غیب در زندگانی حضرت زهرا(علیهاالسلام) - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد غیب در زندگانی حضرت زهرا(علیهاالسلام) ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

کسانی می گویند: لازم نیست بدانیم که ازدواج حضرت زهرا (علیهاالسلام) یک امر غیبی بود و این ازدواج را فرشتگان الهی در آسمان جشن گرفتند. اینان در برخورد با این حدیث نیز احتیاط می کنند که می گوید: عناصر غیبی و خصوصیات غیر عادی در شخصیت زهرا (علیهاالسلام) وجود داشت. به تعبیراینان، چه سود یا زیانی دارد که بدانیم یا ندانیم. زهرا (علیهاالسلام) نور است یا نه؟

می گوید: ما در اینجا هیچ خصوصیتی نمی بینیم مگر شرایطی که عهده دار رشد و نمو روحی و عقلی و التزام زهرا (علیهاالسلام) بود؛ آن هم در سطحی که عناصر غیبی متمایزی وجود داشت که او را از سطح زنان عادی خارج می کرد، زیرا هیچ یک از معیارهای اثبات قطعی را ندارد.

در خصوص ضرورت فرهنگ غیب، چند نکته را بیان می کنیم:

1- برانگیختن امور به این شیوه که بیم آن می رود که موجب درگیری داخلی شود، از آن جهت که هدف آن تشکیک در ضرورت فرهنگ دینی غیبی است، مردود و نامعقول است، زیرا این مساله از بدیهیات دین و عقیده است. بی تردید دور ساختن بخش بسیار مهمی از قضایای دین و ایمان، به شیوه به تأخیر انداختن یا سبک شمردن یا کاستن از اهمیت آن، نابودی یکی از ارکان مهم دین است. این کار، در حقیقت بر هم زدن اندیشه بلند اسلامی است و  علامت های سوال زیادی در مقابل بسیاری از معارف دینی دیگر را بوجود می آورد.

 این امر به تضعیف ایمان مردم، و شناخت آنان از خدا، پیامبران و برگزیدگان، و سست شدن عقیده آنان به حقایق اسلام و ایمان منجر شده ، پرسش های فراوانی را درباره مسائلی بر خواهد انگیخت که شایسته آن است که درباره آن ها مجادلات نادرست و غیرعلمی صورت نگیرد. زیرا هیچ نتیجه ای ندارد مگر بر هم زدن اوضاع عمومی و کشاندن اهتمام مردم به گرایش های دور از واقعیت و اندیشه مفید در مسائل سرنوشت ساز که کیان و آینده شان را تهدید می کند و آنان را از برنامه ریزی و تلاش برای رویارویی با خطرهای بزرگی که در جبهه درگیری و مبارزه با قدرت های استکبار و کینه توز در کمینشان است، دور می کند.

از علی (علیه‏السلام) پرسیدند چگونه خدایی را که ندیده می‏پرستد، پاسخ داد: «خدایی را که ندیده‏ام نمی‏پرستم، خدا را چشمان سر به مشاهده نمی‏بیند بلکه دل ها او را با حقایق ایمان دیده است»

2- بدون تردید متونی که عنایت الهی و بلکه کرامات و معجزات[1] و شایستگی هایی را برای زهرا (علیهاالسلام) ثابت می کند، آنقدر فراوان است که انکار آن به دو لحاظ علمی و وجدانی بدون توجیه است. اگر این حجم روایات نتواند ویژگی، کرامت و عنایت غیبی زهرا (علیهاالسلام) را اثبات کند، دیگر جایی برای هیچ یک از حقایق اسلامی نخواهد بود.

پیش از وی، معتزله با این دلیل کرامات اولیا را انکار کرده اند که ممکن است با معجزات پیامبران اشتباه شود و پیامبر از غیر پیامبر شناخته نشود.[2]

آنان توجه نکرده اند که ظهور کرامت فقط و فقط از اولیایی است که چنان ملتزم به ایمان هستند که با وجود آن ادعای پیامبری از سوی آنان ممتنع است والا چنین کسی نه ولی خداست و نه مستحق کرامت خدا، و نه خداوند روزی این کرامت را برایش ظاهر خواهد کرد.

3- خداوند سبحان می فرماید: (ألم، ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقنا هم ینفقون).[3]

بدون تردید امور غیبی تأثیر شگرفی بر ایمان انسان مسلمان دارد. غیب یکی از امور اساسی در موضوع ایمان است که خداوند متعال آن را از بندگانش می خواهد. بی‏شک صرف احساس مبهم و غامض به وجود مسائلی مبهم و پیچیده در برخی از بخش های زندگی، و احساس ناتوانی در رسیدن به این مسائل غامض و در نهایت احساس ترس و وحشت از آن، در ایمان به غیب کافی نیست.

ایمان

همچنان که در تحقق ایمان، به تنهایی، و با تمام حالات و مفردات، غیبی یا غیر آن، صرف رسیدن به پذیرش های فکر خشک و معادلات ریاضی که در عقل و شعور انسان استقرار می‏یابد تا بر اساس آن نقشه سلوک و رفتار، یا طرح زندگی بریده از غیب و یا ناهماهنگ و مخالف با آن را ترسیم کند، کافی نیست.

آری نه این کافی نیست و نه آن. چه ایمان، یک کار اختیاری است که همواره تجدید می‏شود و مدام استمرار دارد. چه خداوند فرمود: یۆمنون و نه آمنوا تا با فعل مضارع تجدّد و استمرار را افاده کند. یعنی آنان، ایمان را انتخاب می‏کنند و آن را با استمرار بوجود می‏آورند و عینیت می‏بخشند.

روشن است که ترس از مجهول و احساس مبهم از امور پنهان از حواس انسان، ایمان نیست بلکه با ایمان درست منافات دارد. ایمان پیوند قلب با یک چیز و در بر گرفتن آن و خشنودی قلب بدان است: (الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب؛ یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة).

حال که اینگونه است و از آنجا که نمی‏توان فضای تهی را در بر گرفت و بدان آرامش پیدا کرد و از آن خشنود شد، پس می‏بایست دلالت نزدیکی بر این امر غامض، و عینیت بخشیدن و تجسم آن در شعور انسان موجود باشد تا آن را از حالت غیبی به واقعیت ایمانی و احساسی بدرآورد و به صورت شهود ایمانی درآید. اگر چه در واقعیت و هستی خود نه با حس مادی تلاقی پیدا می‏کند و نه بر او آشکار می‏شود بلکه جدا و پنهان از او باقی می‏ماند.

صرف احساس مبهم و غامض به وجود مسائلی مبهم و پیچیده در برخی از بخش های زندگی، و احساس ناتوانی در رسیدن به این مسائل غامض و در نهایت احساس ترس و وحشت از آن، در ایمان به غیب کافی نیست

از اینجا ضرورت ارتباط این غیب با عینیت واقعی آشکار می‏شود تا بدین ترتیب تأثیر بیشتری در آگاهی و شعور، و رسوخ افزون‏تری در ایمان پیدا کند و واژه‏های بیانگر غیب و الفاظی که بدان اشاره دارد، آن را از یک حالت غامض و مبهم صرف بیرون آورد تا آن چنان متمرکز و محدود شود که تجسم حقیقی معنای غیب باشد که انسان را برای پیوند دادن قلبش با آن آماده می‏سازد و به این ترتیب مسلمان مطابق اراده‏ی خداوند و براساس نقشه‏ الهی برای تحقق این مطلب، به غیب ایمان داشته باشد. اینک می‏توانیم سخن علی (علیه‏السلام) را با همه‏ی ژرفای آن بفهمیم که فرمود: «لو کشف لی الغطاء ما ازددت یقیناً».[4]

هنگامی که از امام علی (علیه‏السلام) پرسیدند چگونه خدایی را که ندیده می‏پرستد، پاسخ داد: «خدایی را که ندیده‏ام نمی‏پرستم، خدا را چشمان سر به مشاهده نمی‏بیند بلکه دل ها او را با حقایق ایمان دیده است».[5]

به همین سبب، دل ها به یاد خداوند آرام می‏گیرد: (الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب). قلب به حقیقت ذات پروردگار دست نمی‏یابد بلکه به آثار و افعال او نایل می‏شود و با یاد او آرام می‏گیرد. خداوند می‏فرماید:

(و للَّه الاسماء الحسنی فادعوه بها).[6] (اقرأ بسم ربک الذی خلق).[7] (بسم اللَّه الرحمن الرحیم).

از آنچه گذشت روشن می‏شود که اسلام که ایمان به غیب را واجب کرده، غیب مبهم، تهی و غامض را اراده نفرموده است بلکه غیب هدفدار و آگاهانه که از طریق ابزارهایی که خداوند بواسطه‏ی آن عنصر غیب را به شعور ما منتقل می‏کند تا در آن استقرار یابد و شعور یابد و شعور و آگاهی ما با آن قرین شود و بدان تکیه و استناد نماید، در صفحه‏ی قلب و جان نقش بندد و هر چه بیشتر روشنی بخشد، ریشه دواند و رسوخ یابد.

 

پی نوشت:

1- کافی، ابوالصلاح حلبی، صص 102- 103 که معجزات غیر پیامبران را آورده است. حلبی بیان کرده که معجزات به مبارزه طلبی پیامبران محدود نمی شود، چنان که برخی می خواهند چنین ادعا کنند. او دراین باره داستان آصف بن برخیا و آوردن تخت بلقیس پیش از یک چشم برهم زدن، معجزات مریم شاگردان عیسی و غیره را مثال زده است.

2- شرح عقاید نسفی، ص177.

3- بقره1- 3.

4 - بحارالانوار، ج40، ص 153؛ ج46، ص 135.

5 - همان، ج4، صص 27، 32، 44، 52، 304؛ ج 10، ص 118؛ ج 36، ص 406.

6- اعراف، 180.

7 - علق، 1.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

غیب در زندگانی حضرت زهرا(علیهاالسلام) گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات