زیان اجتماعی دروغ، زیان های اجتماعی دروغ - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد زیان اجتماعی دروغ، زیان های اجتماعی دروغ ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر لینک +زیان +اجتماعی +دروغ را کلیک نمایید و یا در دسته از سایت دین و زندگی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی درمورد زیان های دروغ را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

به نقل از آکاایران: دروغ براى دروغ گو، زیان‏هاى اجتماعى دارد، زیان‏هاى اقتصادى و زیان‏هاى روانى دارد. على (علیه السلام)فرمود: دروغ گو بر لب پرتگاه خوارى و هلاکت قرار دارد، زیرا دروغ ایمان را از قلب دروغ گو بیرون مى‏کند و خودش به جاى آن بر زبانش مى‏نشیند.

 زیان دروغ

سخنى از على (علیه السلام)

(أَلَا فَاصْدُقُوا فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ مَنْ صَدَقَ وَ جَانِبُوا الْکَذِبَ فَإِنَّ الْکَذِبَ مُجَانِبُ الْإِیمَانِ أَلَا وَ إِنَّ الصَّادِقَ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ کَرَامَةٍ أَلَا وَ إِنَّ الْکَاذِبَ عَلَى شَفَا مَخْزَاةٍ وَ هَلَکَة 1  راست بگویید چون خدا با راست گویان است. از دروغ دورى کنید، چون دور کننده ایمان است. راست گو تا سر منزل نجات و سرورى فاصله‏اى ندارد. دروغ گو لب پرتگاه خوارى و نابودى جاى دارد.)

کسى که ایمان داشته باشد، نزد دوست و دشمن محترم است، نزد مسلمان و گبر و ترسا و یهود ارجمند است، مورد اعتماد همه خردمندان است، کسى که ایمان داشته باشد، خیانت نمى‏کند، دزدى نمى‏کند، حق مردم را مى‏دهد و وجودش براى جامعه سودمند است، پس چرا محترم نباشد و چرا ارجمند نباشد و چرا خردمندان و عقلا به او اعتماد نکنند؟ خدا هم در این جهان و در جهان دیگر پاداش عالى به وى خواهد داد.

آکاایران: دروغ که ایمان را از دل بیرون کرد، دروغ گو، خیانت مى‏کند، دزدى مى‏کند، حق مردم را نمى‏دهد، وجودش براى جامعه زیان دارد و نزد دوست و دشمن احترام ندارد. مسلمانان و گبر و ترسا و یهود براى او ارزشى قائل نیستند. هیچ عاقلى به او اعتماد نمى‏کند و نزد همه منفور و خوار است و در سراشیبى نابودى قرار خواهد گرفت. کسى که در لب پرتگاه جاى داشته باشد، هر دم خطر افتادن در پرتگاه را دارد.

 

بى آبرویى‏

دیگر از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، بى آبرویى است دروغ‏هاى چندى که از دروغ گو، کشف شد، رسوایى او که مکرر گردید، بى آبرویى نصیبش مى‏شود. رسوایى دروغ گو، کشف دروغ اوست. و بى آبرویى دروغ گو، بى حیثیت و بى ارج شدن اوست. عقلا و خردمندان همیشه به دنبال حیثیت و آبرو مى‏روند. ثروتمند، ثروت خود را براى خریدن حیثیت و آبرو صرف مى‏کند. قدرتمند، قدرت خود را براى رسیدن به این موقعیت به کار مى‏اندازد. دانشمند، از دانش خود، براى جلب افکار عمومى، بهره بردارى مى‏کند. محبوب‏ترین چیزها نزد عقلا، حیثیت و آبرومندى مى‏باشد و آخرین هدف آن‏ها همین خواهد بود، چون داروندار خود را فداى آن مى‏کنند ولى دروغ گو، با دست خود این موقعیت را از بین مى‏برد.

از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، بى‏ارزش شدن سخنان دروغ گو نزد مردم است. اگر بنا شد براى هر موجودى میزانى براى قیمت آن باشد، یکى از میزان‏هایى که براى قیمت انسان مى‏توان در نظر گرفت، ارزشى است که مردم براى سخنش قائل هستند. هر چه مقدار ارزش سخن بیش‏تر باشد، قیمت گوینده آن بیش‏تر خواهد بود و هر چه مقدار ارزش سخنش کم‏تر باشد، گوینده بى بهاتر خواهد بود

 

رسول خدا (ص) فرمود: ( أَقَلُّ النَّاسِ مُرُوَّةً: مَنْ کَانَ کَاذِبا 2 کم آبروترین مردم، کسى است که دروغ مى‏گوید.)

 دروغ گو، از هر طبقه‏اى باشد از همه افراد راستگوى آن طبقه آبرویش کمتر و بى حیثیت‏تر خواهد بود. اگر دروغ گویى به واسطه شترمآبى مردم ایران یا به واسطه احتیاجى که به او دارند، به زودى نتواند بى آبرویى خویش را دریابد، به یقین دیرى نخواهد پایید که کوس بى آبرویى خود را مى‏شنود که بر سر کوى و برزن‏ها مى‏زنند.

 

حجّه الالهیّه‏

مرحوم امام جمعه زنجان، چنین مى‏گفت: روزى در زنجان در منزل نشسته بودم، پیرمردى وارد شد که از چهره‏اش مى‏نمود که بسیار عمر کرده است. دو جوان شیک پوش زیر بازوان وى را گرفته بودند و بسیار به آن پیرمرد احترام مى‏کردند، گویى در برابرش فانى صرف شده بودند به طورى که حمق از قیافه آن دو جوان آشکار بود. نام پیرمرد را حجةالالهیه گفتند (این ترکیب از لحاظ ادبى غلط است). از شخصیت ایشان جویا شدم. گفتند در 120 علم تخصص دارند. سخنى بود بسیار بزرگ، زیرا تخصص در یک علم، کار دشوارى است و چنین کسى وجودش کیمیا و کمیاب است تا برسد به کسى که در 120 علم تخصص داشته باشد، اضافه بر این، شمارش نام 120 علم براى دانشوران، دشوار است، پس تخصص در آن‏ها چگونه خواهد بود؟! تقاضا کردم که نام‏هاى این علوم را براى من بشمارند. پیرمرد، بدین طریق، شمردن را آغاز کرد و هر یک از این واژه‏ها را نام علمى قرار داد: سلمبیا، قلمبیا، کلمبیا، جلمبیا و بدین ترتیب اسامى علوم را براى من مى‏شمرد.

مرحوم امام جمعه، پس از نقل این داستان، بر صحت آن سوگند خورد.

آیا پس از این بیان، دیگر آبرویى براى این میهمان، نزد این میزبان مى‏ماند؟ آیا نزد دانشمندان، چنین کسى آبرو خواهد داشت؟ اگر تمام حروف الفبا را بر سر واژه لمبیا قرار بدهیم از سى تجاوز نخواهد کرد، پس چگونه به 120 مى‏رسد مگر ریشه و صورت این واژه عوض شود که میلیون‏ها علم خواهد شد، بلکه نهایت نخواهد داشت.

پدران و مادران بایستى به فرزندان خود دروغ نگویند که همیشه احترامشان نزد فرزند محفوظ بماند و کودک با نظر حقارت به پدر و مادر ننگرد.

هر آن کس زبانش بود با دروغ                         نباشد بر دیگرانش فروغ

بى ارزشى سخن‏

از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، بى‏ارزش شدن سخنان دروغ گو نزد مردم است. اگر بنا شد براى هر موجودى میزانى براى قیمت آن باشد، یکى از میزان‏هایى که براى قیمت انسان مى‏توان در نظر گرفت، ارزشى است که مردم براى سخنش قائل هستند. هر چه مقدار ارزش سخن بیش‏تر باشد، قیمت گوینده آن بیش‏تر خواهد بود و هر چه مقدار ارزش سخنش کم‏تر باشد، گوینده بى بهاتر خواهد بود. سخن، سرمایه انسان است و موجب امتیاز او از جانوران است. مقصود از سخن، اصواتى نیست که به شکل کلمات بیرون مى‏آید و گرنه بعضى از حیوانات هم مى‏توانند تقلید کنند، بلکه مقصود، بیان معانى و مطالب عالیه و ارزشى است که سخن به واسطه آن‏ها پیدا مى‏کند.

دروغ گو، اگر بالاترین ارزش‏ها را براى سخنش به دست آورده باشد، همین که به دروغ گویى پرداخت و مردم بدان صفتش شناختند، ارزش سخنش نابود مى‏شود و با جانوران در یک ردیف قرار خواهد گرفت.

امام جعفر صادق (ع) از حضرت عیسى (ع) نقل مى‏کند که عیسى فرمود: ) مَنْ کَثُرَ کَذِبُهُ ذَهَبَ بَهَاؤُه 3 کسى که دروغش بسیار شود، نورش مى‏رود.)  شاید مقصود از نور، همان ارزشى است که سخنش نزد مردم دارد. آیا شاگردان براى سخنان استاد دروغ گو، ارزشى قائل هستند؟ آیا ملت براى سخنان وزیر دروغ گو، ارزشى قائل مى‏باشد؟ آیا بازار براى وعده‏هاى بازرگان دروغ گو، ارزشى قائل است؟ آیا آخوندى که دروغ بگوید: مى‏تواند مردم را به راه راست هدایت کند؟

سخن، سرمایه انسان است و موجب امتیاز او از جانوران است. مقصود از سخن، اصواتى نیست که به شکل کلمات بیرون مى‏آید و گرنه بعضى از حیوانات هم مى‏توانند تقلید کنند، بلکه مقصود، بیان معانى و مطالب عالیه و ارزشى است که سخن به واسطه آن‏ها پیدا مى‏کند

 

زبانى که با راستى یار نیست                                       چو خواهى که بخت از تو گیرد فروغ

به گیتى کس او را خریدار نیست                                              زبان را مگردان به گرد دروغ

 

امیر حسین ابیوردى‏

سلطان حسین بایقرا، پادشاه خراسان و زابلستان، امیر حسین ابیوردى را نزد سلطان یعقوب، پادشاه عراق و آذربایجان به سفارت فرستاد. سفیر، حامل تحف و هدایاى بسیارى از طرف این پادشاه بود، از جمله کلیات دیوان جامى بود که در آن زمان بسیار ارزش داشت. سلطان حسین بایقرا، امر کرده بود که آن را از کتاب خانه سلطنتى خارج کرده و در زمره هدایا قرار دهند. ملاعبدالکریم، کتابدار مخصوص کتاب خانه در موقع برداشتن کتاب اشتباه کرد و به جاى کلیات جامى، فتوحات مکى را که از لحاظ جلد و حجم، بدان بسیار شبیه بود، به امیر حسین تسلیم نمود. امیر بدون آن که کتاب را باز کند، بگرفت و روانه تبریز شد. هنگامى که نزد سلطان یعقوب رسید، سلطان او را بسیار مورد تفقد و نوازش قرار داد و گفت: در این سفر طولانى، قطعا بسیار ناراحتى کشیده‏اید. امیر حسین، چون شدت شوق سلطان را به کلیات جامى شنیده بود جواب داد: در راه همسفرى داشتم که در هر منزل، سر و کارم با آن بود. و از این جهت رنج سفر را احساس نمى‏کردم. سلطان از همسفر پرسید. امیر کلیات جامى را نام برد و گفت در زمره هدایایى است که موظف است به حضور سلطان تقدیم دارد. سلطان یعقوب گفت: بگو بروند و کلیات جامى را بیاورند. امیر کس فرستاد و کتاب را آوردند. چون گشودند، معلوم شد که فتوحات مکى است و دروغ سفیر دیپلمات و سیاستمدار، آشکار شد و نزد دو پادشاه، بلکه دو کشور مفتضح و رسوا گردید و از درجه اعتبار ساقط گشت (به جز راستى هر چه باشد خطاست.)

 

پی نوشت ها:

1) بحارالانوار، ج‏69، ص‏260.

2) مستدرک الوسایل، ج‏9، ص‏295، ح‏10.

3) الکافى ج‏2، ص‏341، باب الکذب، ح‏13. از امیرالمؤمنین (ع) این گونه نقل شده است: من کثر کذبه قل بهاؤه (غررالحکم، ج‏5، ص‏221، و کثرة کذبه المرء تذهب بهاؤه (غررالحکم، ج‏4، ص‏591).

گردآوری: بخش دین و اندیشه آکاایران

زیان اجتماعی دروغ، زیان های اجتماعی دروغ گردآوری توسط بخش اخلاق و عرفان اسلامی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات