شجاع، صبور و ربانی

در این جا به 4 مورد دیگر از ویژگى هاى امام و خلیفه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از دیدگاه امام على(علیه السلام) اشاره مى شود (1) :...

شجاع | صبور و ربانی - آکا

1 . دورى از تملق و چاپلوسى
در این باره آن حضرت مى فرماید: «فَلا تُکَلِّمُونى بما تَکَلَّمُ بِهِ الجَبابَرةُ و...»؛ (2) با من سخنانى که با گردنکشان و زورگویان ـ براى خوش آمد ـ آنها گفته مى شود، نگویید و آن چه را از مردم خشمگین ـ بر اثر خشم و غضب کردن آنها ـ پنهان مى نمایید از من پنهان ننمایید و با چاپولسى با من برخورد نکنید.
این سخنان را امام(علیه السلام)، زمانى ایراد فرمودند که یکى از اصحاب ایشان، آن حضرت را مدح و ثنا گفتند.

2 . ربانى بودن
انسان الهى و ربانى به کسى گفته مى شود که در اخلاق و رفتار متخلق به اخلاق الهى بوده و به تعبیر دیگر خداگونه باشد؛ چنان که در اخبار و روایات از عالم ربانى به عارف بالله تفسیر شده است. على(علیه السلام) با اشاره به این مقام خویش مى فرمایند: «فَاسْتَمِعُوا مِن ربّانیّکُمْ وَ اَحْضِروُهُ قلوبکم»؛ (3) از عالم ربانى خودتان ـ مقصود خود آن حضرت ـ پند و اندرز را بشنوید و دل هاى خویش را براى قبول موعظه او حاضر کنید.

3 . شجاعت و غیرت
شجاعت و دلاورى از خصوصیات انسان هاى بزرگ است. شجاع همیشه در نظرها و قلب ها عزیز بوده و احترام دارد. شجاعت آن گاه که در راه خدا و دفاع از ارزش هاى ناب اسلام و دفاع از کشور اسلامى و جان، مال، عرض و ناموس اعمال شود، ارزشى فزاینده تر مى یابد. مولاى موحدان على(علیه السلام)در این عرصه، در صدر شجاعان و قهرمانان عالم قرار دارد و این از مسلمات تاریخ است ولى باید ببینیم که آن حضرت در این زمینه، درباره خود چه فرموده اند.
ایشان در نامه اى مى فرمایند: «لا یَزیدُنى کثرةُ الناسِ حَوْلى عِزَّةً وَ لا تَفَرّقُهُم عَنّى وَحْشة»؛ (4) انبوه جمعیت بر گرد من، بر عزت من نمى افزاید و پراکنده شدن آنان نیز موجب ترس و وحشت من نمى گردد؛ خواه کسى مرا یارى کند یا یارى نکند، ـ در مقابل دشمن ـ دین مى ایستم.
باز مى فرمایند: «وَاللهِ لو تَظاهَرتِ العرب عَلى قِتالى لَما وَلَّیْتُ عنها»؛ (5) سوگند به خدا اگر تمام عرب در جنگى علیه من بسیج شوند من پشت به آنها نخواهم کرد و مقاومت خواهم نمود.
وقتى از آن حضرت سؤال کردند: «باىّ شىء غَلَبْتَ الاَقْرانَ فقال...»؛ (8) اى على(علیه السلام)، با چه چیز در جنگ ها بر دلیران پیروز شدى؟ آن حضرت فرمود: با هیچ کس ـ در جنگ ـ برخورد نکردم مگر این که او مرا بر کشتن خود یارى کرد
و در جایى دیگر مى فرمایند: «اِنّى وَاللهِ لَو لَقَیْتهُم واحداً وَ ...»؛ (6) به خدا سوگند اگر من تنها با ایشان ـ معاویه و لشکر او ـ روبرو شوم و آنها از زیادى و انبوهى، روى زمین را پر کرده باشند باک نداشته و نمى هراسم.
یکى از خطبه هایى که حضرت در اواخر عمر شریف خود ایراد کرده اند خطبه معروف جهادیه است. ایشان در این خطبه اصحابشان را به دلیل کسالت و سستى در جنگ با معاویه سرزنش مى کنند و مى فرمایند: «و أَفْسَدْتُمْ على رَأْیى بالعصیان و...»؛ (7) آن قدر مرا نافرمانى کردید و به گفته هاى من گوش ندادید تا این که قریش گفتند پسر ابوطالب مرد شجاعى است ولى علم جنگ ندارد،... به یقین هنوز من به سن بیست سالگى نرسیده بودم که آماده جنگ گردیدم، در حالى که هم اکنون زیاده از شصت سال از عمرم مى گذرد. همیشه رأى و نظر من در جنگ ها صایب بود ولکن کسى که فرمانش را نبرند رأى و تدبیر ندارد.
شجاعت امام(علیه السلام) در جنگ ها به قدرى در ذهن ها جا گرفته بود که هیبت، عظمت و شجاعت حضرت، لرزه بر اندام شجاعان عرب مى انداخت و قلب هاى آنان را سست مى کرد؛ چنان که کسى جرأت نداشت در جنگ با امام(علیه السلام) روبرو شود. لذا وقتى از آن حضرت سؤال کردند: «باىّ شىء غَلَبْتَ الاَقْرانَ فقال...»؛ (8) اى على(علیه السلام)، با چه چیز در جنگ ها بر دلیران پیروز شدى؟ آن حضرت فرمود: با هیچ کس ـ در جنگ ـ برخورد نکردم مگر این که او مرا بر کشتن خود یارى کرد.
سید رضى مى فرماید: «یؤمى بذالک الى تمکن هیبته فى القلوب»؛ (9) حضرت با این جمله به جاى گرفتن هیبت، عظمت و شجاعت خود در دل ها اشاره مى کند.

4. صبر و شکیبایى
صبر واستقامت از خصوصیات بارز انسان هاى موفق و تاریخ ساز است. کلید همه پیشرفت ها و تکامل ها در تمام میدان ها و ابعاد معنوى و مادى، صبر و استقامت است؛ صبر در تحمل مشکلات و دست از هدف بر نداشتن و پشتکار در انجام هر کار.
على بن ابیطالب(علیه السلام) را مى توان از بزرگترین شکیبایان عالم دانست چرا که شرایط و موقعیت ایشان به گونه اى است که از ایشان فردى صبور و شکیبا ساخته است.
در این خصوص خود حضرت مى فرمایند: «وَ طَفِقْتُ اَرْتبى بین أن أَصوُلُ بِیَد جَذاءَ أَوْاَ صْبرَ على ...»؛ (10) در وضعیتى که حق مسلم و مشروع من ضایع گشت و به یغما رفت، خود را در سر دو راهى عجیبى دیدم که دست به شمشیر ببرم یا این که سکوت کنم و صبر پیشه سازم. بعد از اندیشه بسیار، دیدم صبر بهتر است و لذا صبر کردم در حالى که خار در چشم و استخوان در گلو بودم.
بر هر عاقلى آشکار است که چنین حالى، سخت ترین حالتى است که ممکن است براى کسى پیش آید و بدین جهت است که مى گوییم على(علیه السلام) بزرگترین امام صابر و صبور بزرگ تاریخ است.
در خطبه دیگرى حضرت نظیر همان مطلب را بیان مى کند: «فَنَظَرْتُ فاذا لیس لى رافِدٌ وَ لاذابٌ وَ ...»؛ (11) سپس نگریستم، آنگاه غیر از اهل بیت خود ـ بنى هاشم ـ یاورى نیافتم. راضى نشدم آنها کشته شوند و... چشمى که خاشاک در آن رفته بود به هم نهادم و با این که استخوان گلویم را گرفته بود آشامیدم و بر گرفتگى راه نفس از بسیارى غم و اندوه، شکیبایى نمودم.
حضرت مى فرمایند: در وضعیتى که حق مسلم و مشروع من ضایع گشت و به یغما رفت، خود را در سر دو راهى عجیبى دیدم که دست به شمشیر ببرم یا این که سکوت کنم و صبر پیشه سازم. بعد از اندیشه بسیار، دیدم صبر بهتر است و لذا صبر کردم در حالى که خار در چشم و استخوان در گلو بودم
حضرت امیر(علیه السلام) موقع شورش طلحه و زبیر علیه نظام مقدس علوى مى فرمایند: «وَ سَاَصْبِرُ ما لَم اَخَفْ جماعتکم»؛ (12) من در برابر توطئه و شورش آنان، تا جایى که امنیت و نظم جامعه اسلامى از بین نرود صبر مى کنم.
صبر على(علیه السلام) در این خصوص، انتخاب احسن بوده و این خصوصیت بارز او، مى تواند یکى از دلایل انتخاب وى از سوى پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشد؛ زیرا اگر در این مورد، از طرف پیامبر(صلى الله علیه وآله)چنین تعیینى صورت نگرفته بود، تأکید بر لفظ «من صبر مى کنم» نشانگر خصایصى مى شد که به شهادت همه مسلمانان در آن حضرت نبوده است؛ چرا که این امر یا نشانه ناآگاهى و عدم اطلاع آن حضرت از دستور اسلام در خصوص اعتبار بى چون و چراى بیعت است و این که با انتخاب، خلیفه مشروعیت پیدا مى کند گر چه دیگران از او افضل باشند و هیچ چیز دیگرى در این امر دخالت ندارد یا این که با فرض آگاهى از این مطلب حب ریاست و مقام نمى گذاشته تا با تمام وجود تسلیم حق شده و از روى رضا، حکومت خلفا را بپذیرد؛ نه آن که از روى صبر و با سختى به آن تن دهد.
این دو مورد به شهادت تاریخ و محققان با شخصیت على(علیه السلام) مطابقت نداشته و تأکید آن حضرت بر صبر کردن تصریحى بر حق مسلم ایشان در به دست آوردن منصب جانشینى پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.
پی نوشت:
1. لازم به یادآورى است که برخى از ویژگى ها مخصوص على(ع) است، البته بسیارى از آنها سایر اهل بیت (علیهم السلام) را نیز در بر مى گیرد.
2. نهج البلاغه، خطبه 2167 بخش 22.
3. همان، خطبه 108، بخش 12.
4. همان ، نامه 36، بخش 6.
5 . همان ، نامه 45، بخش 18.
6. همان ، نامه 62، بخش 7 ـ 8.
7. همان، خطبه 27، بخش 14 ـ 16.
8. همان، حکمت 318.
9. همان، ذیل حکمت 318.
10. همان، خطبه 3، بخش 2 ـ 4.
11. همان، خطبه 217، بخش 3 ـ 4
12. همان، خطبه 169، بخش 4.
منبع:تبیان
ویرایش وتلخیص:آکاایران

گردآوری توسط بخش امامت سایت آکاایران
تبلیغات