در مقاله قبلی (غیب در حضرت زهرا علیهاالسلام ) سخن از غیب و فرهنگ غیب و ویژگیهای آن بود. در این  مقاله ادامه بحث و سپس بررسی ابعاد آن در شخصیت حضرت زهرا علیها سلام می پردازیم.

فرهنگ ,حضرت زهرا سلام الله علیها, غیب, فرهنگ غیب,نبوت

ضرورت ندارد که اختلاف موارد تجسم در اشخاص مثل پیامبران، اوصیاء و اولیا موجب برتری یکی بر دیگری شود. چه ممکن است طبیعت مرحله یا شرایط معین باعث این خصوصیات غیبی در هر یک از موارد شده باشد.

تفاضل و برتری افراد بر یکدیگر معیارهای خاص خود را دارد که قرآن کریم و رسول اکرم (صلی اللَّه علیه و آله وسلم) بیان کرده‏اند و نیز دیگران جزیی از دین است و از اهمیت زیادی در ساخت شخصیّت ایمانی، انسانی و مکتبی با تمام خصوصیت‏هایش دارد. خصوصیاتی که وجود، تخصص و تمایز انسان را محقق می‏سازد و او را در مرتبه‏ای عالی از صفا، پاکیزگی و طهارت قرار می‏دهد. همچنان که مرتبه‏ای از ارتباط وجدانی با همه گفتار و کردار آنان را تحقق می‏بخشد.

ائمه (علیهم‏السلام) برخی از امور غیبی را به شماری از اصحاب مخلص خود مثل میثم تمار، زراره، محمد بن مسلم و دیگران، گفته‏اند. چقدر غیب برای کسانی که آن را می‏دانند و می‏آموزند سودمند است. چه شگفت‏انگیز و زیباست این کرامات! و چه تأثیر ژرفی در زندگانی انسان دارد! و چقدر انسان بدان نیازمند است! و چه شگفت‏انگیز است قرآن که بسیاری از موارد غیب را مورد تأکید قرار می‏دهد و بدین ترتیب اهمیت زیاد آن را در ساخت شخصیت انسانی، ایمانی و مکتبی آشکار می‏کند.

 

ارتباط فکری کافی نیست

بنابراین، گفته برخی افراد درست نیست که می گویند: آنچه مطلوب است صرف ارتباط فکری با معصومین (علیهم السلام) از طریق شناخت سیاست ها، و گونه های رفتاری شخصی، و فعالیت های اجتماعی آنان است تا اسوه و الگوی ما در شیوه تقلید و تکرار کارهای آنان باشند و همین در ما حالتی از شگفتی و اعجاب را در باره آنان به وجود می آورد؛ دقیقاً به گونه ای که از دیگر شخصیت ها و اندیشمندان مثل ادیسون و ابن سینا شگفت زده می شویم.

سخنان رسول اکرم و ائمه‏ی طاهرین (علیهم‏السلام) بیانگر ضرورتی فرهنگی برای تکمیل ایمان به حقایق اسلام و از جمله ایمان به غیب است

زیرا آنچه مطلوب است، برقراری ارتباط فکری، درونی و وجدانی است که عواطف در آن شرکت کند و احساسات به گونه خودکار از آن فرمانبرداری و انقیاد داشته باشد و تمام وجود انسان آزادانه تسلیم آن باشد و به جنبش آید.

مطلوب این است که این برگزیدگان وارد دل هایمان شوند تا موجب سرزندگی آن باشند و در ارواح ما جای گیرند تا به آن گرمی و جوشش بیشتری بدهند و در جانهایمان پا گذارند تا با صفاتر، پاک تر و خالص تر شود.

مطلوب این است که در ساخت شخصیت ایمانی ما سهم بیشتری داشته باشند و در بنای عواطف و تکوین احساسات ما سهیم باشند.

در نهایت این گفته را بعید می دانیم که: این علمی است که هر که بداند سود نمی برد و هر که نداند زیان نمی بیند. این سخنی زیان آور است که جز خسارت، حسرت و نومیدی سودی برایمان ندارد.

صرف نظر از این، میزان نفع و زیانی که از آن صحبت می کنند چندان روشن نیست بلکه در حالت ها و موارد مختلف، تفاوت دارد. سخن گفتن از طب برای نجّار، و سخن گفتن از نجوم برای آهنگر، ریسنده و کارمند در حرفه شان هیچ سودی ندارد. اما قضایای ایمان و رفتار ضرورتاً از این قبیل نیست. اگر چه مراتب و مقتضیات شناخت بر اساس اصل " مأمور شده ایم که با مردم به اندازه عقل شان سخن گوییم "، در افراد فرق می کند.

 

پی نوشت:

1 - کشف الغمه: ج2، ص  ؛ لائسل الامامه، ص 56؛ علل الشرایع: ج1، صص 182، 183؛ روضة المتقین، ج 5، ص 345

بخش اعتقادات شیعه تبیان

گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات