کمال انسان در گرو پیروی عقل - آکا

در مقاله پیشین، ضرورت پی جویی دین و تلاش برای شناختن دین حق را، با بیان ساده ای اثبات کردیم که مبتنی بر انگیزه ی فطری منفعت جویی و زیان گریزی انسان بود(1)، انگیزه ای که هر کسی می تواند در درون خود بیابد و باصطلاح، علم حضوری خطاناپذیر به آن دارد.

در این فرصت می خواهیم همان مطلب را با بیان دیگری اثبات کنیم که مبتنی بر مقدمات دقیق تری است. و نتیجه آن اینست که اگر کسی درباره ی دین نیندیشد و به جهان بینی و ایدئولوژی صحیحی معتقد نشود به کمال انسان در گرو پیروی عقل - آکا

کمال انسان در گرو پیروی عقل است

تکامل یافتن پدیده های نباتی، مرهون فراهم شدن اسباب و شرایط بیرونی و بصورت جبری است. هیچ درختی به اختیار خودش رشد نمی کند و با گزینش خودش میوه نمی دهد زیرا شعور و اراده ای ندارد.

در تکامل جانوران کمابیش جایی برای اراده و انتخاب می توان یافت، اما اراده ای برخاسته از غرایز کور حیوانی با بُردی محدود به نیازهای طبیعی، و در پرتو شعوری محدود به توان اندامهای حسّی هر حیوان.

اما انسان، علاوه بر خواصّ نباتی و حیوانی، دارای دو امتیاز روحی است: از یک سوی، خواسته های فطریش در دایره ی نیازهای طبیعی، محدود نمی شود، و از سوی دیگر از نیروهای عقل، برخوردار است که بوسیله آن می تواند دایره ی معلوماتش را بسوی بی نهایت، توسعه دهد. و بر اساس این ویژگیها بُرد اراده اش از مرزهای محدود طبیعت فراتر می رود و بسوی بی نهایت، میل می کند.

همانگونه که کمالات ویژه نبات بوسیله ی قوای نباتی خاصّ حاصل می شود و کمالات حیوانی در سایه ی اراده ی برخاسته از غرایز و ادراکات حسی، پدید می آید کمالات ویژه انسان هم که در واقع همان کمالات روحی اوست در سایه اراده ی آگاهانه و در پرتو رهنمودهای عقل بدست می آید، عقلی که مراتب مختلف مطلوبیت را بشناسد و در موارد تزاحم، بهترها را ترجیح دهد.

بنابراین، انسانی بودن رفتار به این است که با اراده ای برخاسته از تمایلات ویژه ی انسان و در پرتو هدایت عقل، انجام گیرد. و رفتاری که تنها با انگیزه های حیوانی انجام می گیرد رفتاری حیوانی خواهد بود ،چنانکه حرکتی که تنها در اثر نیروی مکانیکی در بدن انسان پدید آید حرکتی فیزیکی خواهد بود.

احکام عملی عقل، نیاز به مبانی نظری دارد

رفتار اختیاری، وسیله ای است برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب، و ارزش آن، تابع مرتبه مطلوبیت هدفی است که از آن در نظر گرفته شده و تأثیری است که در تکامل روح دارد، چنانکه اگر رفتاری موجب از دست دادن یک کمال روحی شود دارای ارزش منفی خواهد بود. پس هنگامی عقل می تواند درباره ی رفتارهای اختیاری، قضاوت و ارزش گزاری کند که از کمالات انسان و مراتب آنها آگاه باشد و بداند که انسان چگونه موجودی است و شعاع دایره ی زندگی او تا کجا امتداد می یابد و به چه درجه ای از کمال می تواند برسد، و به دیگر سخن: بداند که ابعاد وجود او کدام است و هدف آفرینش او چیست.

