علت تجدید نبوت، علل تجدید نبوت ها - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد علت تجدید نبوت، علل تجدید نبوت ها ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +علت +تجدید +نبوت را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد علل تجدید نبوت ها را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: با اینکه نبوت یک جریان پیوسته است و پیام خدا، یعنی دین یک حقیقت بیشتر نیست، علل ظهور پیامبران پیاپی و متوقف شدن همه آنها بعد از ظهور خاتم الانبیا این است که اولا، انسان های پیشین به علت عدم بلوغ فکری قادر به حفظ کتاب آسمانی خود نبودند.معمولا کتاب آسمانی مورد تحریف قرار می گرفت و یا کاملا از بین می رفت.از این رو لازم می شد این پیام تجدید شود.

علت تجدید نبوت,علت تجدید نبوت ها,علل تجدید نبوتها و شریعتها

تجدید نبوت

زمان نزول قرآن یعنی چهارده قرن پیش، مقارن است با دوره ای که بشریت کودکی خود را پشت سر گذاشته و مواریث دینی خود را می تواند حفظ کند.لذا در آخرین کتاب مقدس آسمانی یعنی قرآن تحریفی رخ نداده است.مسلمین به هنگام نزول هر آیه، عموما آن را در دل ها و در نوشته ها حفظ می کردند.به گونه ای که امکان هرگونه تحریف از بین می رفت.
ثانیا، در دوره های پیش، بشریت به واسطه عدم بلوغ قادر نبود که یک نقشه کلی برای مسیر خود دریافت کند و با راهنمایی آن نقشه راه خویش را ادامه دهد.
بلکه لازم بود مرحله به مرحله راهنمایی شود و راهنمایانی همیشه او را همراهی کنند.ولی مقارن با دوره رسالت پیامبر اسلام و از آن به بعد، انسان این رشد را پیدا کرد که بتواند برنامه کلی زندگی خویش را دریافت کند.
از این رو روش دریافت راهنمایی های مرحله به مرحله متوقف گشت.با این بیان، رسالت پیامبر اسلام با همه رسالت های دیگر این تفاوت را دارد که از نوع قانون است نه برنامه.
قانون اساسی بشریت است و علی رغم شریعت های سابق، مخصوص یک اجتماع تندرو و یا کندرو، راست رو و یا چپ رو نیست.اسلام طرحی است کلی و جامع.قرآن کتابی است که روح همه تعلیمات موقت و محدود کتاب های دیگر آسمانی را که مبارزه با انواع انحراف ها و بازگشت به تعادل است دربر دارد.
بنابراین با پیدایش این امکان و این استعداد در بشر، قانون جامع زندگی در اختیار انسان قرار گرفت و عامل تجدید نبوت ها نیز منتفی گشت.
ثالثا، غالب پیامبران بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنها، پیامبر تبلیغی بوده اند نه تشریعی .در عصر خاتمیت که عصر علم است با پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام علمای امت قادرند با معرفت به اصول کلی اسلام و شناخت شرایط زمان و مکان، آن کلیات را با مقتضیات زمان و مکان تطبیق دهند و حکم الهی را استنباط نمایند .نام این عمل «اجتهاد» است.
فقهای شایسته امت اسلامی بسیاری از وظایفی را که پیامبران تبلیغی و قسمتی از وظایف پیامبران تشریعی را (بدون آنکه خود شریعتی نو وضع کنند) با اجتهاد و وظیفه رهبری امت انجام می دهند.

آکاایران: به عبارت دیگر در زمان غیبت کبری از دوره خاتمیت، ولایت فقیه رکن اساسی جامعه اسلامی و ضامن تداوم آن است.از این رو در عین اینکه نیاز به دین همواره باقی است بلکه هر چه بشریت به سوی تمدن پیش رود نیاز به دین فزونی می یابد، نیاز به تجدید نبوت و آمدن کتاب آسمانی جدید و پیامبر جدید برای همیشه منتفی گشت. (1)
از مطالب گذشته روشن شد که رشد فکری اجتماعی بشر در ختم نبوت نقش دارد و این نقش در چند جهت است:
1.کتاب آسمانی را خالی از تحریف، نگه داشته است.
2.به مرحله ای رسیده است که برنامه تکاملی خویش را یک جا نه مرحله به مرحله تحویل بگیرد و استفاده نماید.
3.بلوغ فکری و اجتماعی اش به او اجازه می دهد که تبلیغ و اقامه دین و امر به معروف و نهی از منکر را خود برعهده گیرد.نیاز به پیامبران تبلیغی که مبلغ شریعت پیامبران صاحب شریعت بوده اند به این وسیله رفع شده است.این نیاز را فقها و علمای امت رفع می کنند .
4.از نظر رشد فکری به جایی رسیده است که می تواند در پرتو اجتهاد کلیات وحی را تفسیر نماید و در شرایط مختلف زمان و مکان هر موردی را به اصل مربوط ارجاع دهد.این همه را نیز فقهای امت انجام می دهند.
بنابراین روشن شد که معنای ختم نبوت این نیست که نیاز بشر به تعلیمات الهی و تبلیغاتی که از راه وحی رسیده رفع شده است و چون بشر در اثر رشد فکری نیازی به این تعلیمات ندارد نبوت پایان یافته است.معنای ختم نبوت این است که نیاز به وحی جدید و تجدید نبوت ها رفع شده است نه نیاز به تعلیمات الهی.
نقش بلوغ فکری بشر در ختم نبوت از نظر قرآن
قرآن در اولین آیه‏ای که نازل می‏شود سخن از قرائت و نوشتن و قلم و علم به میان می‏آورد: « اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم‏ الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم »(علق/1-5). این آیه اعلام می‏کند که عهد قرآن، عهد خواندن و نوشتن و یاد دادن و علم‏ و عقل است. این آیه تلویحا می‏فهماند که در عهد قرآن وظیفه تعلیم و تبلیغ و حفظ آیات آسمانی به علما منتقل شده و علما از این نظر جانشین انبیاء می‏شوند.
این آیه اعلام بلوغ و استقلال بشریت در این ناحیه است. قرآن در سراسر آیاتش بشر را به تعقل و استدلال و مشاهده‏ عینی و تجربی طبیعت و مطالعه تاریخ و به تفقه و فهم عمیق دعوت می‏کند.
اینها همه نشانه‏های ختم نبوت و جانشینی عقل و علم به جای وحی تبلیغی‏ است.وحی، عالی ترین و راقی ترین مظاهر و مراتب هدایت است. وحی، رهنمونیهایی دارد که از دسترس حس و خیال و عقل و علم و فلسفه بیرون‏ است و چیزی از اینها جانشین آن نمی‏شود. ولی وحیی که چنین خاصیتی دارد وحی تشریعی است نه تبلیغی وحی. تبلیغی برعکس است.
تا زمانی بشر نیازمند به وحی تبلیغی است که درجه عقل و علم و تمدن به‏ پایه‏ای نرسیده است که خود بتواند عهده‏دار دعوت و تعلیم و تبلیغ و تفسیر و اجتهاد در امر دین خود بشود.
ظهور علم و عقل، و به عبارت دیگر، رشد و بلوغ انسانیت، خود به خود به وحی تبلیغی خاتمه می‏دهد و علما جانشین‏ چنان انبیاء می‏گردند. طلوع و ظهور علم و رسیدن بشر به حدی که خود حافظ و داعی و مبلغ دین‏ آسمانی خود باشد خواه ناخواه به نبوت تبلیغی خاتمه داد.
از این رو است‏ که پیامبر اکرم علمای این امت را همدوش انبیای بنی اسرائیل یا برتر از آنها می‏شمارد. در سوره حجر آیه 9 چنین آمده است: « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون »؛ ما خود این کتاب را فرود آوردیم و هم البته خود نگهبان آن هستیم. در این آیه با قاطعیت کم نظیری از محفوظ ماندن قرآن از تحریف و تغییر و نابودی سخن رفته است.
نقش بلوغ اجتماعی انسان در حفاظت از کتاب آسمانی
یکی از علل تجدید رسالت و ظهور پیامبران جدید تحریف و تبدیلهایی است‏ که در تعلیمات و کتب مقدس پیامبران رخ می‏داده است و به همین جهت آن‏ کتابها و تعلیمات، صلاحیت خود را برای هدایت مردم از دست می‏داده‏اند.
بشر چند هزار سال پیش نسبت به حفظ مواریث علمی و دینی ناتوان بوده‏ است، و از او جز این انتظاری نمی‏توان داشت. آنگاه که بشر می‏رسد به‏ مرحله‏ای از تکامل که می‏تواند مواریث دینی خود را دست نخورده نگهداری‏ کند، علت عمده تجدید پیام و ظهور پیامبر جدید منتفی می‏گردد و شرط لازم (نه شرط کافی ) جاوید ماندن یک دین، موجود می‏شود.
آیه فوق به منتفی شدن مهمترین علت تجدید نبوت و رسالت از تاریخ نزول‏ قرآن به بعد اشاره می‏کند، و در حقیقت، تحقق یکی از ارکان ختم نبوت را اعلام می‏دارد.
در میان کتب آسمانی جهان تنها کتابی که درست و به‏ تمام و کمال دست نخورده باقی مانده قرآن است. بعلاوه، مقادیر زیادی از سنت رسول به صورت قطعی و غیر قابل تردید در دست است که از گزند روزگار مصون مانده است.
وسیله الهی‏ محفوظ ماندن کتاب آسمانی مسلمین، رشد و قابلیت بشر این دوره است که‏ دلیل بر نوعی بلوغ اجتماعی انسان این عهد است. در حقیقت، یکی از ارکان خاتمیت، بلوغ اجتماعی بشر است به حدی که‏ می‏تواند حافظ و نگهبان مواریث علمی و دینی خود باشد و خود به نشر و تبلیغ و تعلیم و تفسیر آن بپردازد.

گردآوری: بخش دین و اندیشه آکاایران

علت تجدید نبوت، علل تجدید نبوت ها گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات