درآمدى بر مسائل نبوّت - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد درآمدى بر مسائل نبوّت ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته نبوت از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

درآمدى بر مسائل نبوّت

دانستیم که اساسى ترین مسائلى که هر شخص عاقلى باید آنها را حل کند تا بتواند یک زندگى انسانى و خردپسند داشته باشد عبارتست از:...

درآمدى بر مسائل نبوّت
درآمدى بر مسائل نبوّت

1- هستى جهان و انسان از کیست؟ و تدبیر و اراده آنها به دست چه کسى است؟
2- سرانجام زندگى و مقصد نهائى انسان کجاست؟
3- باتوجه به نیازى که هر انسانى براى شناختن راه صحیح زندگى دارد تا با پیمودن آن، به سعادت حقیقى و کمال مطلوبش برسد چه وسیله تضمین شده‌اى براى تحصیل این شناخت وجود دارد؟ و در اختیار چه کسانى است؟
پاسخ صحیح به این پرسشها همان اصول سه گانه (توحید، معاد، نبوّت) است که اصلى ترین عقاید در همه ادیان آسمانى بشمار مى‌رود.
در نخستین بخش از این کتاب، به بررسى مسائل «خداشناسى» پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که همه آفریدگان، هستى خود را از آفریدگار یگانه، دریافت مى‌دارند و همگى تحت تدبیر حکیمانه او هستند و هیچکدام در هیچ شأنى و در هیچ کارى و در هیچ زمان و مکانى بى نیاز از او نیستند.
1. اشاره به بعضى از آیات کریمه قرآن در خلال بحثها به عنوان استدلال نبود بلکه به منظور توجه دادن به موارد طرح این مسائل قرآن کریم بود.
راه عقل مى‌توان اثبات کرد، زیرا استدلال تعبّدى و استناد به کلام خدا، هنگامى صحیح است که وجود خدا و سخن وى و نیز اعتبار آن سخن، با دلیل عقلى ثابت شده باشد چنانکه استناد به سخن پیامبر و امام، متوقف بر اثبات نبوّت و امامت و حجت سخنان ایشان است. پس اصل نبوّت را نیز باید از راه وحى، ثابت کرد اگر چه اصل معاد، هم با دلیل عقلى و هم با دلیل نقلى، قابل اثبات است.
بنابراین، براى تبیین مسائل این دو بخش (نبوّت و معاد) مى‌توان نخست، اصل معاد و اصل نبوّت را با دلیل عقلى اثبات کرد و هنگامى که نبوّت پیامبر اسلام و حقانیّت قرآن کریم به ثبوت رسید تفاصیل مسائل هر دو بخش را براساس مضامین کتاب و سنت، تبیین کرد. ولى نظر به اینکه تفکیک مسائل بخشها از یکدیگر، براى آموزش، مناسبتر و دلنشینتر است ما هم طبق روش سنتى، نخست به بیان مسائل نبوّت، و سپس به بیان مسائل معاد مى‌پردازیم و اگر در بعضى از موارد نیاز به مطلبى بود که باید بعداً ثابت شود آن مطلب مورد نیاز در استدلال را به عنوان «اصل موضوع» مى‌پذیریم تا در جاى خودش به اثبات برسد.

هدف از مباحث این بخش

نخستین هدف از مباحث این بخش، اثبات این مطلب است که براى شناختن حقایق هستى و راه صحیح زندگى، وسیله دیگرى غیر از حسّ و عقل، وجود دارد که خطا و اشتباهى در آن، راه ندارد، و آن عبارتست از «وحى» که نوعى تعلیم الهى مى‌باشد و اختصاص به بعضى از بندگان برگزیده خداى متعال دارد و عموم مردم، از حقیقت آن، آگاه نیستند زیرا نمونه آنرا در خودشان نمى‌یابند ولى مى‌توانند از راه آثار و علائمى به وجود آن، پى ببرند و ادعاى انبیاء (علیهم السلام) را مبنى بر دریافت وحى الهى، تصدیق کنند. و طبعاً هنگامى که نزول وحى بر کسى ثابت شد و پیام آن به دیگران رسید آنان موظفند آنرا بپذیرند و بر طبق آن، عمل کنند و هیچکس در مخالفت با آن، معذور نخواهند بود مگر اینکه پیامى اختصاص به فرد یا گروه خاصى داشته باشد و یا مخصوص به زمان معینى باشد.
بنابراین، مسائل بنیادى این بخش، عبارتست از: ضرورت بعثت انبیاء، ضرورت مصونیّت وحى از هرگونه تصرف عمدى و سهوى تا هنگام رسیدن محتواى آن به مردم، و به
دیگر سخن: وجوب عصمت انبیاء در تلقى و ابلاغ پیام الهى، و همچین لزوم وجود راهى براى اثبات نبوت پیامبران براى دیگران.
پس از آنکه مسائل بنیادى وحى و نبوت بوسیله دلیل عقلى، تبیین شد آنگاه نوبت مى‌رسد به مسائل دیگرى از قبیل تعدّد انبیاء و کتب و شرایع آسمانى، و تعیین آخرین پیامبر و آخرین کتاب آسمانى، و نیز تعیین جانشینان او.
اما اثبات همه این مسائل با برهان عقلى، میسر نیست و در بسیارى از موارد باید از دلایل نقلى و تعبّدى، بهره گرفت.

متد تحقیق در علم کلام

با توجه به آنچه گفته شد فرقهاى اساسى بین فلسفه و علم کلام، روشن مى‌شود زیرا فلسفه، تنها از مسائلى است که با دلیل عقلى، اثبات مى‌گردد ولى علم کلام، شامل مسائلى است که جز با دلیل نقلى و تعبّدى، قابل اثبات نیست.
به دیگر سخن: نسبت بین مسائل فلسفه و مسائل علم کلام «عموم و خصوص من وجه» است. یعنى در عین حال که فلسفه و کلام، داراى مسائل مشترکى هستند با اسلوب تعقّلى، اثبات مى‌شود هر کدام از آنها مسائل ویژه خود دارند ولى مسائل ویژه فلسفه نیز که با اسلوب تعقّلى، بیان مى‌شود. به خلاف مسائل ویژه کلام که با اسلوب نقلى و تعبّدى، اثبات مى‌گردد، و به دیگر سخن: متد تحقیق در علم کلام «تلفیقى» و «دو گانه» است و در این علم، هم از اسلوب تعقّلى و هم از اسلوب تعبّدى، استفاده مى‌شود.
یکى آنکه هرکدام از آنها علاوه بر مسائل مشترک (مانند مسائل خداشناسى) داراى مسائل ویژه‌اى است که در دیگرى مورد بحث واقع نمى‌شود.
دو دیگر آنکه: متد تحقیق در همه مسائل فلسفه، متد تعقّلى است بخلاف علم کلام که در پاره‌اى از مسائل (مانند مسائل مشترک بین فلسفه و کلام) از متد تعقّلى استفاده مى‌کند و در پاره‌اى از مسائل (مانند مسائل امامت) از اسلوب نقلى، بهره مى‌گیرد و در پاره‌اى دیگر از هر دو روش (مانند اثبات اصل معاد). لازم به تذکر است که مسائل خاص علم کلام که با
روش نقلى و تعبّدى، اثبات مى‌شوند همگى در یک سطح نیستند بلکه یک دسته از مطالب، و از جمله، حجیّت رفتار و گفتار پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله و سلّم) «= سنت» مستقیماً بوسیله آیات کریمه قرآن، ثابت مى‌شود (بعد از آنکه حقانیت قرآن کریم بوسیله دلیل عقلى به ثبوت رسید) سپس مسائل دیگرى مانند تعیین جانشین آن حضرت و حجیّت سخنان ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) تبیین مى‌شود.
بدیهى است نتیجه‌اى که از دلایل نقلى بدست مى‌آید در صورتى یقینى خواهد بود که سند آنها قطعى و دلالت آنها صریح باشد.
منبع:همشهری آنلاین
ویرایش وتلخیص:آکاایران

درآمدى بر مسائل نبوّت گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات