عالیترین مراحل توحید در دعای عرفه - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد عالیترین مراحل توحید در دعای عرفه ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

عالیترین مراحل توحید در دعای عرفه

در بخشهایی از دعای شریف عرفه ، عالیترین مراحل توحید بیان شده است.

در این دعا این نکته به خوبی تبیین و بر آن تصریح شده است که پی‏بردن به خداوند از راه آثار و آیات او همانند پی‏بردن به آفتاب در فضای روشن روز به وسیله شمع کم‏نور است؛ زیرا ذات اقدس خداوند از هر ظاهری آشکارتر و از هر نوری نورانی‏تر است و هرگز غایب نشده و نمی‏شود تا نیازی به استظهار داشته باشد و هر عارفی قبل از هر چیز اول او را مشاهده می‏کند و بعد آثار او را، و آنکه خدا را رقیب و ناظر نمی‏بیند نابیناست و...

عالیترین مراحل توحید در دعای عرفه
عالیترین مراحل توحید در دعای عرفه

در قسمتی از بخش پایانی دعای عرفه چنین آمده است:… معبودا! تردّد من در آثار، موجب دوری وصول و شهود می‏شود. پس مرا خدمتی فرمای تا به‏تو رسانَدَم. چگونه با چیزهایی که در وجود خویش نیازمند توانَد بر تو استدلال می‏شود؟ آیا مگر غیر تو را ظهوری است که تو را نباشد و او سبب پیدایی تو شود؟ چه وقت از نظر پنهان شدی تا به دلیلی که به تو رهنمون شود، نیازمند گردی؟ و چه وقت از ما دور شدی تا آثارْ ما را به تو برساند؟ کور است دیده‏ای که تو را مراقب خود نمی‏بیند! و در زیان است . سوداگری بنده‏ای که بهره‏ای از عشق تو در آن نیست!


خدایا! فرمان رجوع به آثار دادی امّا تو خود به پوشش نورها و به راهنمایی مشاهده و استبصار مرا به سوی خویش بازگردان تا از طریق آنها به تو بازگردم چنانکه از طریق آنها به کوی تو داخل شدم، در حالی که ضمیرم از نظر به آثارْ مصون، و همّتم از اتکای بر این آثار بالاتر باشد که تو بر هر چیز توانایی…:

«إلهی تردُّدی فی الآثار یوجب بعد المزار فاجمعنی علیک بخدمة توصلنی إلیک. کیف یُستدلُّ علیک بما هو فی وجوده مفتقرٌ إلیک؟ أیکون لغیرک من الظُّهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک؟ متی غبت حتی تحتاج إلی دلیل یدلّ علیک ومتی بَعُدتَ حتی تکون الآثار هی الّتی توصل إلیک؟ عمیت عین لاتراک علیها رقیباً وخسرت صفقة عبدٍ لم تجعل له من حبّک نصیباً. إلهی أمرت بالرُّجوع إلی الآثار فارجعنی إلیک بکسوة الأنوار وهدایة الاسْتبصار حتّی أرجع إلیک منها کما دخلت إلیک منها مصون السّر عن النّظر إلیها ومرفوع الهمّة عن الاعتماد علیها، إنّک علی کلِّ شی‏ءٍ قدیر» .


در این بخش، امام حسین(علیه السلام) به خدای سبحان عرض می‏کند:

«خدایا! گرچه در قرآن فرمودی: سراسر عالم نشانه‏های توحید است، ولی مرا به نشانه‏ها ارجاع نده؛ زیرا اگر مرا به آثار آفاقی یا انفسی ارجاع دهی، تا از نشانه‏ها به صاحب نشان برسم مسیری بس طولانی می‏شود. خودت را به من نشان ده؛ این نشانه‏ها توان آنکه تو را به طور کامل نشان دهد ندارد. حتی سرزمین مکه و مواقف حج را که فرمودی: ?فیه ایات بیّنات?[۵۳] ، هیچ یک چنان ظهوری که تو را بنمایاند ندارد.

 

 


خدایا! تو که  نور السموات والأرض و از هر نشانه‏ای آشکارتر و به من نزدیکتری، چرا مرا به نشانه‏ها ارجاع می‏دهی؟ پروردگارا! کی غایب شدی تا من برای اثبات وجود تو استدلال کنم؟ استدلال برای پی‏بردن از نشانه به غایب است. تو که خود فرمودی: ?أو لم یکف بربّک أنّه علی کل شی‏ء شهید ، نیازی به دلیل و برهان نداری که من از آیات به تو پی‏ببرم. پس خودت را آنچنان به من بنما که بی‏واسطه و با شهود قلبی تو را ببینم».


این بیانات نورانی و عمیق، سخن کسی است که پروردگارش شراب طهور بدو نوشانید و ضمیرش از نظر به غیر ساقی پاک و از حب شراب، اگرچه طهور است، مطهّر ماند؛ زیرا قلب او چنان به حب ساقی شیفته بود که جایگاهی برای عشق به دیگری در آن یافت نمی‏شد. چنین دعایی سزاست که مغز همه عبادات باشد؛ زیرا خود عبادتی صرف است که هیچ مجالی برای ظهور غیرمعبود در آن نیست و جز معبود در آن طلب نمی‏شود و مقصودی جز شناخت معبود به خود معبود و نه با چیز دیگری همچون آیات آفاقی یا انفسی در آن نیست!


پس در این بخش از دعا دلیل با مدلول متحد است؛ زیرا خدای سبحان با ذات خود بر ذات خویش دلالت می‏کند. بر خلاف سایر بخشهای دعا که یا استدلال بر خدای سبحان است به وسیله آیات آفاقی، که در این حالت هر یک از مستدل و دلیل و مدلول در جایگاهی جدا از خدا قرار می‏گیرند، و یا استدلال بر خدای تعالی است به وسیله آیات انفسی، که در این حالت اگرچه مستدل و دلیل متحد می‏شود امّا هر یک از آن دو از مدلول جدا می‏گردد و معلوم است که دلیل اگر عین مدلول نباشد ممکن نیست که بتواند بر آن کاملاً دلالت کند، بر خلاف موردی که دلیل عین مدلول باشد، چنانکه در این دعای رفیع همین نکته به چشم می‏خورد؛ زیرا امام حسین(علیه السلام) به خدا بر خدا استدلال می‏کند و او را از ذات آشکارش می‏شناسد و حکم می‏کند به اینکه ظهوری برای غیرخدای تعالی نیست تا آشکارکننده خداوند باشد.

 

این دعا برهان صدیقین را به حکمای متألّه اسلامی تعلیم داد و عرفا را نیز به شهود تشویق کرد و متعبدان را هشدار داد و سالکان را بیدار کرد تا در وادی ایمنِ دوست قدم گذاشته و راهی را بپیمایند که عین هدف است؛ زیرا از خدا به خدا رسیدن یعنی از مقصد به مقصود نائل آمدن.
به وصال و شهود مزبور دیگران نیز همچون معصومین(علیهم السلام) می‏توانند نایل شوند، گرچه هر کسی راهی ویژه برای نیل بدان دارد که متفاوت از دیگران است؛ بعضی راهها بسیار وسیع و روشن، و برخی دیگر باریک است. پس راه و رابطه‏ای ویژه بین هر انسان با خداست که غیر خدا در آنْ راه ندارد. چنانکه امیرمؤمنان، علی(علیه‏السلام) به خداوند عرض می‏کند: خدایا! اجازه ندادی بعضی از گناهان مرا حتی فرشتگان مأمور ثبت عقاید و افکار و اخلاق و اعمال، بفهمند و بنویسند: «والشاهد لما خفی عنهم وبرحمتک أخفیته وبفضلک سَترتَه»

پس هر انسان با پروردگار جهان رابطه‏ای ویژه دارد که بر ملائکه نیز پوشیده است.
شایان ذکر اینکه، در دعاهای امام سجاد(علیه السلام) در سحرهای ماه مبارک رمضان، می‏توان نظیر دعای رفیع عرفات را مشاهده کرد. آن حضرت در آنجا می‏فرماید:

به تو، تو را شناختم و تو خود مرا بر خویشتن رهنمون شدی: «بک عرفتک وأنت دللتنی علیک»  ، و نیز می‏فرماید: راه آنکه به سوی تو کوچ می‏کند، نزدیک است و تو از خلق خویش پنهان نشدی جز آنکه کردارهایشان آنها را از تو محجوب ساخته است: «أن الراحل إلیک قریب المسافة وأنک لا تحتجب عن خلقک إلاّ أن تحجبهم الأعمال(الآمال) دونک»  . همچنین

منبع:تبیان
ویرایش وتلخیص:آکاایران

عالیترین مراحل توحید در دعای عرفه گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات