جدایى ناپذیرى از قرآن

در مقاله زیر به 4مورد از ویژگى هاى امام و خلیفه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از دیدگاه امام على(علیه السلام) اشاره مى شود (1) :...

جدایى ناپذیرى از قرآن

جدایى ناپذیرى از قرآن - آکاایران

1. وزیر پیامبر (صلى الله علیه وآله)
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: «... انک تَسمَعُ ما اَسْمَعُ و تَرى ما اَرى، الاّ انکَ لَسْتَ بنبى و لکنک لَوزیرٌ»; (1) اى على(علیه السلام) تو مى شنوى آنچه را من مى شنوم و مى بینى آنچه را من مى بینم، جز این که پیامبر نیستى; لکن تو وزیر من هستى.
این سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) شبیه حدیث دیگرى از آن حضرت است که فرمود: «یا على انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى»; (2) اى على! نسبت به تو با من به منزله هارون به موسى است جز این که پس از من پیامبرى نخواهد آمد.
حضرت موسى(علیه السلام) به خدا عرض کرد: (واجعل لى وزیراً من اهلى هارون اخى); (3) خدایا براى من وزیرى از اهل من قرار بده و همانا او برادرم هارون است.
و نیز خطاب به برادرش هارون(علیه السلام) گفت: (اُخْلُفْنى فى قَوْمى...); (4) جانشین من در امتم باش.
با عنایت به احادیث نبوى(صلى الله علیه وآله) و تشبیه نسبت حضرت امیر(علیه السلام) با پیامبر(صلى الله علیه وآله)به نسبت هارون(علیه السلام) به موسى(علیه السلام); با قید پیامبر نبودن آن حضرت(علیه السلام)مى توان به درستى اذعان کرد که تمام مناصب دیگر، براى آن حضرت وجود دارد که از جمله آن، وزارت و خلافت است.

2. شهید و گواه بر مردم
در خطبه 175، آمده است: «أنا شهید لکم و حجیج یوم القیامة عنکم»; من براى شما گواه هستم و در رستاخیز از جانب شما حجت و برهان اقامه مى کنم. محمد عبده در تعلیقاتش مى گوید: «امام على(علیه السلام) به سبب مقام بلندى که در پیشگاه خداوند دارد ـ در رستاخیز ـ به سود نیکوکاران شهادت مى دهد و از جانب پاکان و پاکدلان استدلال مى فرماید».
در این باره آیات و روایاتى نیز وجود دارد چنان که در پاره اى از آیات، پیامبر(صلى الله علیه وآله)به عنوان شهید معرفى شده است: (فکیف اذا جئنا من کلّ امّة بشهید و جئنا بک على هؤلاء شهیداً); (5) چگونه است آن گاه که از هر امتى شهیدى بیاوریم و تو را بر اینان گواه بگیریم. و (یوم ندعوا کل اناس بامامهم); (6) روزى که هر مردمى را با امامشان بخوانیم.
و نیز در اصول کافى بابى به نام «انّ الائمة شهداء الله على خلقه» وجود دارد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «على مع القرآن و القرآن مع على»; (7) همچنین فرمودند: «على(علیه السلام) مع الحق و الحق مع على». (8) و نیز مطابق حدیث متواتر و قطعى ثقلین على بن ابیطالب(علیه السلام) از قرآن و قرآن هم
از على(علیه السلام)تا روز قیامت جدا نمى شود

3. جدایى ناپذیرى از قرآن
بزرگترین مفسر قرآن بعد از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و تمام علوم قرآنى به سرچشمه فیض او بر مى گردد. على(علیه السلام)فرزند قرآن است و از کودکى با آورنده آن هم نفس و همراه بوده است. پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «على مع القرآن و القرآن مع على»; (7) همچنین فرمودند: «على(علیه السلام) مع الحق و الحق مع على». (8) و نیز مطابق حدیث متواتر و قطعى ثقلین على بن ابیطالب(علیه السلام) از قرآن و قرآن هم از على(علیه السلام)تا روز قیامت جدا نمى شود.
خود آن حضرت مى فرمایند: «و ان الکتاب لَمعى ما فرقته مُذْ صَحَبْته»; (9) کتاب خدا ـ به لحاظ فهم و عمل ـ با من است و از زمانى که با قرآن مصاحب و همراه گردیده ام، از آن جدا نشده ام.
حضرت در خطبه معروف قاصعه مى فرماید: «در سال هایى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)به کوه حرا مى رفت و در آنجا اقامت مى نمود، تنها من او را مى دیدم و غیر از من کسى او را نمى دید. در آن زمان اسلام درخانه اى نیامده بود مگر خانه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و خدیجه(علیها السلام) و من که نفر سوم بودم. نور وحى و رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله)را مى دیدیم و بوى نبوت و پیامبرى را استشمام مى کردیم».
در ذیل آیه شریف: (و تعیها اذن واعیه); (10) نگه مى دارد آن مواعظ و پندها را گوش نگه دارنده; طبرى از مکحول روایت مى کند که پس از نزول این آیه، پیامبر فرمود: «اللهم اجعلها أذن علی ثم قال على(علیه السلام): ما سمعت عن رسول الله شیئاً فنسیته»; (11) من از خدایم خواستم که این گوش فراگیر را گوش على(علیه السلام)قرار دهد و على(علیه السلام) هم فرمود: من از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)هر چه شنیدم فراموش نکردم.
ابن عباس از مفسران بزرگ قرآن و شاگرد مکتب آن حضرت است، از او سؤال کردند: «أین من علم ابن عمک قال کنسبة قطرة من المطر الى البحر المحیط»; علم تو نسبت به علم امام على(علیه السلام) پسر عمویت چقدر است؟ گفت مانند قطره باران در برابر اقیانوس.

4. عدالت و ظلم ستیزى
از برجسته ترین اوصاف على بن ابیطالب(علیه السلام) ظلم ستیزى است که فرزندان آن حضرت آن را سرلوحه کارخود قرار داده اند چنان که آنها نیز در مقابل ستم ستمکار و زورگویى زورگویان روزگار، کمر خم نکرده و ستم پذیر نبودند.
امام در نامه اى به برادرش عقیل مى نویسد: «و لا تَحْسَبَنَّ ابن ابیک ولو اَسْلَمَهُ الناس مُتِضَرِّعاً متخشعاً و لا مُقِرّاً لِلضَیْمِ واهِناً»; (12) گمان نکن پسر پدرت هر چند مردم او را رها کنند به ذلت و خوارى تن دهد و یا از سستى و ناتوانى ستم پذیر گردد.
و در جاى دیگر فریاد بر مى دارند: «لا یمنع الضَیْمَ الذلیل و لا یُدْرَکُ الحق الا بالجد»; (13) آن که تن به خوارى داده است، دفع ستم نتواند و حق جز با کوشش به دست نمى آید.
على(علیه السلام)مرد حق و تنها به دنبال اجراى حق بود و در این راه از هیچ کس ترس و واهمه نداشت; فقیر و غنى، حسب و نسب، سیاه و سفید، عرب و عجم و حاکم و رعیت نمى شناخت. او فقط در برابر حق متعهد بود و حاضر نبود به اندازه سر سوزنى از جاده عدالت منحرف شود. نه تنها على(علیه السلام) عادل بود بلکه اصل عدالت و تجسم آن به شمار مى رفت و لذا گفته شده: «قتل فى محراب عبادته لشدة عدله»; شدت پایبندى او به اجراى عدالت باعث شهادت او شد.
امام علی (ع) خطاب به صاحبان شرف و موقعیت: آیا امر مى کنید که به وسیله ظلم کردن بر رعیت و مردم، پیروزى را به دست آورم؟ به خدا من این کار را نمى کنم تا مادامى که شب و روز دهر برقرار و ستارگان آسمان طلوع و غروب مى کنند. اگر بیت المال متعلق به خودم بود بین آنها به طور مساوى تقسیم مى کردم تا چه رسد به این که مال، مال خداست
على(علیه السلام) به هیچ کس امتیاز بى مورد نداد. آن حضرت به یکى از کارگزان خود که در اموال عمومى ـ بیت المال ـ خیانتى کرده بود مى نویسد: «واللهِ لو اَنَّ الحسن والحسین فَعَلا مثلَ الذى فَعَلْت َما کانتْ لهما عندى هَوادَةٌ ...»; (14) به خدا سوگند اگر حسن و حسینم، آن چه تو کردى انجام داده بودند، با آنها صلح و آشتى نمى کردم و از من به خواهشى نمى رسیدند تا این که حق را از آنان بستانم.
بعضى از مسلمانان به على(علیه السلام) اعتراض کردند که شما چرا عطایا و هدیه هاى ـ بیت المال ـ را بین مردم مساوى تقسیم مى کنى و صاحبان شرف و موقعیت را بر دیگران برترى نمى دهى؟ على(علیه السلام) فرمود: «اتامرونى ان اطلب النصر بالجور فیمن وُلّیْتُ علیه ـ وَالله لااَطُورُ به ما سَمَرَ سَمیرٌ...»; (15) آیا امر مى کنید که به وسیله ظلم کردن بر رعیت و مردم، پیروزى را به دست آورم؟ به خدا من این کار را نمى کنم تا مادامى که شب و روز دهر برقرار و ستارگان آسمان طلوع و غروب مى کنند. اگر بیت المال متعلق به خودم بود بین آنها به طور مساوى تقسیم مى کردم تا چه رسد به این که مال، مال خداست.
مانند همین مطلب در خطبه 196 نیز ذکر شده است.
پی نوشت ها:
1. لازم به یادآورى است که برخى از ویژگى ها مخصوص على(ع) است، البته بسیارى از آنها سایر اهل بیت (علیهم السلام) را نیز در بر مى گیرد.
2. تفسیر مجمع البیان، ج 9 ـ 10، ص 519 ـ 520، ذیل آیه 12 سوره الحاقه.
3. بحارالانوار، ج 39، ص 62 و معانى الاخبار، ص 74.
4. سوره طه، آیات 29 ـ 30.
5. سوره اعراف، آیه 142.
6. سوره نسا، آیه 41.
7. سوره اسرا، آیه 71.
8. مستدرک، حاکم، ج 3، ص 124; جامع الصغیر، ج 2، ص 177، شماره 5594 و تاریخ خلفا، ص 116.
9. تاریخ بغداد، ج 14، ص 321; مجمع الزواید، ج 7، ص 236; الکفایة، حافظ کنجى، ص 135; تاریخ دمشق، ج 42، ص 449 و الغدیر، ج 3، ص 176.
10. نهج البلاغه،خ 122، بخش 7 ـ 8.
11. سوره الحاقه، آیه 12.
12. تفسیر مجمع البیان، ج 9 ـ 10، ص 519 ـ 520، ذیل آیه 12 سوره الحاقه.
13. نهج البلاغه، نامه 36، بخش 6.
14. همان، خطبه 29، بخش 3.
15. همان، نامه 41، بخش 12.
منبع:تبیان
ویرایش وتلخیص:آکاایران

گردآوری توسط بخش امامت سایت آکاایران
تبلیغات