اگر چه اسلام قدمهای مفید و موثری در جهت آزادی بردگان برداشته اما هنوز این سوال بی پاسخ است که چرا  با صراحت کامل بردگی را لغو نکرد؟

براى اینکه خود را در پاسخ این سؤال آماده سازیم، بهتر است که یک رشته حقایق اجتماعى، سیاسى و روانى را که در اطراف موضوع بردگى حلقه زده و باعث تاخیر صدور این فرمان عمومى گردیده بررسى نماییم .

پیش از هر چیزى باید بدانیم که الغاى بردگى در اثر بعضى از پیشامدها، واقعا از مقصود اسلام به تاخیر افتاد؛ زیرا اگر اسلام به مسیرش ادامه مى داد، کج رفتارى و شهوترانى عده اى هوسباز از پیشرفت آن مانع نمى شد، این انتظار به پایان مى رسید و حکم بردگى، بس، در عالم صادر مى شد.

پس از اعتراف به این حقیقت، اولا:

لازم است در پاسخ بگوییم: هنگامى که اسلام آمد، بردگى در عالم، نظام رسمى جهانى بود و بلکه یک عمل اقتصادى و اجتماعى محسوب مى شد؛ زیرا هم داراى منافع خصوصى و هم شامل عوامل بزرگ اجتماعى و سیاسى شده بود و در نظر کسى زشت نبود و هیچ کس فکر نمى کرد که ممکن است روزى این نظام شوم تغییر بپذیرد و به همین جهت، ابطال یاتغییرش به طول زمان و عمل تدریجى نیازمند بود و حال آنکه به خوبى مى دانیم با وجود اینکه تحریم شراب که یک عادت شخصى بود، باز هم چند سال به طول انجامید، گرچه شراب گاهى در مظاهر اجتماع آن روز به طور رسمى خودنمایى مى کرد، اما بعضى عربها در زمان جاهلیت هم از خوردن آن خوددارى مى نمودند و بلکه میگسارى را مایه فساد بزرگى پنداشته و شایسته مردان با شخصیت نمى دانستند. باز هم تحریم آن به طول زمان احتیاج داشت .

هنگامى که اسلام آمد، بردگى در عالم، نظام رسمى جهانى بود و بلکه یک عمل اقتصادى و اجتماعى محسوب مى شد؛ زیرا هم داراى منافع خصوصى و هم شامل عوامل بزرگ اجتماعى و سیاسى شده بود و در نظر کسى زشت نبود و هیچ کس فکر نمى کرد که ممکن است روزى این نظام شوم تغییر بپذیرد و به همین جهت، ابطال یاتغییرش به طول زمان و عمل تدریجى نیازمند بود

اما موضوع بردگى در هستى اجتماع و در اعماق فکر بشر آن روز بیش از هر چیزى رسوخ کرده بود، به حدى رسیده بود که دیگر کسى آن را زشت نمى دانست چنانکه پیش از این بیان کردیم و به همین جهت، ابطال بردگى بیش ‍ از زمان زندگى پیامبر اسلام(صلّى اللّه علیه و آله) وقت لازم داشت در صورتى که زندگى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله)، زمانش کوتاه بود و مرتب هم وحى نازل مى شد و جنابش دائم مشغول تنظیم قوانین و تشریح احکام بود و فرصت بیشترى نداشت . و از طرف دیگر خداى توانا به وضع آفریده خود آشناتر است و صلاح آنها را بهتر مى داند، اگر مى دانست که براى تحریم شراب، صدور یک فرمان بس است، هرچه زودتر صادر مى کرد و در ظرف چند سال به تاخیر نمى انداخت. و همچنین اگر پروردگار مهربان مى دانست که ابطال بردگى را در عالم، یک تصویب نامه معمولى بس است، هرگز از صدورش مضایقه نمى کرد.

آنچه گفتیم اشتباه نشود که اسلام به نفع همه افراد بشر نازل شده و با هر زمانى سازگار است و تمام عوامل و نیروى هستى را به سوى کمال و بقا، رهبرى مى کند، معناى آن این نیست که اسلام در برابر همه مسائل جزئى، قوانین تفصیلى تصویب مى نماید؛ زیرا این گونه قوانین در مواردى لازم است که هیچ وقت تغییر نپذیرد.

اما در مواردى که دائم در حال تغییراست، وظیفه اسلام این است که پاره اى اصول کلى مقرر نماید که بشر بتواند زندگى خود را در حدود همان اصول پیش ببرد.

این افتخار براى اسلام بس که جنبش آزادى بردگان را هفت قرن پیش از آنکه دیگران به مزایاى آن آشنا شوند در قلمرو خود شروع کرد و با این اقدام حکیمانه، همه منابع بردگى را در جزیرة العرب خشک نمود، به طورى که اگر منابع دیگرى در سایر نقاط جهان به تولید آن مشغول نبود، شایسته بود که در آینده نزدیک در عالم اسلامى ابطال بردگى را رسما اعلام نماید

اسلام در مساله بردگى نیز همین طریقه را به کار بسته؛ زیرا با تصویب یک رشته قوانین حکیمانه براى آزادى بردگان، نزدیکترین راهى را که انسانیت مى توانست در حل این مشکل کهنسال بپیماید، نشان داده تا فرصت مناسب ترى فرا رسد، فرمان نهایى را براى از بین بردن انسان فروشى صادر نماید، بر همگان واضح است که اسلام براى تغییر دادن طبیعت بشر نازل نشده، بلکه در حدود فطرت و طبیعت بشریت براى تهذیب افراد آمده است. براى این آمده که بدون هیچ گونه فشار و اجبارى، انسان را به بالاترین مقام انسانیت برساند، حتى براى نمونه در تهذیب بعضى افراد به حد اعجاز رسید و به جایى رسید که هیچ نظامى در تاریخ بدانجا نرسیده است .

اما با وجود این، اسلام مامور نبود که همه مردم را در تهذیب اخلاق به این مقام برساند؛ زیرا اگر خدا مى‌خواست در روز اول بشر را فرشته خلق مى کرد و وظایف فرشتگان را به عهده آنها واگذار مى نمود که هرگز خطا نمى کنند و آنچه را که مامورند به نحو احسن انجام مى دهند ولیکن این موجود را بشر آفرید و خود به قدرتش کاملا آشناست و بهتر مى داند که براى پرورش انسان تا چه حدى کوشش لازم است .به هرحال، این افتخار براى اسلام بس که جنبش آزادى بردگان را هفت قرن پیش از آنکه دیگران به مزایاى آن آشنا شوند در قلمرو خود شروع کرد و با این اقدام حکیمانه، همه منابع بردگى را در جزیرة العرب خشک نمود، به طورى که اگر منابع دیگرى در سایر نقاط جهان به تولید آن مشغول نبود، شایسته بود که در آینده نزدیک در عالم اسلامى ابطال بردگى را رسما اعلام نماید، بدین جهت آن روز نتوانست بردگى را رسما در عالم الغا نماید که تنها به عالم اسلامى مخصوص نبود بلکه اغلب به دشمنانش اختصاص داشت که از محیط اسلام بیرون بودند و آن عبارت از بردگى محصول جنگ است و ما اندکى بعد از این به تفصیل درباره آن سخن خواهیم گفت.

(با ما باشید)

بخش اعتقادات شیعه تبیان

گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
تبلیغات