عرفان اسلامی

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد عرفان اسلامی ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +عرفان +اسلامی را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد عرفان اسلامی را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: عرفان در تعریفی جامع و جهان شمول به مفهوم شناختی «رازگونه و نهانی» خمیرمایه افکار بلند و آداب تاثیرگذاریست برای یافتن و پیوستن به حقیقت از طریق «شهود»، «تجربه درونی» و «حال» که نشانه های آن در مکاتب مختلف جهان اعم از عقاید برهمن ها، بودائی ها، رواقیان، نسطوریان، مهریان (میترائیسم)، عقاید مسلمانان زاهد، عقاید افلاطونیان جدید، فرامین زرتشت، در فرقه کابالا از آیین یهود و اعتقادات سرخپوستان آمریکا به چشم می خورد. مصداق حقیقت در عرفان الهی وجود خداست. عرفان شناختی حقیقتگرایانه و تلاشی عملگرایانه فراتر از واقعگرایی حسی - عقلی و آرمانگرایی تصوری است از اینرو این مرام با رازگونگی و غیب باوری آمیخته از «عشق» و «ذوق» و «اشراق» همراه است.

عرفان اسلامی,عرفان اسلامی چیست,عرفان اسلامی چیست 

عرفان اسلامی

آکاایران: اگر عرفان را حالتى ملکوتى و حقیقتى روحانى و الهى بدانیم، چنان که بسیارى از بینایان و آگاهان و سالکان مسلک محبّت و عشق آن را حال مى‏دانند و از آن تعبیر به حالت عرفانى و آسمانى مى‏کنند، باید مایه و ریشه آن را در اعماق قلب و باطن جان و سرّ وجود جستجو کرد.

در این صورت، عرفان لطیفه‏اى است الهى و حقیقتى است فطرى که به صورت قوّه و استعداد در خزانه وجود انسان از جانب حضرت محبوب قرار داده شده که براى رسیدن به آن حالت باید معارف و اخلاق و مضامین ادعیه وارده از ائمه طاهرین علیهم السلام را با کمک قرآن و روایات پرورش داد، تا جایى که تمام آلودگى‏ها از مملکت وجود آدمى رخت بر نهد و فرار را بر قرار ترجیح داده تا انسان مصداق حقیقى عارف شود.

 عرفان اسلامی را می توان به عرصه وسیعی تعبیر کرد که عرفان نظری و عملی و متعارف را دربر می گیرد و با طریقت تصوف هم آمیختگی دارد و در مواردی تلقی یکسان یا مختلطی از آندو می شود. با این حال عرفان اسلامی بطور خاص و مصطلح در عرصه علوم اسلامی مانند دیگر دانشهای اسلامی چون فلسفه و کلام اسلامی و ... مطرح می باشد. عرفان اسلامی را می توان معرفت، و دانشی دانست که بدان عنصر عشق، در مطابقت و همراهی با ساختار وحی در اسلام گره خورده است.

آنچه قیصری در تعریف اصطلاحی عرفان اسلامی بیان داشته عبارت است از: «علم به خدای سبحان از حیث اسماء و صفت و مظاهر آن و احوال مبدأ و معاد و حقایق عالم و کیفیت بازگشت آنها به حقیقت واحد یعنی ذات احدیت، و نیز معرفت طریق سلوک و مجاهده برای رهاسازی نفس از تنگناهای قید و بند جزئیت و پیوستنش به مبدأ خویش و اتصاف به نعت اطلاق و کلیّت.»

علیرغم نظرات انتقادی برخی از صوفیه نسبت به فلاسفه اسلامی، با گذشت زمان، عرفان اسلامی با مفهوم فوق، به فلسفهٔ اسلامی نزدیک تر و نزدیک تر شده است.

حقیقت عرفان اسلامی در صدر اسلام در قالب «شناخت، فهم عمیق و لطیف از خالق هستی و شناسایی حقایق هستی و پیوند و ارتباط انسان با حقیقت» ریشه در متن اسلام و سیره معرفتی معصومین و اصحاب سرّ آنها مانند: «سلمان»، «ابوذر»، «مقداد»، «اویس»، «کمیل»، «عمار»، «میثم تمار»، «حذیفه» و غیره می باشد؛ و پس از ایشان توسط عارفانی چون: «سید ابن طاوس»، «ابن فهد حلی»، «مل اصدرای شیرازی»، «مقدس اردبیلی»، «فیض کاشانی»، «شیخ بهایی»، «حکیم محمدرضا قمشه ای»، «سید علی قاضی»، «شیخ محمدعلی شاه آبادی»، «میرزا جواد آقا ملکی تبریزی»، «علامه طباطبایی»، «سید روح الله خمینی» و غیره بدون داخل شدن در سلسله های شناخته شده و توجه به آداب طریقت افزون بر شرع ادامه یافت. از سویی گروهی دیگر از بزرگان عرفان که به طریقت خاصی ورود کرده بودند و بعلاوه شرع به بعضی آداب طریقت نیز پایبند بودند از قرن دوم قمری مشهور به صوفی و در سلسله های شناخته شده ظهور پیدا کردند که این نوع عرفان را غالباً تصوف می خوانند. با این حال عرفان اسلامی مصطلح و مدون در کنار دیگر علوم اسلامی برای اولین بار توسط ابن عربی (پدر عرفان نظری) شکل گرفت.

از جهات عملی نیز در اسلام آیات گوناگون در قرآن زهد و پارسایی و بی اعتنایی به امور دنیوی را مایه خشنودی خدا از بنده و سبب وصول او به مراتب و مقامات برتر و نزدیکی به پروردگار شمرده است. پیامبر اسلام، روش زاهدان و پارسایان داشت و در برخی اوقات از ترس خدا به خود می پیچید و مردم را نیز بدین راه می خواند اما آنها را از گوشه گیری و سخت گیری بر خود برحذر می داشت. همه بزرگان اسلام و همچنین خلفای راشدین در آغاز اسلام نیز در نهایت سادگی به سر می بردند؛ و عرفان و بخصوص تصوف اسلامی اگرچه متاثر از خارج خود بوده اما بن مایه های درونی داشته است.

عرفان، راه خدا، مسلک انبیا، مایه جان اولیا، طریق اصفیا و مدرسه پر قدرت معصومین علیهم السلام است.

عرفان، به معناى شهود عظمت حق تعالى، از طریق بینایى دل است و این بینایى محصول معرفت انسان به حضرت حق مى‏باشد و این معرفت جز از طریق شناخت انبیا و قرآن و امامان علیهم السلام و پیروى از آنان به دست نمى‏آید و عبادت بدون حال عرفانى و تضرّع و انابه و توبه و زارى، ارزش چندانى ندارد.

عرفان، حقیقت عبادت، خشوع و خضوع و شکستگى و نیاز است که از شهود عظمت حق تعالى بر دل ظاهر مى‏شود و این چنین سعادت موقوف بر محبّت است و ظهور محبّت موقوف بر متابعت سیّد اوّلین و آخرین علیه من الصلوات اتمها و من التحیّات ایمنها و متابعت موقوف بر دانستن طریق متابعت، پس به ضرورت، ملازمت علمه که وارثان دینى‏اند «2».

عرفان، زدودن حکومت و محبّت ما سوى اللّه از قلب و هر محبّت و کششى را تابع عشق حق قرار دادن و نیز آراسته شدن اعضا و جوارح به اعمال مورد رضایت اللّه و زیور گرفتن جان از اخلاق الهى است.

عرفان، آزادى از خودپرستى، رهایى از اسارت مادیّت و مقیّد شدن به قید بندگى حق و منوّر شدن جان به نور و صبغه الهى است.

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران

عرفان اسلامی گردآوری توسط بخش دعا و شرایط دعا کردن سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات