرآن ناطق همسخن و هماهنگ باشند این هماهنگی یکسره حکمت است و شگفتی و انسان ساز و تحول برانگیز. 

مشترکات قرآن و نهج البلاغه

منت گذاشتن احسان را باطل مى کند

بقره:264: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى » ؛ شما که ایمان دارید صدقه هاى خویش را با منت و اذیت باطل نکنید.

در نامه ایى که على "علیه السلام" به مالک اشتر نوشته، تذکر داده است: نامه 53: «و ایاک و المن على رعیتک باحسانک... فان المن یبطل الاحسان... » ؛ بپرهیز از اینکه به احسانى که مى کنى بر رعیتت منت گذارى... زیرا منت گذاشتن احسان را باطل مى کند. 

دلیل زنده شدن پس از مرگ

قرآن مبین در پاسخ به اشکال فردى که استخوان پوسیده ى انسانى را نزد پیغمبر اکرم آورد و گفت که چگونه ممکن ست این دوباره زنده شود، مى فرماید:

یس:78 و 79« وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ * قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ.»

؛ براى ما مثلى مى زند در حالى که خلقت خویش را از یاد برده است: مى گوید چه کسى استخوانهاى پوسیده را زنده مى کند، بگو: همان که دفعه ى اول آن را ایجاد کرده است، زنده اش مى کند.

حکمت 121: و عجبت لمن انکر النشاه الاخرى و هو یرى النشاه الاولى.

و شگفت دارم از کسى که خلقت دیگر را انکار مى کند و حال آنکه خلقت اول را مى بیند.

نامه 53: «و ایاک و المن على رعیتک باحسانک... فان المن یبطل الاحسان... » ؛ بپرهیز از اینکه به احسانى که مى کنى بر رعیتت منت گذارى... زیرا منت گذاشتن احسان را باطل مى کند

بیان:

خداوند در ابتدا انسان را از کتم عدم بوجود مى آورد و پس از آنکه مدتى زندگى کرد، بدن ظاهریش را معدوم مى کند و از بین مى برد. بار دوم طبق قانون معاد جسمانى، او را زنده مى کند و به ظاهر زندگى اول بر مى گرداند. اگر انسان خلقت اول خویش را از یاد ببرد و نسبت به آن غافل باشد، زنده شدن پس از مرگ را مستبعد مى شمرد و بلکه منکر مى شود و مى گوید چگونه ممکن است استخوانهاى پوسیده و بدن خاک شده انسان زنده شود و به حالت اول بر گردد؟

قرآن مجید، این اشکال را نقل مى کند و جوابش را که همان تذکر به خلقت اول است، بیان مى کند. چگونه ممکن است انسان متذکر باشد که قدرتى خارج از تصور انسان به ایجاد معدوم صرف، تعلق گرفت و انسانى ایجاد کرد و اکنون همان قدرت از ایجاد دوباره ى آن عاجز باشد، در صورتى که از بدیهیات اولیه به شمار مى رود: ""چونکه صد آمد نود هم پیش ماست"" و خلقت دوباره به مراتب آسانتر از خلقت اول است.

البته این سنجش و قیاس نسبت به قدرت محدود مخلوق و ممکن است که خلقت دوم را آسان تر نام مى نهد و گرنه نسبت به قدرت نامحدود و بى پایان ذات بارى آسان و آسان تر معنى ندارد و به ملاحظه ى همین سنجش و قیاس است که قرآن مجید در آیه ى دیگرى کلمه ""اهون"" به کار برده و فرموده است:

روم:27: «وَهُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ...» ؛

اوست که مخلوق را ایجاد کرده و سپس آن را بر مى گرداند و برگردانیدن براى او آسانتر است.

اگر خدا دست انسان را نگیرد به گناه مى گراید

قرآن حکیم از قول حضرت یوسف "علیه السلام" نقل مى کند:

یوسف:53: انَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ » ؛

همانا ضمیر انسانى پیوسته به گناه فرمان مى دهد مگر آن که پروردگارم رحم کند.

چگونه ممکن است انسان متذکر باشد که قدرتى خارج از تصور انسان به ایجاد معدوم صرف، تعلق گرفت و انسانى ایجاد کرد و اکنون همان قدرت از ایجاد دوباره ى آن عاجز باشد، در صورتى که از بدیهیات اولیه به شمار مى رود: ""چونکه صد آمد نود هم پیش ماست"" و خلقت دوباره به مراتب آسانتر از خلقت اول است

على "علیه السلام" نیز به نماینده ى خویش- مالک اشتر- طى نامه یى امر مى فرماید:

نامه 53: «و امره ان یکسر نفسه عند الشهوات و یزعمها عند الجمعات فان النفس اماره بالسوء الا ما رحم الله» ؛

هنگام شهوات، نفس خود را فرونشان و هنگام سرکشى ها بازش دار زیرا نفس به گناه فرمان مى دهد مگر آن را که خدا رحم کند.

اولین سفارش پدر به پسر نهى از شرک است

قرآن عظیم، وصایاى حضرت لقمان را به پسرش یاد آور شده، مى فرماید:

لقمان:12: « وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ » و آن دم که لقمان به پسر خویش که پندش مى داد، گفت: پسرکم به خدا شرک نیاور که شرک ستمى بزرگ است.

امام على "علیه السلام" هنگامى که از ضربت شمشیر ابن ملجم ملعون در بستر خوابیده بود و اندکى بعد بدرود حیات گفت، به فرزندانش املا فرمود:

نامه 23: وصیتى لکم ان لا تشرکوا بالله شیئا.

سفارش من به شما این است که چیزى را شریک خدا نسازید.

و نیز در خطابه یى که در همان حال احتضار بیان مى نمود، فرموده است:

خطبه 149: اما وصیتى فالله لا تشرکوا به شیئا.

اما سفارش من به شما درباره خدا است که چیزى را شریک او قرار ندهید.  

گردآوری: بخش دین و اندیشه آکاایران

گردآوری توسط بخش نهج البلاغه سایت آکاایران
تبلیغات