انسانی بودن رفتار به این است که با اراده ای برخاسته از تمایلات ویژه ی انسان و در پرتو هدایت عقل، انجام گیرد

بنابراین، یافتن ایدئولوژی صحیح- یعنی همان نظام ارزشی حاکم بر رفتارهای اختیاری- در گروه داشتن جهان بینی صحیح و حل مسائل آن است و تا این مسائل را حل نکند نمی تواند قضاوتی قطعی درباره ی ارزش رفتارها داشته باشد، چنانکه تا هدف، معلوم نباشد تعیین مسیری که منتهی به آن می شود امکان نخواهد داشت. پس این شناختهای نظری که مسائل اساسی جهان بینی را تشکیل می دهد، در واقع مبنای نظام ارزشی و احکام عملی عقل بشمار می رود.

 

نتیجه گیری

اکنون با توجه به این مقدمات می توانیم ضرورت پی جویی دین و تلاش برای بدست آوردن ایدئولوژی و جهان بینی صحیح را بدین گونه اثبات کنیم:

انسان فطرتاً طالب کمال انسانی خویش است و می خواهد بوسیله ی انجام دادن کارهایی به کمال حقیقی خودش برسد. اما برای اینکه بداند چه کارهایی او را به هدف مطلوبش نزدیک می کند باید نخست کمال نهایی خودش را بشناسد، و شناخت آن در گرو آگاهی از حقیقت وجود خودش و آغاز و انجام آن است، سپس باید رابطه مثبت یا منفی میان اعمال مختلف و مراتب گوناگون کمالش را تشخیص دهد تا بتواند راه صحیحی را برای تکامل انسانی خودش بیابد و تا این شناختهای نظری (اصول جهان بینی) را بدست نیاورد ،نمی تواد نظام رفتاری (ایدئولوژی) صحیحی را بپذیرد.

پس تلاش برای شناختن دین حقّ که شامل جهان بینی و ایدئولوژی صحیح می باشد ضرورت دارد، و بدون آن، رسیدن به کمال انسانی، میسر نخواهد بود چنانکه رفتاری که برخاسته از چنین ارزشها و بینشهایی نباشد رفتاری انسانی نخواهد بود و کسانی که در صدد شناختن دین حق برنمی آیند یا پس از شناختن آن، از روی لجاج و عناد، کفر می ورزند و تنها به خواسته های حیوانی و لذتهای زودگذر مادی، بسنده می کنند در واقع حیوانی بیش نیستند. چنانکه قرآن کریم می فرماید: «یَتَمتّعونَ و یأکُلونَ کما تَأکُلُ الانعام»(2) و چون استعدادهای انسانی خود را تباه می کنند به کیفری دردناک خواهند رسید «ذَرهُم یَکُلوا و یَتَمَتَّعوا و یُلهِهِمُ الأمَلُ فَسَوفَ یَعلَمون»(3)

 

پی نوشت ها :

1. شکل فنی دلیل مزبور اینست: اگر رسیدن به منفعت و گریز از زیان، مطلوب فطری انسان است پژوهش درباره ی دینی که مدعی ارائه راه صحیح بسوی منفعت بی نهایت و ایمنی از ضرر بی نهایت است ضرورت دارد (ضرورت بالقیاس علت ناقصه برای تحقق معلول) اما رسیدن به منفعت و ایمنی از ضرر، مطلوب فطری انسان است، پس پژوهش درباره ی چنین دینی ضرورت دارد.

این استدلال که در شکل «قیاس استثنایی» بیان شده مبتنی بر تحلیل منطقی خاصی درباره احکام عملی عقل و بازگشت آنها به ضرورت بالقیاس علت (فعل اختیاری) برای رسیدن به معلول (نتیجه مطلوب) است چنانکه در جای خودش بیان شده است.

دلیل مورد بحث در این زمینه را نیز می توان به این شکل بیان کرد: اگر رسیدن به کمال انسانی مطلوب فطری باشد شناختن اصول جهان بینی که شرط لازم برای تکامل روح می باشد ضرورت خواهد داشت. اما رسیدن به کمال، مطلوب فطری است، پس شناختن اصول مزبور، ضرورت دارد.

2. سوره محمد (ص) آیه 12. همانند چهارپایان بهره می گیرند و می خورند.

3. سوره حجر، آیه 3. بگذار بخورند و بهره گیرند و آرزوی دنیوی، ایشان را سرگرم کند که بزودی (نتیجه آن را) خواهند دانست.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات