آخرین شب زنده داری در شب عاشورا      
 
 امام به همراه اهل بیت و یارانش به عبادت روی آوردند و با دل و جانشان متوجه خدا شدند و بنا به آنچه مورخان می گویند- و لوله ای همچون لوله ی زنبوران داشتند، در حالی که در رکوع و سجود و قرائت قرآن بودند و هیچکدام طعم خواب را نچشیدند...

آخرین شب زنده داری در شب عاشورا - آکا

 آنان به مناجات خدا و تضرع به درگاهش روی آوردند و از او عفو و بخشش می طلبیدند.

شادمانی یاران امام
یاران امام از مژده ی شهادت در خدمت ریحانه ی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شادمان بودند، مورخان در مورد آنان سخنانی را نقل کرده اند که خردها را به شگفتی می اندازد؛ مثلاً «حبیب بن مظاهر» به سوی یارانش خارج شد در حالی که می خندید و در شادمانی فرورفته بود. «یزید بن حصین تمیمی» بر او اعتراض کرده می گوید: «اینک زمان خندیدن نیست؟!».
«حبیب» با ایمانی عمیق به وی پاسخ می دهد: «کدام جایگاه از این به شادمانی شایسته تر باشد؟! به خدا! طولی نمی کشد که این ستمکاران با شمشیرهایشان بر ما خواهند تاخت و آنگاه حورعین را در آغوش می گیریم» (1) .
«بریر» نیز با «عبدالرحمن انصاری» به شوخی پرداخت، او از این کار، در شگفت شد و به وی گفت: «اینک، زمان کار بیهوده نیست!!».
«بریر» به وی پاسخ داد: «قوم من می دانند که نه در پیری و نه در جوانی، کار بیهوده را دوست نداشتم، ولی من به آنچه با آن روبه رو می شویم شادمان هستم، به خدا! میان ما و حورعین فاصله ای نیست جز اینکه اینان با شمشیرهایشان بر ما بتازند و دوست دارم که هم اینک بر ما بتازند» (2) .
در خانواده ی شهدای عالم همانند این ایمان وجود ندارد که از آتشفشانهای عظیم یقین و معرفت و نیت راستین و اخلاصی بزرگ منفجر شده است... آنان به رستگاری در بهشتهای جاودانگی همراه با پیامبران و صدیقان، شادمان شدند و یقین داشتند که به آسوده ترین مرگ، خواهند مرد، به بزرگترین مرگ در تاریخ بشریّت در همه ی نسلها و زمانها.
منبع:سایت عاشورا
ویرایش و تلخیص:آکاایران
 
 


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

شعر شب زنده داری

تبلیغات