چگونگی زندگی موقت در بهشت!!! - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد چگونگی زندگی موقت در بهشت!!! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

با توجه به این که قرآن می فرماید هر کس مسئول اعمال خویش است در داستان حضرت آدم(علیه السلام) در قرآن چند نکته قابل تامل و بررسی است، اول اینکه انتقال حضرت آدم(علیه السلام) از عالم مجردات به عالم مادی به سبب عملی بود که انجام دادند اما چرا انسان های خلق شده بعد از ایشان که مرتکب آن عمل نشده بودند مجبور شدند در عالم مادی زندگی کنند؟ نکته دیگر آنکه آیا آدم بنا بود که در بهشت زندگی کند یا نه از ابتداء برای زندگی بر روی زمین خلق شده بود؟

با کمک قرآن و روایات در ذیل این داستان به دنبال پاسخ سوال خود هستیم.

عالم مجردات

حضرت آدم(علیه السلام) در عالم مجردات نبود زیرا حضرت آدم(علیه السلام) یک موجود مادی و انسان است و مجرد نیست و هرگز در عالم مجردات هم زندگی نکرده و هیچ کس هم چنین ادعائی نکرده که آن بهشتی که حضرت آدم(علیه السلام) زندگی می کرده عالم مجردات بوده. در مورد آن بهشت نکاتی وجود دارد که عبارتند از:

نکته اول: بهشتی که حضرت آدم(علیه السلام) در آن زندگی می کرد چگونه بود؟

بعضی گفته اند بهشت برزخی بوده و بهشت خلد و جاودان، مطمئناً نبوده زیرا در بهشت خلد نه تکلیفی وجود دارد و نه اخراجی، کسی که وارد بهشت خلد می شود دیگر بیرون نمی رود و بیرونش هم نمی کنند و به او امر و نهی هم نمی شود.

بعضی گفته اند بهشت برزخی بوده و بعضی دیگر گفته اند آن بهشت روی همین کره زمین بوده و برخی کرات دیگر را تائید کرده اند اما کسی به عالم مجردات اشاره نکرده.

نکته دوم: حضرت آدم(علیه السلام) برای کجا خلق شده بود؟

خداوند حضرت آدم(علیه السلام) را برای زمین خلق کرده است "إنی جاعل فی الارض خلیفة" خداوند می فرماید می خواهم روی زمین یک جانشین برای خودم خلق کنم. از اول که خداوند اراده آفرینش انسان را داشت به فرشتگان اعلام کرد به این دلیل می خواهم بر روی زمین و نه جای دیگر آدم خلق کنم و آن حقیقت این است که انسان، انسان نمی شود و به کمال و شایستگی خودش نمی رسد مگر این که این مدرسه زمینی را طی بکند. تا انسان بر روی زمین نیاید و در این تعارض ها و درگیری ها و کوره های امتحان آبدیده نشود هرگز انسان نخواهد شد، هرگز به کمال شایسته انسانی نخواهد رسید.

هر کمالی که انسان به دست می آورد به برکت استفاده از اختیار، زحمت کشیدن، عبادت کردن، در صحنه های امتحان شرکت کردن است

بنابراین هم ضرورت دارد و هم بنا بوده که انسان در زمین زندگی بکند. منتها برای اینکه انسان بفهمد که کیست و چیست و یک مقدار با حقایق آشنا بشود و دوست و دشمن و فضا را بشناسد خداوند به طور موقت در یک بهشتی او و همسرش را ساکن کرد تا بدانند که چکار کنند و چه چیز آنها را به سعادت می رساند و چه چیز آنها را از سعادت دور می کند؟

به هر حال وجود انسان در بهشت موقتی بود. بنا نبود در بهشت بماند، بنا بوده روی کره زمین بیاید و اینجا این مدرسه را طی کند.

نکته سوم: آیا آدم آنجا مرتکب کار حرامی شد و تنبیهش این بود که روی کره زمین بیاید؟

پاسخ منفی است. آدم مرتکب کار حرامی نشد. آمدن او به زمین مجازات کیفر حکم تحریمی بود. او مرتکب حرام نشد چون هنوز تکلیفی متوجه او نشده بود و هنوز پیغمبری و شریعتی نیامده بود.

حرام و حلال زمانیست که یک شریعت الهی بیاید و خداوند پیغمبر بفرستد و به او حرام و حلال را ابلاغ کرده باشد. در آن زمان حتی نبوت عامه هم نبود تا چه رسد به نبوت خاصه. هنوز شریعتی خداوند نازل نکرده بود که بخواهد حرام و حلال معنا داشته باشد.

بعد از اینکه حضرت آدم (علیه السلام) روی کره زمین آمد، و توبه اش پذیرفته شد آن وقت خداوند او را به عنوان اولین پیغمبر انتخاب کرد. بعد از آن تکالیف متوجه حضرت آدم(علیه السلام) شد و آن زمان بود که خدا به او فرمود این کار حرام و این کار حلال است.

البته بعضی از حرام و حلال ها در عصر این پیامبر خدا گفته شد و بخش های دیگر از حرام ها در شرایع بعدی مطرح شد. بنا بر آنچه گفته شد تا زمان حضرت نوح(علیه السلام) شریعت به این معنا وجود نداشت. اولین شریعت الهی به معنای دقیق کلمه و به معنای وسیع کلمه از حضرت نوح(علیه السلام) شروع شده. البته شریعت حضرت نوح(علیه السلام) هم خیلی پیش پا افتاده و ابتدایی و بسیط بود. همین طور شریعت ها کامل و کامل تر شد تا به اوج خودش در زمان پیغمبر عظیم الشان اسلام رسید که آن شریعت یعنی تنها نسخه شفابخش انسان تا آخر عالم در اختیارش قرار گرفت.

به هر حال آن زمان نه تکلیفی بود و نه حکم تکلیفی بود و نه شریعتی، نه حرامی و نه حلالی که حالا بگوئیم حضرت آدم(علیه السلام) مرتکب حرام شد و به خاطر آن تنبیه شد. بلکه یک ارشادی بود از جانب خداوند بود که که به این درخت نزدیک نشو، اگر نزدیک بشوی نتیجه اش چنین است او هم نزدیک شد و نتیجه هبوط در زمین بود.

این که گفته می شود، ما چوب حضرت آدم(علیه السلام) را می خوریم حرف درستی نیست. چون حضرت آدم(علیه السلام) هم پدر و هم پیغمبر ماست، یعنی پیغمبر همه بشر است. او گناهی نکرده بود که ما و بقیه انسان ها به خاطر گناه او مجازات بشویم. تنها یک حکم ارشادی بوده که نتیجه اش هبوط از بهشت به زمین بود.

امتحان

در واقع خلاف عدلی واقع نشده و ما چوب دیگران را نمی خوریم و به خاطر حضرت آدم(علیه السلام) مجازات نمی شویم. از طرفی ما برای زمین خلق شده بودیم و باید روی زمین باشیم و زندگی بر روی زمین تنبیه نیست. اگر مدرسه رفتن برای بچه تنبیه است، زندگی بر روی زمین هم برای ما تنبیه است. اما اگر مدرسه رفتن برای بچه راه استکمال است که هست، زندگی ما بر زمین هم راه استکمال است زیرا ما جز از این طریق به کمال نمی رسیم.

بهشت و مراتب کمال عالی انسانی جز از طریق زمینی و اختیار و درگیری و در کوره های امتحان آبدیده شدن، از هیچ طریقی امکان پذیر و دست یافتنی نیست. بنابراین حضرت آدم(علیه السلام) مرتکب گناهی نشده بر فرض که مرتکب گناهی هم شده باشد، آمدن بر روی زمین تنبیه نیست بلکه در واقع لطف خداست.

در صحنه امتحان واقع شدن تنبیه نیست. تیمی که در مسابقه شرکت می کند بسیار زحمت می کشد، عرق می ریزد، تحت فشار قرار می گیرد اما هرگز نمی گویند که تنبیه می شوند زندگی در زمین شرکت کردن برای رسیدن به مراتب عالی انسانی است، پس این هم مجازات نیست که کسی تلقی کند که مجازات می شویم. از همه اینها گذشته ما فقط به خاطر گناهانی که مرتکب می شویم مواخذه خواهیم شد. تأکید می کنیم حضرت آدم(علیه السلام) مرتکب گناه نشده، بر فرض که مرتکب گناه شده باشد هرگز فرزندان حضرت آدم را به خاطر گناه پدرشان مواخذه نخواهند کرد، چنان که خیلی از بزرگان ممکن بود پدر یا مادرشان کافر باشند. آیا اینها را به خاطر کفر پدر و مادرشان مجازات می کنند؟

اصحاب پیغمبر آنهایی که به اوج عظمت رسیده اند پدر و مادرشان چه کسی بوده؟ خیلی از شهدای بدر، شهدای احد پدرشان در سپاه دشمن بودند. اگر هم بر فرض بپذیریم که نمی پذیریم و این جوری نبوده حضرت آدم(علیه السلام) مرتکب گناهی شده باشد، گناهش اصلاً به حساب ما نوشته نمی شود و ما مواخذه نمی شویم بلکه به خاطر گناهانی که با سوء اختیار خودمان انجام دادیم مواخذه می شویم.

حضرت آدم(علیه السلام) مرتکب گناه نشده، بر فرض که مرتکب گناه شده باشد هرگز فرزندان حضرت آدم را به خاطر گناه پدرشان مواخذه نخواهند کرد

پس روی زمین آمدن لطف خداست که انسان بیاید در این مدرسه و مراتب استکمال را طی کند، در حالی که اگر در همان مرحله می ماند به مراحل کمال انسانیش نمی رسید.

ممکن بود که همه انسان ها را خداوند در بهشت خلق می کرد و همان جا می خرامیدند و استفاده می کردند اما این کمالی که انسان می تواند با استفاده از اختیار و عبادت خودش و با سیر و طی مراحل کمال به دست بیاورد اصلاً با آن کمال و با آن بهشت قابل مقایسه نیست.

بهشتی که به او می دادند قهری می شد. البته شاید مقایسه درستی نباشد. به هر حال فاصله خیلی زیاد است. هر کمالی که انسان به دست می آورد به برکت استفاده از اختیار، زحمت کشیدن، عبادت کردن، در صحنه های امتحان شرکت کردن است.

 

نتیجه:

حضرت آدم(علیه السلام) مرتکب گناه نشده زیرا در آن زمان شریعت و تکلیفی وجود نداشته و بر فرض که مرتکب گناه شده باشد هرگز فرزندان حضرت آدم را به خاطر گناه پدرشان مواخذه نخواهند کرد. از طرفی هبوط و زندگی در زمین لطف خداوند به نوع بشر است تا با اختیار خود آن بهشت و مراحل کمال انسانی را به دست آورد. در واقع و از ابتداء خداوند انسان را برای زندگی روی زمین خلق کرد.

بازآوری: دکتر جعفری    

بخش اعتقادات شیعه تبیان

چگونگی زندگی موقت در بهشت!!! گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات