خاتمیّت - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد خاتمیّت ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته نبوت از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

خاتمیّت

با توجه به جاودانى بودن دین اسلام، احتمال مبعوث شدن پیامبرى که شریعت اسلام را نسخ کند نفى مى‌شود اما جاى چنین توهّمى باقى مى‌ماند که پیامبر دیگرى بیاید که مبلغ و مروّج اسلام باشد...

خاتمیّت
خاتمیّت

 چنانکه بسیارى از پیامبران پیشین چنین مسئولیتى را بعهده داشته‌اند خواه پیامبرانى که معاصر پیامبر صاحب شریعت بوده‌اند مانند حضرت لوط (ع) که معاصر حضرت ابراهیم (ع) و تابع شریعت وى بود، و خواه پیامبرانى که بعد از پیامبر صاحب شریعت، مبعوث مى‌شدند و از او تبعیت مى‌کردند مانند اکثر انبیاء بنى اسرائیل، از اینروى، باید موضوع خاتمیّت پیامبر اسلام(ص) را جداگانه مورد بحث قرار دهیم تا جاى چنین توهّمى نیز باقى نماند.

دلیل قرآنى بر خاتمیّت

یکى از ضروریّات اسلام این است که سلسله پیامبران (علیهم الصلوة و السلام) با پیغمبر اسلام(ص) ختم شده و بعد از آن حضرت هیچ پیامبرى نیامده و نخواهد آمد. و حتى بیگانگان نیز مى‌دانند که این موضوع، از جمله اعتقادات اسلامى است که باید هر مسلمان به آن، معتقد باشد و از اینروى، مانند سایر ضروریّات دین، نیازى به استدلال نخواهد داشت. در عین حال، مى‌توان این مطلب را هم از قرآن کریم هم از روایات متواتر، استفاده کرد.
قرآن کریم مى‌فرماید: «ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ
﴿ صفحه 288﴾النَّبِیِّین»1 و صریحاً آن حضرت را خاتم همه پیامبران معرفى مى‌کند.
بعضى از دشمنان اسلام درباره دلالت این آیه بر خاتمیّت پیامبر اکرم(ص) دو اشکال را مطرح کرده اند:
یکى آنکه: واژه «خاتم» به معناى انگشترى نیز آمده است، و شاید در این آیه هم همین معنى «انگشترى» منظور باشد.
دو دیگر آنکه: به فرض اینکه خاتم به همان معناى معروف باشد مفاد آیه این است که سلسله «نبییّن» بوسیله آن حضرت ختم شده نه اینکه سلسله «رسولان» هم ختم شده باشد.
پاسخ اشکال اول این است که خاتم به معناى وسیله ختم کردن و پایان دادن (= ما یَخْتِم به الشى) است و انگشترى هم از این جهت خاتم نامیده شده که بوسیله آن، نامه و مانند آنرا ختم و مهر مى‌کرده اند.
پاسخ اشکال دوم این است که هر پیامبرى که داراى مقام رسالت باشد داراى مقام نبوت هم هست و با پایان یافتن سلسله انبیاء، سلسله رسولان هم پایان مى‌یابد و چنانکه قبلا نیز گفته شد2هر چند مفهوم «نبى» اعم از مفهوم «رسول» نباشد اما از نظر مورد، نبى اعم از رسول است.

دلایل روانى بر خاتمیّت

موضوع خاتمیّت پیغمبر اسلام(ص) در صدها روایت نیز مورد تصریح و تأکید قرار گرفته که از جمله آنها حدیث منزلت است3 که شیعه و سنّى به تواتر، آنرا از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده‌اند به طورى که جاى هیچ شک و شبهه‌اى در صدور مضمون آن، باقى نمى‌ماند. و آن این است:
هنگامى که پیامبر اکرم(ص) براى جنگ تبوک از مدینه حرکت مى‌کردند امیرمؤمنان على

--------------
1. ر. ک: سوره احزاب، آیه 40
2. ر. ک: درس بیست و نهم از همین کتاب.
3. ر. ک: بحارالانوار: ج 37، ص 254-289، صحیح بخارى: ج 3،، ص 58، صحیح مسلم: ج 2، ص 323، سن ابن ماجه: ج 1، ص 28، مستدرک حاکم: ج 3، ص 109، مسندابن حنبل: ج 1، ص 331، و ج 2، ص 437.
﴿ صفحه 289﴾(علیه السلام) را براى رسیدگى به کارهاى مسلمانان بجاى خود گماشتند. آن حضرت از اینکه از فیض شرکت در این جهاد، محروم مى‌شوند اندوهگین شدند و اشک از چشمانشان جارى شد. پیامبر اکرم(ص) به آن حضرت فرمودند: اَما تَرْضى اَن تَکُونَ مِنّى بِمَنزِلَةِ هارُون مِنْ مُوسى الّا انّه لا نَبِیَّ بَعدى»1 آیا راضى نیستى که نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى؟ و بلافاصله این جمله را اضافه کردند: «با این تفاوت که بعد از من پیامبرى نیست» تا جاى هیچگونه توهّمى باقى نماند.
در روایت دیگرى از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: أَیُّهَا النّاسُ إِنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدى و لا سنّةَ بَعد سنّتى...»2.
همچنین در چندین خطبه نهج البلاغه3 و در روایات و ادعیه زیاراتى که از ائمه اطهار (علیهم الصلاة و السلام) نقل شده بر این مطلب، تأکید شده است که نقل آنها به درازا مى‌کشد.

راز ختم نبوّت

قبلا اشاره کردیم4 که حکمت تعدّد پیامبران و پى در پى آمدن آنان این است که از سویى در زمانهاى پیشین، تبلیغ رسالت الهى در همه اقطار زمین و در میان همه امتها بوسیله یک فرد، میسّر نبوده است؛ و از سوى دیگر، گسترش و پیچیده شدن روابط و پیدایش پدیده هاى اجتماعى نوین، وضع قوانین جدید، یا تغییر قوانین قبلى را مى‌طلبیده است؛ و از سوى دیگر، تحریفها و دگرگونیهایى که به مرور زمان و در اثر دخالتهاى جاهلانه و مغرضانه افراد و گروههایى پدید مى‌آمده نیاز به تصحیح تعالیم الهى را به وسیله پیامبر دیگرى بوجود مى‌آورده است.

--------------
1. ر. ک: وسایل الشیعه: ج 1، ص 15، خصال: ج 1، ص 322، خصال: ج 2، ص 487.
2. ر. ک: وسایل الشیعه: ج 18، ص 555، من لا یحضره الفقیه: ج 4، ص 163، بحارالانوار: ج 22، ص 531، کشف الغّمه: ج 1، ص 21.
3. ر. ک: نهج البلاه، خطبه اول، خطبه 69، 83، 87، 129، 168، 193، 230.
4. ر. ک: درس بیست و نهم از همین کتاب.
﴿ صفحه 290﴾بنابراین، در شرایطى که تبلیغ رسالت الهى در همه جهان بوسیله یک پیامبر و به کمک یاران و جانشینان وى میسّر باشد؛ و احکام و قوانین یک شریعت، پاسخگوى نیازهاى حال و آینده جامعه باشد و پیش بینى هاى لازم براى مسائل نوظهور، در آن شریعت شده باشد؛ و نیز تضمینى براى بقاء و مصونیّت آن از تحریفات، وجود داشته باشد دیگر موجبى براى مبعوث شدن پیامبر دیگرى نخواهد بود.
اما دانشهاى عادى انسانها توان تشخیص چنین شرایطى را ندارد و خداى متعال است که با علم نامتناهى خود، زمان تحقق این شرایط را مى‌داند و اوست که مى‌تواند ختم نبوّت را اعلام کند چنانکه این کار را در آخرین کتاب آسمانیش انجام داده است.
ولى ختم نبوّت به معناى قطع رابطه هدایت بین خدا و بندگان نیست بلکه هرگاه خداى متعال صلاح بداند مى‌تواند از علوم غیبى، به بندگان شایسته‌اش افاضه فرماید هر چند بصورت «وحى نبوّت» نباشد چنانکه به عقیده شیعه، چنین علومى را به امامان معصوم (علیهم الصلوة و السلام) عطا کرده است. و به خواست خدا در درسهاى آینده به بررسى مطالب مربوط به امامت خواهیم پرداخت.

پاسخ به یک شبهه

از بیان فوق بدست آمد که راز ختم نبوت این است که اولا پیامبر اسلام(ص) مى‌توانست به کمک یاران و جانشینانش رسالت خود را به گوش جهانیان برساند، و ثانیاً مصونیّت کتاب آسمانى وى از هرگونه تحریفى تضمین شده است، و ثالثاً شریعت اسلام، توان پاسخگویى به نیازهاى بشر تا پایان جهان را دارد.
ولى ممکن است کسى درباره مطلب اخیر، شبهه‌اى را به این صورت، مطرح کند: همانگونه که در گذشته، پیچیده شدن روابط اجتماعى، اقتضاى وضع احکام جدید یا تغییر احکام پیشین را داشته و از اینروى، پیامبر دیگرى مبعوث مى‌شده است و بعد از پیامبر اسلام(ص) هم دگرگونیهاى چشمگیرى رخ داده و روابط اجتماعى، پیچیده‌تر شده است، و از کجا این گونه تحولات، اقتضاى شریعت جدیدى نداشته باشد؟
در پاسخ باید گفت: همانگونه که اشاره شد تعیین اینکه چگونه تحوّلاتى اقتضاى تغییر
﴿ صفحه 291﴾قوانین بنیادى را دارد در حدّ توان انسانهاى عادى نیست زیرا ما احاطه به علل و حکمتهاى احکام و قوانین نداریم بلکه از دلایل جاودانى بودن اسلام و خاتمیّت پیامبر اکرم(ص) کشف مى‌کنیم که احتیاجى به تغییر قوانین بنیادى اسلام نخواهد بود.
البته ما پیدایش پاره‌اى از پدیده هاى اجتماعى نوین که اقتضاى وضع مقررات جدید دارد را نفى نمى‌کنیم اما در شریعت اسلام براى وضع این گونه مقررات جزئى، اصول و قواعدى پیش بینى شده که مقامات صلاحیت دار مى‌توانند براساس آنها مقررات لازم را وضع کنند و به اجراء در آورند. و تفصیل مطلب را باید در فقه اسلام در مبحث اختیارات حکومت اسلامى (امام معصوم و ولى فقیه) جستجو کرد.
منبع:همشهری آنلاین
ویرایش وتلخیص:آکاایران

خاتمیّت گردآوری توسط بخش نبوت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات