مخالفت قرآن با عصمت حضرت نوح (علیه السلام) - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد مخالفت قرآن با عصمت حضرت نوح (علیه السلام) ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

چرا اصرار داریم به این که پیامبران، معصوم از اشتباه هستنند؟ زیرا حضرت نوح (علیه السلام) موقعی که طوفان به پا شد و همه سوار کشتی شدند از خدا تقاضا کرد که پسرش را نجات بدهد. در حالی که ایشان می دانستند این پسر به خدا کافر است و اهل نجات نیست. این خواسته حضرت نوح (علیه السلام ) در واقع حب پدری است که در ایشان آشکار می شود و خداوند نیز می فرماید که ما او را نجات نمی دهیم به دلیل اینکه کافر است و شما جاهل به این امر هستید. این مطلب که مخالف با عصمت و علم این پیامبر است، چگونه تفسیر می شود؟

پاسخ:

این سوال موضوع مهم عصمت انبیاست که فراوان مورد بحث علما قرار گرفته است. اما به جای کلمه ی اصرار که به کار رفته ، تعبیر دقیق تر و صحیح تر آن این است که بگوئیم چه دلائلی بر عصمت داریم و این دلائل با ظواهر بعضی از آیات که به نظر می رسد پیامبری دچار اشتباه یا گناه شده چه گونه قابل جمع است؟ پس دو محور مورد بحث است یکی اصل اینکه آیا اعتقاد به عصمت داریم یا خیر و ادله آن چیست ؟ و محور دوم این که ظواهر آیات را چه باید کرد؟

در مورد عصمت انبیا اقلاً شیعه اتفاق نظر دارد که همه ی پیامبران معصومند یعنی هم عصمت علمی دارند و هم عصمت عملی ، یعنی هم از خطا و اشتباه معصومند ، هم از گناه و لغزشهای حرام و در این تردیدی نیست. اما براهین، هم دلائل قرآنی متعددی داریم بر عصمت انبیا که بعضی از اعاظم ، عصمت در قرآن را در قالب یک کتاب نوشته و عرضه کرده اند.

عصمت در قرآن فقط شامل انبیا نمی شود، فرشتگان هم معصومند. افرادی مثل حضرت زهرا(علیهاالسلام) یعنی اهل بیت علیهم السلام هم معصومند. حضرت مریم (علیهاالسلام) هم از نظر قرآن معصوم است. اما یک گروه از معصومین در قرآن انبیا هستند که آیات قرآن در این زمینه خیلی فراوان است. ورود به این بحثها و نقل این براهین، نیاز به بحث مفصل دارد. لذا از هر موردی نمونه هایی را مطرح می کنیم مثلاً در مورد روایات:

امام رضا (علیه السلام) با صراحت می فرماید که: پیامبران الهی همگی معصوم هستند و هرگز گناهی انجام نداده اند. آیات قرآن هم پیامبران را تحت عنوان مخلصین مطرح می کند یعنی کسانی که برای خدا خالص شدند. خدا اینها را برای خودش خالص کرده و در آیه ی دیگر هم دارد که شیطان به مخلصین دسترسی ندارد و در این زمینه آیات دیگری هست که گاهی این آیات با صراحت در مورد عصمت علمی پیامبر "ما ینطق عن الهوی- ان هو الا وحی یوحی " سخن می گوید ، یا آیات دیگری که عصمت علمی و عملی پیغمبر را بیان می کند. به هر حال هم بحثهای نقلی فراوانی بر عصمت انبیا داریم هم دلائل عقلی روشن و فراوان.

ژنتیک یکی از عواملی است که شخصیت انسان را شکل می دهد. ما در تأثیر کامل وراثت تردید نداریم چنانکه در تأثیر محیط نیزتردید نداریم یا عوامل دیگری مثل مذهب، اقتصاد ، جامعه، فرهنگ و دهها عامل دیگر، اما هیچ کدام از اینها اراده ی انسان را سلب نمی کند. همه ی اینها را هم که جمع بکنیم باز انسان با اراده ی خودش تصمیم می گیرد

کتابهای اعتقادی و کلامی معمولاً این بحثها را مطرح کرده اند به عنوان نمونه کتاب "آموزش عقاید" تالیف "آقای مصباح" دلایل فراوانی آورده است. در کتابهای درسی مثل کتاب معارفی که در دانشگاه تدریس می شود نیز بحث عصمت مطرح شده و برهانهای زیادی را آورده. اگر در سطح بالاتر و تخصصی تر این بحث ها را ملاحظه بفرمایید کتاب "کشف المراد" شرح تجرید الاعتقاد که مرحوم خواجه نصیر براهینی را ذکر کرده و مرحوم علامه ی حلی همان را شرح کرده و براهین محکمی را بر عصمت انبیا در آن کتاب ذکر کرده اند و کتابهای کلامی دیگری مثل "حق الیقین" تالیف مرحوم "سید شبّر" دلائل فراوانی را برای عصمت انبیا ذکر کرده است. نوع کتابهای کلامی در تفاسیر هم هست مثلاً تفاسیر موضوعی مثل "منشور جاوید" ، "پیام قرآن" اینها هر کدام فصلی را به عصمت انبیاء اختصاص داده اند که بحثهای مفصلی هم دارد.

حال برسیم به این قسمت که با این همه ادله ای که وجود دارد اما بعضی از ظواهر آیات دلالت می کند که بعضی از پیامبران دچار اشتباه شدند.

گرچه هم در تفاسیر، هم در روایات ، آن مواردی که شبهه وجود داشته سوال کردند و امام هم کاملاً توضیح داده است مثل کتاب "احتجاج" مرحوم طبرسی و کتابهای دیگری که در این رابطه روایات را نقل کرده اند، به عنوان نمونه:

از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند که اگر پیامبران معصومند ، حضرت یوسف (علیه السلام) که خطاب به آنها گفت که: "ایتها العیر أنتم السارقون" در حالیکه آنها دزدی نکرده بودند، امام توضیح داده که مطلب چیست؟ حقیقت چیست ؟ همینطورنسبت به حضرت ابراهیم (علیه السلام) و پیامبر عظیم الشأن اسلام و منظور این است که تصور نشود اینها بحثهای جدیدی است. از زمان امامان (علیهم السلام) افرادی مطرح کرده و امامان هم پاسخ داده اند.

روایاتی هم که در این زمینه هست مطلب را کاملاً به شکل موردی بحث کرده، از امیرالمومنین (علیه السلام) نیز پرسیده اند و حضرت جواب داده است.

,عصمت, حضرت نوح, غرق شدن,نبوت

و اما در پاسخ سوال باید گفت: پیامبر انسان است و انسان کامل هم هست و انسان کامل در همه ی ابعاد انسانیت در اوج قرار دارد. عاطفه از ابعاد کمالی انسان است و پیامبر عاطفه اش از بقیه ی انسانها بیشتر است. محبتش نیز از بقیه ی انسانها بیشتراست. بنابراین اگر بر فرض عاطفه داشته باشد این دلیل بر نقص نمی باشد که بگوییم چرا عاطفه داشتند؟ آنچه که به انسان مربوط می باشد انسان کامل در اوج آن است.

نکته ی دوم این که آنچه که درقرآن داریم خلاف مطالب موجود در سوال است. به عبارت دیگر فرزند حضرت نوح (علیه السلام) به ظاهر مومن بود، اظهار ایمان می کرد ولی در باطن کافر بود. این را از آیه ی قرآن که اشاره کرده می توان فهمید.

حضرت نوح (علیه السلام) به فرزندش می گوید " یا بنی ارکب معنا و لاتکن مع الکافرین " اگر او کافر بود دیگر و لاتکن مع الکافرین معنا ندارد، به پسری که کافر است می گوید تو با کافرها نباش، تو که مومنی بیا سوار شو. این فرمایش حضرت نوح (علیه السلام) که می گوید فرزندم بیا سوار کشتی ، رفاقت با کفار نداشته باش، با کافرها نباش. خود این سخن می رساند که حضرت نوح (علیه السلام) تصورش این بوده که فرزندش کافر نیست به همین دلیل به او می گوید که با کافرها نباش، و مومن باش. اگر کافر بود که باید تو کافرها می بود.

بنابر این سخن که، حضرت نوح (علیه السلام) در عین حال که می دانست کافر است اما عاطفه ی پدری او را وادار کرد که به او بگوید سوار شو، صحیح نیست و به این شکل نیست زیرا او تظاهر به ایمان می کرد و در دل کافر بود.

از طرفی خداوند به حضرت نوح (علیه السلام) وعده داده بود که اهلش را نجات بدهد. حضرت نوح (علیه السلام) هم احساس می کرد، این که از اهل من است، چرا دارد غرق می شود؟ لذا از خدا سوال کرد که چطور این فرزند من که از اهل من است در حال غرق شدن است؟ خداوند می فرماید: این اهل تو نیست یعنی اهل تو کسی است که با تو رابطه ی ایمانی داشته باشد. این فقط رابطه ی نسبی با تو دارد و فرزند تو است، اما چون کافر است اهل تو نیست. به پیغمبر خبر می دهد که بدان که فرزندت در دل کافراست اگرچه به ظاهر تظاهر به ایمان می کند.

در اینجا یک سوال دیگر مطرح می شود که مگر پیغمبر خدا علم ندارد و به علم غیب آگاه نیست؟ که در جواب بحث دیگری مطرح می شود که علم غیب بر حسب اینکه پیغمبر بخواهد بداند، می تواند بداند ولی اگر اراده نکند که بداند، نمی داند و هیچ اشکالی هم ندارد که مواردی را پیامبران ندانند. بر این اساس حضرت نوح (علیه السلام) اراده نکرد که ببیند در قلب پسرش چیست؟ به همین دلیل نمی دانست و تصورش این بود که پسرش مومن است. لذا خداوند به او اطلاع داد که پسرش مومن نیست و کافراست و باید غرق بشود.

بر اساس ظاهر آیه مفسرین هم همین را گفته اند. ظاهر آیه می فرماید: " لاتکن مع الکافرین " معنایش این است که تو کافر نیستی چون اگر کافر بود دیگر لاتکن مع الکافرین معنا نداشت. آن هم پیغمبر حکیم، به کسی که کافر است بگوید کافر نباش در حالی که هست و عملاً کافر است. این که می گوید لاتکن مع الکافرین می خواهد بگوید تو که مومنی چرا در جمع آنها رفتی؟ سوار کشتی شو.

عصمت در قرآن فقط شامل انبیا نمی شود، فرشتگان هم معصومند. افرادی مثل حضرت زهرا(علیها سلام) یعنی اهل بیت علیهم السلام هم معصومند. حضرت مریم (علیها سلام) هم از نظر قرآن معصوم است

خلاف ظاهر آن موقع است که به او می گفت ،ایمان بیاور و دست از کفر بردار. اما اینجا به او می فرماید: " لاتکن مع الکافرین " و ظاهر جمله این است که حضرت نوح (علیه السلام) تصورش این بود که ایشان کافر نیست و به او می گوید که چرا با کافران قدم می زنی؟ این یک نکته.

نکته دیگری که به ذهن می رسد که شاید در سوال نهفته باشد آنکه جایگاه ژنتیک چه می شود؟ به هر حال پیغمبرزاده بود ، چرا پیغمبرزاده یک مرتبه کافر شد؟ آن هم کافری به این شکل که هلاک شد.

پاسخ این است که ژنتیک یکی از عواملی است که شخصیت انسان را شکل می دهد. ما در تأثیر کامل وراثت تردید نداریم چنانکه در تأثیر محیط نیزتردید نداریم یا عوامل دیگری مثل مذهب، اقتصاد ، جامعه، فرهنگ و دهها عامل دیگر، اما هیچ کدام از اینها اراده ی انسان را سلب نمی کند. همه ی اینها را هم که جمع بکنیم باز انسان با اراده ی خودش تصمیم می گیرد.

سلمان فارسی که اول گبر بود و بعد مسیحی شد آنقدر مقامش بالا می رود که می شود " سلمان منّا اهل البیت " و عموی پیغمبر که نوه ی هاشم بود و همه ی فرزندان هاشم هم سید بودند ولی به عموی پیامبر " تبت یدا ابی لهب و تب " گفته می شود. فرق نمی کند فرزند عبدالمطلب باشد، برادر عبدالله پدر پیغمبر باشد و عموی پیغمبر، قرآن با صراحت اینطوری خطاب می کند.

در بین فرزندان ائمه (علیهم السلام) هم افرادی داریم که گرچه ممکن است بعدا تائب وخوب شدند مثل جعفر کذاب ، اما نمی شود گفت چون فرزند پیغمبر بوده لزوماً باید مومن باشد. بخشی از عامل ژنتیکیش به پیغمبر که حضرت نوح(علیه السلام) باشد منتهی می شود اما مادر هم موثر است، عوامل دیگر هم موثر هستند. بنابراین حضرت نوح (علیه السلام) تقصیری ندارد.

فراوری: جعفری        

بخش اعتقادات شیعه تبیان

مخالفت قرآن با عصمت حضرت نوح (علیه السلام) گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات