آزادى جنسى و روابط نامشروع | ممنوع!

رابطه جنسی نا مشروع

آزادی جنسی ممنوع
«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (نور-2) ؛ هر یک از زن و مردآزادى جنسى و روابط نامشروع | ممنوع!

روابط نامشروع

پیام‏های آیه
آزادی جنسی ممنوع

آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع است. «الزَّانِیَةُ ... فَاجْلِدُوا» ...

نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات زنا، از مردان بیشتر است، بر خلاف دزدى که نقش مردان بیشتر است. به همین دلیل کلمه زانیه قبل از کلمه زانى آمده است. «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی»

تنبیه بدنى مجرم، براى تأدیب او و حفظ عفت عمومى لازم است. «فَاجْلِدُوا»

در روابط نامشروع هر دو طرف به یک میزان تنبیه مى‏شوند. «کُلَّ واحِدٍ»

حدود کیفر باید از طرف خداوند معین شود. «مِائَةَ جَلْدَةٍ»

در مجازات مجرمین، ترحم و تحت تأثیر عواطف قرار گرفتن، ممنوع است.

«لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

محبّت و رأفت باید در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

دین، تنها نماز و روزه نیست حدود الهى نیز از ارکان دین است. «فِی دِینِ اللَّهِ»

صلابت و قاطعیّت در اجراى قوانین، در سایه‏ى ایمان به مبدأ و معاد به دست مى‏آید. «إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

10ـ اجراى حدود نشانه‏ى ایمان به خداست. «إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ»

11ـ مجازات باید به گونه‏اى باشد، که مایه عبرت دیگران شود. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما»

12ـ زناکار، علاوه بر شلاق و شکنجه‏ى جسمى، از نظر روحى نیز باید زجر ببیند. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ» ...

13ـ حضور مردم، اهرمى است براى کنترل قاضى و مجرى. «وَ لْیَشْهَدْ ... طائِفَةٌ»

14ـ از حضور مؤمنان در صحنه، براى نهى از منکر استفاده کنیم. «وَ لْیَشْهَدْ»

15ـ تنها مسلمانان حقّ حضور در مراسم اجراى حدّ الهى را دارند. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

*پیش از ورود اجازه بگیرید!!
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (نور27)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! به خانه‏هایى که منزل شما نیست پیش از آنکه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام کنید، وارد نشوید. این دستور به نفع شماست شاید پند گیرید.»

معناى «استیناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است که به گفته‏ى روایات مى‏تواند با ذکر خدا باشد و یا صداى پا و سلام کردن و امثال آن. (تفسیر نور الثقلین)

شخصى از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) پرسید آیا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟ فرمود:

بله، گفت: در خانه جز او کسى نیست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.

در روایتى دیگر آمده است که پیامبر (صلوات اللَّه علیه) از ورود مردان به خانه زنانى که اولیاى آنان حضور ندارند نهى فرمود. (تفسیر نور الثقلین)

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور کردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست. (تفسیر کبیر فخر رازى)

پیامبر اکرم (صلوات اللَّه علیه) هر گاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ایستاد بلکه سمت راست یا چپ مى‏ایستاد تا نگاه مبارکشان به داخل خانه نیفتد. (تفاسیر کبیر و فی ظلال)

آنچه از آیه برداشت می شود:

اهل ایمان در هر کارى باید از وحى الهى دستور بگیرند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»

امنیّت و آزادى براى ساکنین خانه باید حفظ شود. «لا تَدْخُلُوا» (وارد شدن به خانه دیگران به صورت سرزده، حرام است.)

از مواضع تهمت دورى کنید. «لا تَدْخُلُوا ... ذلِکُمْ خَیْرٌ»

باز بودن در خانه، دلیل جواز براى ورود نیست. «لا تَدْخُلُوا»

مالکیّت افراد محترم است. «لا تَدْخُلُوا»

اوّلین برخوردها باید با محبّت همراه باشد. «تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا»

از هر کارى که در آن احتمال شکستن حریم حیا و حجاب است دورى کنید. «تَسْتَأْنِسُوا»

در ورود به خانه دیگران، تحمیل، تکلّف و احساس سنگینى ممنوع است. (کلمه «تَسْتَأْنِسُوا» به جاى «تستأذنوا»، نشانه‏ى انس، صفا و صمیمیّت است)

وارد شونده باید سلام کند هر که باشد. «تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» آرى، سلام کردن لازم نیست از کوچکترها به بزرگترها باشد.

10ـ مراعات ادب و حقّ دیگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ»

11ـ دستورات الهى را فراموش نکنیم و به یاد داشته باشیم. «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»

12ـ آداب و اخلاق دینى، همان نداى فطرت است لکن فطرت بیدار و هشیار. «تَذَکَّرُونَ»

منابع:
1- تفسیر نور ج 8
2- تفسیر کبیر فخر رازی
3- نهج البلاغه حکمت 252
4- تفسیر نور الثقلین
5- بحار الانوار ج 76
tebyan

گردآوری دین و اندیشه آکاایران
تبلیغات