در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد لزوم بعثت پیامبران را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد. 

به نقل از آکاایران: انـسـان در زنـدگـى شـخصى خویش، به خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت، آموزش و استراحت نیازمند است. او براى برآوردن این نیازها از اندیشه خود و دیگران بهره مى گیرد.

لزوم بعثت پیامبران,ضرورت بعثت پیامبران,لزوم بعثت پیامبر

ضرورت بعثت پیامبر اسلام

 بعثت پیامبر

 اما آیا او از همه مصالح و مفاسد نیازمندى هاى جسم و جان خود آگاه است تا مبادا از چیزى بهره برد که براى بدن یا روحش زیانبار است ؟! همچنین، انسان در زندگى اجتماعى نیاز به همسر، دوست، همکار و رابـطـه بـا دیـگـران دارد و در ایـن مـوارد نـیـز از راهـنـمـایـى عـقـل بـهـره مـى گـیرد. اما آیا انسان ها همه مصالح و مفاسد امور اجتماعى خویش ‍ را مى شناسند و انگیزه لازم براى پى جویى مصالح و دورى از مفاسد اجتماعى در آنان وجود دارد؟!

نارسایى عقل و دانش بشرى

با توجه به ابعاد مختلف زندگى انسان و مسائل پیچیده اى که در زمینه هاى گوناگون براى او پـیـش مـى آیـد، مـى تـوان دریـافـت کـه عـقـل، تـوانـایى پرداختن به تمامى آن ها را ندارد و ضـرورت وجـود وسـیـله اى کـارسـازتـر و قـوانـیـنـى کـامـل کـه انـسان بدین وسیله راه درست را بازشناسد، ضرورى است. انسان نمى تواند چنین قوانینى را پى ریزد؛ زیرا میزان کارایى و مـشکل گشایى عقل و دانش بشرى در برابر انبوه مسائلى که در زندگانى مادّى و معنوى اش خود مـى نـمـایـند، بسیار ناچیز است. علم و دانش انسان ، محدود و نسبى است و در برابر مجهولاتش، اندک:

((وَ ما اُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ اِلاّ قَلیلاً))         (اسراء (17)، آیه 85)

و جز اندکى از دانش به شما داده نشده است .

آکاایران: در جهان بینى الهى ، نظام هستى ، نظام اکمل و احسن است . بنابراین ، پروردگار جهانیان ، این نـیـاز مـهـم را بـى پـاسـخ نـگـذاشـتـه و در افـق وحـى ، طـرح جـامـع و کـامـل جـنبه هاى مختلف زندگى بشر را نمایانیده و پیامبران را براى بارور و شکوفا ساختن و آسیب ناپذیر کردن عقل آدمى برانگیخته است

وقـتـى بـزرگ تـریـن مـجـهـول انـسـان ، خـود او بـاشـد، آیـا شـنـاخـت کـامـل جـامـعـه انسانى و سعادت اجتماعى برایش ممکن است؟! پیش از این ، دنیا از نظر اقتصادى و اجـتـمـاعى به دو بخش سرمایه دارى و سوسیالیستى تقسیم شده بود. در میان هر یک از این دو، دانـشـمـنـدانـى بـودنـد که ادعا مى کردند چشم انداز سعادت انسان و جامعه بشرى را به خوبى تـرسـیـم کـرده انـد. مکتب هاى فکرى و اقتصادى بسیارى دیگر نیز هستند که هر یک راه و روشى دیـگـر در پـیـش گـرفـتـه انـد. ایـن هـمـه اخـتـلاف نـظـر، بـیـانـگـر ایـن است که دانش ‍ نسبى و عـقـل مـحـدود آدمـى ، از طـرح قـوانـیـنى همه جانبه و کامل ، حتى براى امور دنیوى خود نیز عاجز و نـاتـوان اسـت . تـکـمـیـل ، اصـلاح و تـغـیـیـر قـوانـیـن وضـع شـده از سـوى بـشـر، بـهـتـریـن دلیل بر ناتوانى آدمى در تشخیص شایسته و بایسته مفاسد و مصالح جامعه بشرى است .بـنـابـرایـن ، فـروغ هدایت عقلـقـل و شـعـاع دانش بشرى ، آن قدر توانایى ندارد که همه نشیب و فرازهاى راه انسان را بنمایاند و به صلاح و فساد تمام جزئیات زندگى اش دست یابد.

 آسیب پذیرى هدایت عقل

هدایت عقلـقـل آدمـى ، هـمـواره در معرض تندبادهاى هوا و هوس است . بخشى از وجود انسان در حیطه فـرمـانـروایـى ((غـرایـز)) اسـت و از ایـن رو مى گویند که اگر آتش غرایز انسان فرو نکشد، صـداى عـقـل هـرگـز بـه گـوش او نـمـى رسـد. یـکـى از مـهـمـتـریـن مـشـکـل هـاى انـسـان ایـن اسـت کـه نـیـروى عـقـل و دانـش او بـه تـنـهـایـى نـمـى تـوانـد راه تـکـامـل و اسـرار آن را بـشـناسد. مشکل دیگر این است که حتى اگر بتواند به برخى از اسرار تـکـامل خویش دست یابد، انگیره لازم براى پى جویى مصالح و دورى از مفاسد را، به ویژه در امور اجتماعى و معنوى ندارد. کشش هایى در وجود انسان نهفته است که پیوسته او را از راه سعادت ، به بیراهه هاى شقاوت مى کشاند.

هدایتگرى عقل براى انسان ، مانند هدایت پدرى است که کودکش را نصیحت مى کند که دانش بجوید و بـه مـدرسه رَوَد تا آینده اى درخشان یابد. او پند پدر را مى شنود و به سوى مدرسه حرکت مى کند، اما در میان راه کودکان را سرگرم بازى مى بیند، کیف و کتاب را به کنارى افکنده ، به بازى سرگرم مى شود و سخنان پدر را به کلى فراموش مى کند.

آیا خیانتکاران، دروغگویان، مفسدان و آدمکشان ، بدى و زشتى کارشان را نمى دانند، یا مى دانند و از هوا و هوس و غرایز سرکش خود پیروى مى کنند؟!

پاسخ به یک نیاز مهم

انـسـان بـایـد در مـسـیـر تکامل خود، آزادانه، گام بگذارد و با انتخاب و نیروى اراده به سوى هـدفـش حرکت کند، ولى عقل و دانش محدود بشر، از توان بازشناختن تمامى فراز و نشیب هاى این راه بـى بـهـره اسـت. ایـن جـاسـت کـه بـه نـیـرویـى بـرتـر از عـقـل، نـیـاز مـى افـتـد کـه نـخـسـت عـقـل را از تـوان جـولان در هـمـه مـسـائل زنـدگـى شـخـصـى، اجـتماعى و اخروى بهره مند سازد و سپس آن را در برابر نیروهاى سرکش غرایز، آسیب ناپذیر کند.

در جهان بینى الهى، نظام هستى، نظام اکمل و احسن است. بنابراین ، پروردگار جهانیان، این نـیـاز مـهـم را بـى پـاسـخ نـگـذاشـتـه و در افـق وحـى، طـرح جـامـع و کـامـل جـنبه هاى مختلف زندگى بشر را نمایانیده و پیامبران را براى بارور و شکوفا ساختن و آسیب ناپذیر کردن عقل آدمى برانگیخته است .

بوعلى سینا در کتاب نجات نیاز بشر را به شریعت الهى و وحى چنین توضیح مى دهد:

نـیـاز بـه پـیـامـبـر و بـیـان کـنـنـده شـریـعـت الهـى در بـقـاى نـوع انـسـان و رسیدن انسان به کـمـال انـسـانـى اش بـسـى بـیشتر از نیاز به رویانیدن مو بر ابروان و مقعّر ساختن کف پاها و منافعى دیگر از این قبیل است که تنها در بقاى نوع انسان سودمند مى افتد، بى آن که در بقاى نوع ، ضرورت داشته باشد. (النجاة، بوعلى سینا، ص 304)

تـکـمـیـل ، اصـلاح و تـغـیـیـر قـوانـیـن وضـع شـده از سـوى بـشـر، بـهـتـریـن دلیل بر ناتوانى آدمى در تشخیص شایسته و بایسته مفاسد و مصالح جامعه بشرى است .بـنـابـرایـن ، فـروغ هدایت عقلـقـل و شـعـاع دانش بشرى ، آن قدر توانایى ندارد که همه نشیب و فرازهاى راه انسان را بنمایاند و به صلاح و فساد تمام جزئیات زندگى اش دست یابد

بـنـابـرایـن ، وقتى دستگاه آفرینش نیازهاى کوچک و غیرضرورى را برآورده است ،چگونه ممکن اسـت مـهـمـتـریـن نـیـازهـا را، کـه بـراى کـمـال و سـعادت انسان در زندگى فردى و اجتماعى اش ضرورى است ، در نظر نگرفته باشد؟!

از امام رضا (علیه السلام) نقل است که فرمودند:

اگـر کـسـى بـگـوید: ((چرا خداوند شناخت پیامبران و اقرار و اعتراف به اطاعت آنان را بر مردم واجب کرده است ؟)) در پاسخ باید گفت : از آن جا که در آنان چیزى که مصالحشان را به گونه شـایـسـته برآورد، نیست و پروردگار والاتر از آن است که با چشم دیده شود ـ تا مردم مصالح خـویش را بى واسطه از او برگیرند ـ و ناتوانى و عجز آنان از ادراک او آشکار است ، چاره اى جـز آن نـیـست که میان خداوند و خلقش ‍ پیامبرى معصوم باشد تا امر و نهى و آداب او را به آنان بـرسـانـد و آنـان را بـه چـیـزهـایـى کـه بـه واسطه اش ‍ منافع خویش را به دست مى آورند و ضررها را دفع مى نمایند، آگاه سازد. (بحار الانوار، ج 11، ص 40)

 

نتیجه ...

پـیـامـبـران مـى آیـنـد تـا نـیـروى عـقـل را بـارور و پـرتـوش را پـرنـور سـازنـد و راه درسـت تـعـدیـل غـرایـز را بـه بشر بیاموزند تا عقل او مغلوب هوا و هوس نشود و بدین گونه فروغ تـقـویـت شـده عـقـل را در حـفاظى از تقوا مى نهند و نیروهاى سرکش غرایز را مهار زده ، در اختیار عقل مى گذارند تا انسان را در حرکت به سوى هدف بزرگش یارى کند.

شبیه ترین مردم به پیامبر!

حضرت شعیب(علیه السلام) در میان قوم خود گفت: بقیه الله خیر لکم إن کنتم مؤمنین (هود/86) امام زمان (عج) نیز هنگامی که خروج فرماید به کعبه تکیه می زند و 313 نفر از یاران وی نزدش حاضر می شوند. پس اولین سخنی که به زبان می آورد آیه ی شریفه ی بقیه الله خیرٌ لکم

همه ی رحمت الهی برابر است با معرفت به آغاز و راه و انتهای حیات آدمی که با کسب این معرفت سعادت حقیقی امکان پذیر خواهد بود.

گردآوری: بخش دین و اندیشه آکاایران 

گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران
لزوم بعثت پیامبران

لزوم بعثت پیامبران

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد لزوم بعثت پیامبران را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.  به نقل از انـسـان در زنـدگـى شـخصى خویش، به
تبلیغات