آیا پیامبر مجبور بود که آن همه عبادت کند؟! - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد آیا پیامبر مجبور بود که آن همه عبادت کند؟! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

عصمت به معنای مصونیت از گناه اما در تقسیم بندی عصمت با دو نوع عصمت در انبیاء آشنا می شویم، عصمت علمی و عصمت عملی. در این نوشتار می خواهیم با مفهوم لغوی این دو نوع و ارتباط آن با انبیاء الهی و کیفیت آن آگاه شده و شناخت عمیق تری در ارتباط با عصمت عملی پیامبران الهی به دست آوریم زیرا اگر عصمت عملی جبری باشد محظوراتی پیش می آید و اختیار نفی می شود.

 

عصمت علمی و عصمت عملی

عصمت علمی یعنی عصمت در اعتقادات و در دریافت پیام الهی، حفظ پیام الهی و ابلاغ پیام الهی به گونه ای که اشتباه نشود و در واقع عدم اشتباه است.

عصمت عملی به معنای عصمت از گناه، این که شخص در عمل مرتکب گناه نشود و گناه نیز به معنای انجام حرام یا ترک واجب است.

بنا بر این عصمت عملی یعنی عدم گناه و عصمت علمی یعنی عدم اشتباه و معصوم در هر دو بُعد معصوم است یعنی در علم و نظر و در عمل و فعل اشتباه نمی کند، در غیر این صورت دیگر نمی توانند حجت باشند.

در بعضی از روایات آمده که در فردای قیامت به کسانی که مبتلا به گناه بی عفتی شدند خدا به حضرت یوسف (علیه السلام) احتجاج می کند و وجدان هم همین را تأیید می کند. حضرت یوسف (علیه السلام) می توانست گناه بکند و این گونه نبود که مجبور باشد گناه نکند، لذا قرآن هم با ظرافت به این نکته اشاره کرده است:

" لقد همّت به وهمّ بها لولا أن را برهان ربه " اگر برهان رب نبود که ایمان، علم یا هر چیز دیگری باشد که هیچ یک باعث جبر نمی شود و هیچ کدام اختیار را سلب نمی کند، او نیز در شرایط مساوی با سایر انسان ها بود.

او انسان کامل بود و انسان کامل در همه ی ابعاد وجودیش کامل است. این طور نیست که فقط در معنویات کامل باشد. انسان کامل در همه ی ابعاد وجودیش کاملتر از دیگران است و همین طور بقیه ی انبیاء این چنین هستد.

مثل بقیه ی انسان ها، می توانستند گناه بکنند ولی با اراده ی خودشان دست از گناه برمی داشتند، ضمن اینکه فرشته هم بود، برهان رب و ایمان خاص و علم خاص هم بود اما هیچ کدام از اینها هرگز در حد مسلوب الاختیار کردن انبیا نبوده است

پیغمبر اسلام مجبور بود که آن همه عبادت کند

وجدان انسان تأیید می کند که جبری در کار نبود و پیامبر با اختیار خودش عبادت می کرد و با اختیار خودش گناه نمی کرد.

حقیقت این است که عصمت جبری نیست. اما در این سخن یک نوع تعارض بین جبری نبودن عصمت و مطالبی که در روایات داریم که نقل شده:

فرشته ای از هنگام تولد پیغمبر را حفاظت می کرد و خداوند متعال مستقیماً پیغمبر را تحت تربیت های خاص خودش گرفته بود که از پیغمبر نقل شده که فرمود: " اُدّبنی ربی و أحسن تأدیبی " خدا مرا ادب کرد، خوب ادب کرد.

پس فرشته ای مأمور پیغمبر بود که از همه ی مسائل پیغمبر را حفظ می کرد و نیز این فراز از دعا که " کنتُ نوراً فی الأصلاب الشامخه والأرحام المطهره لم تنجسک الجاهلیه بأنجاسها " اینها همه درست است اما همه در حد فراهم کردن زمینه است، چون کسی که بناست مسئولیت سنگین نبوت و رسالت و وساطت بین خدا و بندگان خدا را داشته باشد باید شرایط لازم را داشته باشد. این مقدمات باید طوری فراهم شده باشد که همه ی استعدادها را داشته باشد تا بتواند این تکلیف و این رسالت را به خوبی انجام بدهد. این مقدمات را خداوند متعال برای همه ی انبیائش فراهم کرده بود.

فرض بفرمایید که مثلاً یک نفر بناست خلبان بشود طبیعی است که باید برای این خلبان امکانات فراوانی فراهم کرد، دوره های خاصی هم در گزینش او بکار برد همچنین دوره هایی برای او گذاشت و حفاظت هایی از او کرد چرا که جان 700، 800 نفر را به دست او می دهند، بس باید همه ی این خصوصیات را داشته باشد.

یک معلم را در نظر بگیرید این معلم باید دوره ی تربیت معلم ببیند و گزینش بشود، چون بناست رسالت سنگینی به او محول بشود. خداوند انبیا را در بین همه ی بنده هایش گزینش کرد چون علم خداوند به همه چیز احاطه دارد. همه را ملاحظه فرمود دید که اینها بهترین ها هستند. بهترین ها را اول گزینش کرد بعد هم، چون بنا داشت که به اینها رسالت سنگینی بدهد از قبل از تولدشان، حتی ده ها نسل، از قبل زمینه را طوری فراهم کرد که اینها در مسائل وراثت و ژنتیک هم مشکل نداشته باشند.

همه ی اینها را خداوند متعال طوری فراهم کرد که زمینه کاملاً برای ایفای رسالتشان فراهم بشود. اما آیا این زمینه و این آماده سازی مقدمات در حد سلب اختیار بود؟

باید گفت خیر مثل سایرین اختیار داشتند و انسانی بودند مثل بقیه ی انسان ها، می توانستند گناه بکنند ولی با اراده ی خودشان دست از گناه برمی داشتند، ضمن اینکه فرشته هم بود، برهان رب و ایمان خاص و علم خاص هم بود اما هیچ کدام از اینها هرگز در حد مسلوب الاختیار کردن انبیا نبوده است.

خداوند اینها را برای اینکه بتوانند رسالتشان را خوب ایفا بکنند توجه خاص داشتند مخصوصاً آن جا که غیر ارادی بود مثل رحم مادر، صلب پدرو در اختیار آنها نبود .لذا خداوند متعال همه آن زمینه ها را فراهم کرد و تردیدی هم در آن نیست

خلاصه ی سخن این است که همه مطالب درست است، پیغمبر تحت اشراف فرشته بود حتی اگر بنا بود دامنش را بالا بزند. اما این که پیغمبر فرمود فرشته نمی گذاشت قابل بحث است که معنا و منظور آن چیست؟ به هر حال در این که خداوند اینها را برای اینکه بتوانند رسالتشان را خوب ایفا بکنند توجه خاص داشتند مخصوصاً آن جا که غیر ارادی بود مثل رحم مادر، صلب پدر و در اختیار آنها نبود. لذا خداوند متعال همه آن زمینه ها را فراهم کرد و تردیدی هم در آن نیست.

آنچه که در قرآن تحت عنوان برهان رب از آن یاد شده گاهی به معنای ایمان خاص و گاهی به معنای علم خاص و گاهی به معنای فرشته ی خاص و گاهی به معنای مثلاً روح الامین و چیزی از این قبیل که هر کدام از اینها در مجموع این مطلب را می رساند که اینها تحت اشراف خاص بودند، مخصوصاً آن جاهایی که در اراده ی خودشان نبود. وگرنه پیغمبری که در یک رحم آلوده متولد شده قطعا نمی تواند رسالتش را خوب انجام بدهد.

یک معلمی که در یک محیط بد تربیت شده کجا می تواند معلم خوبی باشد؟ پس آن جاهایی که دست خودش نیست باید زمینه را طوری فراهم کرد که رسالتش را به خوبی انجام بدهد. پس اگر در محیط های ناپاک بودند نمی توانستند به پیامبری برسند. این نوع عنایت ها کمابیش در زندگی همه تا حدودی وجود دارد.

این مطلب در دعای کمیل نیز دیده می شود " کم من اثار وقیته و کم مکروه دفعته " جمله های قبل و جمله های بعد این عبارت همه حکایت از همین مطلب دارد، منتها این برای همه ی مومنین عام است و همان توفیق خاص خداست. اما آن توفیق و آن عنایت، عنایت خاص الخاص و ویژه است.

فراوری: جعفری        

بخش اعتقادات شیعه تبیان

آیا پیامبر مجبور بود که آن همه عبادت کند؟! گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات