بدعت ناروا، تثویب، بدعتی ناروا در اذان - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد بدعت ناروا، تثویب، بدعتی ناروا در اذان ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +بدعت +ناروا را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد بدعت ناروا را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد. 

به نقل از آکاایران: یکى از مسائل اختلافى در مورد اذان «الصلوة خیر من النوم» است که از آن به «تثویب» تعبیر شده است; که غالب اهل سنت این جمله را در فصل هاى اذان ـ در نماز صبح ـ مستحب مى دانند ولى شیعه امامیه به تبع اهل بیت عصمت و طهارت جزء اذان ندانسته، بلکه ذکرش را در اذان به عنوان جزئیت، مبطل اذان و بدعت مى دانند.

بدعت های ناروا

از این جهت که بدعت در دین است عنوان حرام نیز بر آن مترتب مى شود. از همین رو بنا به اهمیت موضوع، به بحث و بررسى این مسئله مى پردازیم: 

معناى تثویب

تثویب از «ثاب یثوب» به معناى رجوع کردن است. فیروزآبادى مى گوید: «یکى از معانى تثویب دعوت به نماز و دوبار خواندن و دعوت کردن است. یکى دیگر از معانى آن این است که در اذان فجر دوبار «الصلاة خیر من النوم» گفته شود.»1

سنوى در حاشیه سنن نسائى مى گوید: «تثویب به معناى بازگشت به اعلام بعد از اعلام سابق است. و از آن جهت که قول مؤذن «الصلاة خیر من النوم» از این معنا خالى نیست، لذا آن را تثویب مى نامند.»2

علامه حلّى مى فرماید: «تثویب به معناى رجوع است، مؤذن از آن جهت که بعد از گفتن «حى على الفلاح» دوبار «الصلاة خیر من النوم» مى گوید و با آن مردم را به نماز دعوت مى کند، لذا به آن تثویب مى گویند.»3

 

فتوااى علماى امامیه

علماى امامیه در این مطلب اتفاق کرده اند که تثویب که همان گفتن «الصلاة خیر من النوم» است در اذان صحیح نیست، و هرگز جزء اذان صبح نبوده است. اینک به برخى از فتواهاى امامیه اشاره مى کنیم:

1 ـ سید مرتضى(رحمة الله) مى گوید: «تثویب در اذان صبح بدعت است، و این امرى ثابت بوده و اجماع اصحاب ما امامیه بر آن است.»4

2 ـ شیخ طوسى(رحمة الله) مى فرماید: «تثویب در اذان یا بعد از فراغ از آن، مستحب نیست و معناى آن این است که مؤذن در تمام نمازها «الصلاة خیر من النوم» بگوید.»5

همچنین در کتاب النهایة آمده است: «تثویب در اذان جایز نیست و هرگاه مؤذن قصد بیدار کردن مردم را داشته باشد، مى تواند با تکرار فصول اذان این هدف را به انجام رساند.»6

3 ـ علامه حلى(رحمة الله) مى فرماید: «تثویب نزد ما بدعت است، و معناى آن این است که مؤذن در نمازهاى خویش «الصلوة خیر من النوم» بگوید.»7

4 ـ محقق اردبیلى(رحمة الله) مى گوید: «تثویب بدین دلیل بدعت است که در اخبار نبوى از آن یاد نشده است.»8

 

بررسى ادله عامه

ادله اهل سنت در مورد تثویب را مى توان به دو دسته تقسیم نمود: روایات رؤیاى اذان و روایاتى که در آنها به رؤیا و خواب اشاره نشده است.

«تثویب به معناى بازگشت به اعلام بعد از اعلام سابق است. واز آن جهت که قول مؤذن «الصلاة خیر من النوم» از این معنا خالى نیست، لذا آن را تثویب مى نامند.»

الف) روایات رؤیاى اذان

1 ـ احمد بن حنبل به سند خود از عبدالله بن زید بن عبدربه نقل مى کند: پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) قصد داشت تا براى جمع کردن مردم براى نماز، ناقوس بزند ولى از این امر کراهت داشت، چون موافق با نصارى و تأیید آنها حساب مى شد. او مى گوید: شبى در عالم رؤیا شخصى را دیدم که دو لباس سبز بر تن داشت و در دستش ناقوسى بود، به او گفتم: اى بنده خدا! ناقوس را مى فروشى؟ گفت: براى چه مى خواهى؟ گفتم مى خواهم با آن مردم را براى نماز دعوت نمایم. او در جواب گفت: آیا نمى خواهى تا تو را به بهتر از ناقوس راهنمایى کنم؟ عرض کردم: آرى، شروع کرد به خواندن فصول اذان: «الله اکبر، الله اکبر» تا آخر اذان... صبح که شد نزد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمدم و جریان خواب را بر آن حضرت بازگو کردم. حضرت نیز امر نمودند تا مردم اذان بگویند. و بلال نیز این گونه اذان مى گفت و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به نماز دعوت مى کرد. روزى هنگام صبح بلال رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به نماز صبح دعوت کرد. به او گفته شد: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در خواب است. بلال با صداى بلند گفت: «الصلوة خیر من النوم.» سعید بن مسیب مى گوید: از آن هنگام این جمله جزء اذان قرار گرفت.9

احمد بن حنبل این حدیث را با سه سند در مسند خود آورده، که در سند اول آن «زید بن حباب بن ربان تمیمى» است که او را به کثرت خطا توصیف نموده اند.10

در سند دوم «محمد بن اسحاق بن یسار» است که اهل سنت به روایاتش احتجاج نمى کنند. یحیى بن معین مى گوید: نزد من ضعیف است و در حدیث قوى نیست. نسائى نیز او را قوى نمى داند.11 و در سند سوم «محمد بن ابراهیم بن حارث بن خالد تمیمى» است که احمد به حنبل او را تضعیف کرده است.12

و راوى اخیر آن نیز عبدالله بن زید است که رجالیون او را قلیل الحدیث مى دانند. ترمذى از بخارى نقل مى کند: تنها حدیثى که از او رسیده، حدیث اذان است. حاکم مى گوید: صحیح آن است که وى در احد کشته شده است، لذا تمام روایات او منقطع است.13

2 ـ ابن سعد در طبقات الکبرى سندهایى را ذکر کرده که همه آنها موقوفه است و قابل احتجاج نیست. هم چنین با سندى ذکر کرده که در طریق آن مسلم بن خالد بن قرقره است که یحیى بن معین او را تضعیف نموده و بخارى نیز او را منکر الحدیث توصیف کرده است. ابوحاتم مى گوید: به احادیثش احتجاج نمى شود.14

بدعت ناروا,بدعت های ناروا,بدعت چیست
 
بدعت های ناروا

ب) روایات مستقل

بخش دوم روایاتى است که به طور مستقل در آن به تثویب اشاره شده است:

1 ـ ابن ماجه به سندش از عبدالرحمن بن ابى لیلى از بلال نقل مى کند که فرمود: رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در اذان فجر به «تثویب» امر نمود...15

لکن حدیث منقطع است، زیرا ابن ابى لیلى متولد سال هفده است وبلال به سال بیست یا بیست و یک در شام از دنیا رفته است. پس چگونه ممکن است با کمى سن و دورى دیار از بلال حدیث نقل کرده باشد؟!

2 ـ ابن ماجه به سند خود از سعید بن مسیب از بلال نقل مى کند: من نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمدم تا او را به نماز صبح خبر دهم. دیدم که او در خواب است. عرض کردم: الصلوة خیر من النوم، الصلوة خیر من النوم» از آن موقع این دو فصل جزء اذان قرار گرفت.16

در این حدیث نیز انقطاع است، زیرا سعید بن مسیب از بلال حدیث نشنیده است.

3 ـ نسائى به سند خود از ابى محذوره نقل مى کند: من براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اذان مى گفتم; در اذان فجر «الصلاة خیر من النوم» را مى گفتم... .

در سند این حدیث ابى سلیمان وجود دارد که براى او شرح حالى در رجال ذکر نشده است.

4 ـ بیهقى در سنن خود از ابن قدامه از محمد بن عبدالملک بن ابى محذوره، از پدرش، از جدش نقل مى کند: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سنت اذان را این گونه یادم داد... هرگاه نماز صبح بود بگو: «الصلاة خیر من النوم.»17

5 ـ همو به سند دیگر از ابى محذوره همین مضمون را نقل مى کند، ولى پدر و پسر (ابى محذوره و پدرش) هر دو غیر معروفند، خصوصا ابومحذوره که از آزاد شدگان در فتح مکه بوده و قبل از اسلام نیز از مؤلفة قلوبهم به حساب مى آمده است. وى از کسانى بود که مؤذن رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را مسخره مى نمود و به جهت استهزا ادایش را در مى آورد.18

6 ـ ابوداود نیز به سند خود از حرث بن عبید، از محمد بن عبدالملک بن ابى محذوره، از پدرش، از جدش همین مضمون را نقل مى کند.19ولى در سندش غیر از ابى محذوره، عبدالملک است که طبق نظر ابن قطان مجهول الحال است.20

7 ـ همو به سند دیگرى نقل مى کند که ضعف آن دانسته شد.21

8 ـ ابوداود به سندش از ابراهیم بن اسماعیل از ابى محذوره نقل مى کند: رسول خدا فصل فصل اذان را به او یاد داد و در آخر فرمود: در اذان فجر «الصلاة خیر من النوم» مى گویى.22

لکن در حدیث غیر از ابى محذوره، ابراهیم بن اسماعیل وجود دارد که توثیق نشده، خصوصا این که احتمال انقطاع در سند وجود دارد.

9 ـ دار قطنى، همین موضوع را با سه سند نقل مى کند که یکى از آنها از «انس» است، ولى انس آن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نسبت نمى دهد. در سند دوم با وجود ضعف دیگر به جهت عبدالرحمن بن حسن، انقطاع وجود دارد، ابوحاتم مى گوید: به احادیث عبد الرحمن بن حسن احتجاج نمى شود.23و سند سوم با وجود ضعف در سند، از موضوع بحث خارج است.

10 ـ دارمى نیز در سنن خود از زهرى، از حفص بن عمر بن سعد مؤذن از اهلش چنین نقل مى کند: بلال براى بیدارى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در صبح «الصلوة خیر من النوم» را گفت و از آن موقع جزء اذان قرار گرفت.24

لکن این روایت نیز قابل اعتماد نیست به جهت زهرى که تضعیف شده، و حفص بن عمر که تنها همین روایت را دارد، علاوه بر اینها مشخص نیست که «اهلش» کیست.

11 ـ مالک بن انس ـ امام مالکیه ـ روایت را به طریقى دیگر نقل مى کند، وى مى گوید: مؤذن نزد عمر بن خطاب آمد تا او را براى نماز صبح خبر دهد او را در خواب دید گونه صدا زد: «الصلوة خیر من النوم». عمر دستور داد این جمله را براى نداى صبح جزء اذان قرار دهند.25

با تتّبع در سنت رسول خدا (صلى الله علیه وآله)پى مـى بریم که «الصلوة خیر من النوم» را حضرت در اذان و اقامه نمى گفته است، بلکه حتـى در زمـان ابوبـکر نیز گفته نمى شد، تا آن که این قسمـت در عصر عمر بن خطـاب به اذان صبـح اضافه شد، همان گونه که در حدیث «موطأ» مالک به آن اشاره گردید

ادله امامیه بر عدم مشروعیّت تثویب

شیعه امامیه بر عدم مشروعیت تثویب (الصلوة خیر من النوم) دلایلى ذکر کرده اند که به برخى از آنها اشاره مى شود:

1 ـ روایات تثویب با یک دیگر متعارضند و امکان ارجاع همه به یک معنا وجود ندارد، زیرا:

الف) در برخى مى گوید: عبدالله بن زید در خواب دید.

ب) در بعضى مى گوید: بلال آن را در اذان اضافه نمود و پیامبر (صلى الله علیه وآله) نیز تقریر کرد.

ج) در دسته اى دیگر مى گوید: عمر بن خطاب مؤذن را امر نمود تا آن را در اذان صبح قرار دهد.

د) در برخى مى گوید: پیامبر (صلى الله علیه وآله) به ابامحذوره تعلیم داد.

هـ ) در برخى دیگر مى گوید: بلال در نماز صبح «حى على خیر العمل» مى گفت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) امر کرد که به جاى آن «الصلاة خیر من النوم» بگوید.

با این اختلاف تعبیرها و تعارض فاحش نمى توان به متن آن براى تثویب تمسک کرد.

2 ـ اجماع شیعه امامیه بر عدم مشروعیت تثویب است، همان گونه که شیخ طوسى (رحمة الله) در الخلاف26 به آن اشاره کرده است.

3 ـ اهل بیت (علیهم السلام) که اذان ملک را حکایت کرده اند، ذکرى از تثویب به میان نیاورده اند.27

4 ـ شیخ طوسى(رحمة الله) در حدیث صحیح از معاویة بن وهب نقل کرده که از امام صادق (علیه السلام) درباره تثویب سؤال کردم که بین اذان و اقامه گفته مى شود؟ حضرت فرمود: ما آن را نمى شناسیم.28

زید نرسى از ابى الحسن(علیه السلام) نقل مى کند که فرمود: «الصلوة خیر من النوم، بدعت بنى امیه است و از اصل اذان محسوب نمى شود.»29

5 ـ با تتّبع در سنت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پى مى بریم که «الصلوة خیر من النوم» را حضرت در اذان و اقامه نمى گفته است، بلکه حتى در زمان ابوبکر نیز گفته نمى شد، تا آن که این قسمت در عصر عمر بن خطاب به اذان صبح اضافه شد، همان گونه که در حدیث «موطأ» مالک به آن اشاره گردید.

 

پی نوشت:

1.قاموس المحیط، ماده ثوب.

2. السنن الکبرى، ج 2، ص 14.

3.تذکرة الفقهاء، ج 3، ص 50 ـ 51.

4. مسائل الناصریات، ص 181 ـ 182.

5.الخلاف، ج 1، ص 286.

6. النهایة ونکتها، ج 1، ص 290.

7. تذکرة الفقهاء، ج 3، ص 47 ـ 49.

8.مجمع الفائدة والبرهان، ج 2، ص 177. 

9.مسند احمد، ج 4، ص 632.

10.میزان الاعتدال، ج 2، ص 100، رقم 2997.

11. تهذیب الکمال ج 24 ص 423.

12.تهذیب الکمال، ج 24 ص 304.

13.تهذیب الکمال، ج 14، 541; سنن ترمذى، ج 1 ص 361 و تهذیب التهذیب، ج 5 ص 224.

14.تهذیب الکمال، ج 27، ص 508، رقم 5925.

15.سنن ابن ماجه ج 1 ص 237 رقم 715.

16.همان مدرک، رقم 216.

17.سنن بیهقى، ج 1 ص 421، باب التثویب فى الأذان.

18.فتح العزیز، ج 3، ص 107.

19.سنن ابى داود، ج 1، ص 136، رقم 500.

20.تهذیب التهذیب، ج 9 ص 317.

21.سنن ابى داود، ج 1، ص 136 ـ 137، رقم 501. 

22-سنن ابى داود، رقم 502.

23.میزان الاعتدال، ج 2 ص 556، رقم 4851.

24- سنن دار قطنى، ج 1 ص 270.

25-موطأ مالک، ص 78، رقم 8.

26- الخلاف، ج 1، ص 287.

27-تهذیب الاحکام، ج 2، ص 60، ح 210.

28-وسائل الشیعه، باب 32 از ابواب اذان واقامه.

29-بحار الانوار، ج 18، ص 179.

  

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران

بدعت ناروا، تثویب، بدعتی ناروا در اذان گردآوری توسط بخش اخلاق و عرفان اسلامی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات