086 ـ الی الله تدعون و علیه تدلون و به تؤمونون و له تسلمون

آکاایران: 086 ـ الی الله تدعون و علیه تدلون و به تؤمونون و له تسلمون

آکاایران: تاریخ: یکشنبه 1394/11/11
شارح : محمد محمدی ری شهری
مدت:

تَدْعُونَ : مى خوانید ، دعوت مى کنید ، فرا مى خوانید .[۲]

تَدُلُّون : راه نمایى مى کنید ، مى نمایانید ، دلالت مى کنید .[۳]

تُسَلِّمون : تسلیم مى شوید ، تن مى دهید .[۴]

تَعْمَلُون : عمل مى کنید ، انجام مى دهید ، به کار مى بندید .[۵]

تُرشِدون : ارشاد مى کنید ، راه نمایى مى کنید ، ره نمون مى شوید .[۶]

تَحْکُمُون : حکم مى کنید ، فتوا مى دهید .[۷]

شرح

فلسفه انتخاب اهل بیت علیهم السلام به عنوان معیار ارزشیابى مؤمنان چیست؟ چرا آنان ، دروازه آزمون الهى هستند ، به گونه اى که موفّقیت در این آزمون ، رهایى و سرافرازى است ، و شکست در آن، نابودى و هلاکت است؟

عبارت هاى «إلَى اللّه تَدْعُون» تا «بِقَوْلِهِ تَحْکُمُون» ، پاسخى به این پرسش است. در ادبیات عرب ، رُکن اصلى کلام ، مقدّم مى شود و سپس ، موارد توضیحى ، پس از آن قرار مى گیرد. براى نمونه ، همواره فعل بر فاعل ، و جار و مجرور ، مقدّم مى شود ؛ امّا گاهى براى اغراض ویژه، فاعل یا جار و مجرور ، پیش از فعل ، قرار مى گیرند. یکى از مواردى که تقدّم جار و مجرور بر فعل را جایز مى نماید، اِفاده حَصر است. در مثال مشهور ، براى آن که بگوییم : «تو را مى پرستیم» ، باید جمله «نَعْبُدُکَ» به کار برود ؛ ولى در سوره حمد مى خوانیم: «إیّاکَ نَعْبُدُ» ، که معناى آنْ چنین است: «تنها و تنها ، تو را مى پرستیم» .

در تمام عبارت هاى این بخش از زیارت ، جار و مجرور ، بر فعل ، مقدّم شده است و همین امر ، جایگاه ویژه امامان علیهم السلام را نشان مى دهد.

دعوتگران خالص توحید

دعوت به سوى خدا، هدف ارزشمندى است و از آن در آیات متعدّدى از قرآن کریم ، یاد شده است :

«وَ دَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ .[۸]و خواننده به سوى خدا ، به فرمان او» .

و به مؤمنان ، فرمان داده شده تا دعوت جان فزاى حق را به گوش گیرند.

«اسْتَجِیبُوا... إذا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ.[۹]هنگامى که شما را به چیزى فرا خوانند که زنده تان مى سازد ، پاسخ دهید» .

به پیامبر دستور داده شد تا مردم را به بهترین روش ، به سوى خدا فرا خواند :

«ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَـدِلْهُم بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ.[۱۰][مردم را] با حکمت و پند نیکو ، به راه پروردگارت بخوان و با آنان ، به شیوه اى که نیکوتر است ، گفتگو کن» .

خاندان پیامبر خدا علیهم السلام ، همگى دعوت کننده به سوى خدا بوده اند و چگونگىِ دعوت آنان را در عبارت «الدُّعاة إلَى اللّه »[۱۱]، بررسى کردیم . امّا در این عبارت از زیارت ، «إلى اللّه » بر «تَدْعُون» ، مقدّم شده و معناى آن ، چنین است: «شما ، تنها و تنها به سوى خدا دعوت مى کنید» و به دیگر سخن ، یعنى : شما ، مردم را به سوى خویش نمى خوانید و براى خود ، هیچ نمى خواهید و فقط ، تبلیغ خدا را مى نمایید.

راه نمایان راستین به سوى خدا

عبارت «وَ عَلَیْهِ تَدُلُّون» ، یعنى : «شما ، تنها به سوى او راه نمایى مى کنید» . امامان علیهم السلام ، مردم را به سوى خدا دعوت مى کنند و براى دعوت خویش ، دلیل و برهان مى آورند ؛ زیرا فرا خواندنِ تنها ، مفید نیست ؛ بلکه استدلال قوى و ایمان سازى که بتواند در هنگامه تردیدها ، نجات بخش باشد، روش همیشگىِ پیشوایان دینى است و از این رو ، آنان ، هیچ پرسشى را بى پاسخ ، رها نکرده اند و همواره به فراخورِ حال مخاطب، پاسخى مناسب داده اند و هیچ گاه از جهل مردم ، براى اثبات معارف الهى بهره نبرده اند ؛ بلکه بهترین روش هاى ایمان سازِ پایدار را به کار برده اند .

کاملان در ایمان

عبارت «وَ بِهِ تُؤمِنون» ، یعنى : شما ، تنها و تنها به خدا ایمان آوردید و در تمام عمرتان ، لحظه اى از این باور قلبى ، جدا نشدید و هیچ موجودى را در باطن خویش ، همتاىِ او نیافتید و هر چه را که از سوى حق نازل شد ، تصدیق کردید و در این جهان ، جز خدا هیچ ندیدید.

تسلیم محض خداوند

عبارت «وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ» ، با توجّه به اِعرابى که در نسخه هاى موجود «زیارت جامعه» برایش گذاشته شده ، «تُسَلِّمُون» ، از باب تفعیل ، خوانده مى شود ؛ امّا با عنایت به عبارت هاى بعدى، فعل «تُسْلِمُون» از باب افعال ، روان تر و زیباتر به نظر مى رسد. به هر روى ، مفهوم این عبارت ، آن است که : شما ، فقط در برابر خدا ، تسلیمِ محض شدید و در برابر فرمان هیچ کس ، سر فرو نیاوردید .

خدامحوران در رفتار

عبارت «وَ بِأمْرِهِ تَعْمَلُون» ، یعنى : امامان علیهم السلام ، در میان مردم مى زیستند و نیازهاى ایشان نیز مانند نیازهاى سایر مردم بود ؛ امّا براى رسیدن به خواسته هایشان ، فرمان خدا را در نظر مى گرفتند و تنها به دستورهاى او عمل مى کردند. بنا بر این ، مفهوم «وَ بِأمْرِهِ تَعْمَلُون» ، بیانگر خدامحورى اهل بیت علیهم السلام در رفتار است که ایشان ، در زندگى روزمرّه هم فرمان حق را بر خواسته هاى نفسانى ، مقدّم مى کردند و لحظه اى بر اساسِ فرمان نفسِ خویش ، رفتار نکردند.

ارشاد کنندگان به راه حق

در باره عبارت «وَ إلى سَبیلِهِ تُرشِدُون» ، باید گفت : معناى اصلى رشد، استوارى در راه و داشتن مقصد صحیح است و آن گاه ، براى «هدایت» ، استعمال مى شود و در برابر «غَىّ» ، به معناى گم راهى به کار مى رود:

«قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ.[۱۲]ره یابى [به راه راست] ، از بیراهه ، [جدا شده و] ، نموده شده است» .

یکى از مشتقّات پُرکاربرد این واژه، «ارشاد» به معناى راه نمایى و هدایت کردن است. در این عبارت ، به امامان علیهم السلام مى گوییم: «و تنها به راه حق ، هدایت مى کنید و هر کس از شما راه نمایى بخواهد، بى تردید، هموارترین راه به سوى حق را به او نشان مى دهید و او را به سرمنزل مقصود مى رسانید» .

داوران بر مبناى سخن خدا

مبناى داورى اهل بیت علیهم السلام ، وحى است : «وَ بِقَولِهِ تَحْکُمُونَ» . امامان علیهم السلام ، بارها تأکید کرده اند که هیچ سخنى را از جانب خویش نمى گویند و هر آنچه مى گویند ، از جانب حقّ است.[۱۳]در این عبارت نیز زائر ، خطاب به امام مى گوید : تنها بر مبناى سخن خداوند متعال ، داورى مى کنید و حکم شما، ترجمانِ سخن پروردگار است .

اکنون ، فلسفه انتخاب اهل بیت علیهم السلام به عنوان معیار ارزشیابى ، مشخّص شد. مهم ترین دلیل این گزینش، «خدامحورى» پیشوایان دینى است. آنان ، در تبلیغ و راه نمایى، استدلال ، رفتار ، ارشاد و داورى ، تنها و تنها ، خدا را در نظر مى گرفتند و غیر خدا را در اندیشه و رفتار خود ، راه نمى دادند. از همین رو ، به عنوان معیار ارزیابى مسلمانان ، انتخاب شده اند و آن که به اهل بیت علیهم السلام نزدیک تر باشد ، بى تردید ، به خدا نزدیک تر است .


[۱]در برخى نسخه ها ، «تُسْلِمون» (از باب افعال) آمده ، به این معنا که «سر تسلیم ، فرود مى آورید» .

[۲]«أصل واحد ، و هو أن تمیل الشى ء إلیک بصوت و کلام یکون منک» (معجم مقاییس اللّغة ، ج ۲ ، ص ۲۷۹) .

[۳]«دلّ ... إبانة الشى ء بإمارة تتعلمها ... و الدلیل الإمارة فى الشى ء» (معجم مقاییس اللّغة ، ج ۲ ، ص ۲۵۹) . «الدلالة : ما یتوصل به إلى معرفة الشى ء» (مفردات الفاظ القرآن ، ص ۱۷۱) .

[۴]«الإسلام هو الانقیاد لانّه یسلم من الاباء و الامتناع» (معجم مقاییس اللّغة ، ج ۳ ، ص ۹۰) «والتَّسلیم ، بذل الرضا بالحکم» (لسان العرب ، ج ۱۲ ، ص ۲۹۵) .

[۵]«العین والمیم واللّام ، أصل واحد صحیح و هو عام فى کلّ فعل یفعل» (معجم مقاییس اللّغة ، ج ۴ ، ص ۱۴۵) . «العمل کلّ فعل یکون من الحیوان بقصد» (مفردات الفاظ القرآن ، ص ۳۴۸) .

[۶]«أصل واحد یدلّ على استقامة الطریق» (معجم مقاییس اللّغة ، ج ۲ ، ص ۳۹۸) . «الرشد خلاف الغى ، یستعمل استعمال الهدایة» (مفردات الفاظ القرآن ، ص ۱۹۶) .

[۷]«الحکم بالشى ء أن تقضى بأنّه کذا أو لیس بکذا» (مفردات الفاظ القرآن ، ص ۱۲۶) .

[۸]سوره احزاب ، آیه ۴۶ .

[۹]سوره انفال ، آیه ۲۴ .

[۱۰]سوره نحل ، آیه ۱۲۵ .

[۱۱]ر . ک : ص ۲۳۱ .

[۱۲]سوره بقره ، آیه ۲۵۶ .

[۱۳]ر . ک : ص ۸۰ : «حدیثى حدیث أبى ، و حدیث أبى ...» .

.

منبع : hadith.ir

تبلیغات