در شاهین رویایی نیمه دهه 60 یک بک چپ جوان و جنگنده رو شد که ناصر ابراهیمی از تیم جوانان شاهین آورده بودش. مجتبی محرمی. 19 سال بیشتر نداشت. شکورزاده دفاع راست بود و محرمی دفاع چپ و از همان اول چشم ها را خیره کرد. پرنفس، بی نهایت جنگنده و با تکنیک. در آن تیم، امیر قلعه نویی محور شاهین بود و در خط حمله هم کریم باوی و محمود پازوکی و مرتضی یکه بازی می کردند.

مجتبی محرمی


ضیایی، معمار، اردستانی و ... از دیگر بازیکن های آن شاهین پرقدرت بودند که دو فصل نایب قهرمان تهران شد. محرمی برای سربازی عازم نیروی زمینی شدو در کنار نادر محمدخانی این تیم نظامی جوان را به یکی از دوست داشتنی ترین تیم های تهران بدل کرد. او در سال 67 به پرسپولیس آمد.

در همان سال نیز پیراهن تیم ملی را پوشید. جانشین نام هایی مثل اصغر حاجیلو، مهدی دینورزاده و شاهزیدی در سمت چپ دفاع تیم ملی شد. هر دو پیراهن را تا سال ها از تنش خارج نکرد. در سال های 1988 تا 1993 او بهترین بک چپ ایران و شاید آسیا بود. در سال 88 با تیم مرحوم دهداری سوم آسیا شد و در سال با تیم پروین قهرمان بازی های آسیایی. حضور او در سمت چپ دفاع تیم ملی هم به لحاظ دفاعی و هم هجومی نقطه قوت و اطمینان محسوب می شد.

مجتبی محرمی

توانایی های تکنیکی او باعث شد که او در دوره های مختلف بازی در پرسپولیس در پست هایی مثل گوش چپ، هافبک چپ، هافبک میانی و دفاع وسط نیز ظاهر شود. او در 9 فصل حضورش در پرسپولیس محبوب ترین بازیکن قرمزها بود چرا که طرفداران پرسپولیس در وجود او نزدیکترین شمایل را به علی پروین می یافتند اما او در خیلی از موارد شبیه پروین نبود. کافی است وضع مالی این دو مقایسه شود.

از همان دهه 60 خصلت جنگندگی محرمی با خلق و خوی ویژه او در رو کم کردن با حریف مقابل و گردگیری شخصی در میانه زمین ترکیب شد و از او نمونه ای از یک بازیکن پردردسر به تمام معنا خلق کرد. او در اردوی تیم ملی قبل از بازی سرنوشت با چین در مقدماتی جام جهانی همراه با قایقران و نادر محمدخانی به خاطر برخی مسائل اخلاقی از فهرست خط خورد. جانشین او محمد تقوی سمت چپ تیم ملی را به یک اتوبان یکطرفه بدل کرد که در نهایت دو گل از همان سمت خوردیم. در سال 73 در بازی جنجالی با استقلال مشاجره لفظی و فیزیکی (خیلی فیزیکی!) با قلعه نویی و عابدزاده انجام داد که موجب محرومیت طولانی او شد.

در همان دوره در بازی های جام ملت های آسیا در هیروشیما او با راموس بازیکن برزیلی ژاپن و داور سوری درگیر شدو در جنجال آخر بازی، همراه با دو هم باشگاهی دیگرش یعنی کرمانی مقام و فرشاد پیوس اخراج و یک سال هم از بازی های بین المللی محروم شد. در غیاب او در انتخابی جام جهانی پست دفاع چپ به کریم باقری و جواد منافی رسید اما مصدومیت شدید جواد منافی موجب شد تا سمت چپ تیم در نهایت به زوج پرتناوب میناوند و شاهرودی برسد.

مجتبی محرمی

محرمی در جام ملت های آسیا در سال 96 به عنوان کاپیتان به تیم مایلی کهن پیوست و به عنوان دفاع آخر عصای دست حاجی شد و با این تیم به مقام سوم آسیا رسید. او در این زمان، 30 ساله بود. او اما به جام جهانی 98 نرسید و در 31 سالگی عطای بازی در تیم ملی را به لقایش بخشید.

جنجال های اخلاقی محرمی فقط منحصر به داخل زمین نبود. یکی، دو بار گرفتاری های او با نیروی انتظامی با پادرمیانی علی پروین و بقیه رفع و رجوع شد اما مجموعه این اتفاقات راه پیشرفت او را به طور کامل سد کرد. اجازه حضور در دوره های پیشرفته مربیگری را از او گرفتند تا یکی از بهترین دفاع چپ های تاریخ فوتبال ما حالا در 47 سالگی شاهد موفقیت های همدوره ای اش امیر قلعه نویی باشد و خودش تیتر یک مطبوعات باشد که پیگیر احیای او از شر گرفتاری های مختلفش هستند. از اعتیاد تا ...

مجتبی محرمی

بخش هایی از مصاحبه این ستاره سوخته و بامعرفت و جنگجوی تیم ملی را برایتان نقل می کنیم. مربوط به سال 1389

پس این مجتبی محرمی که می گویند این همه پروین برایش ریش گرو گذاشته کلا چهارتا مورد داشته است؟!

- یک کارت قرمز بوده. یک جریان احمدرضا بوده، یک دونه هم همین جریان بیرون از زمین بود، توی خیابان و ... شما الان زن بگیرید، این جرم است؟ خب ما گرفتیم، جرم بود!

- وقتی موقع زن گرفتن من، شب عقدکنان فلان آقا نشسته و دارد خطبه می خواند، ریختند توی خانه، ریختند بین خانواده های عروس و داماد ... آقا به ما گفتند پارتی است! خب این دیگر مغرضانه می شود. شما بگویید.

- آقا اصلا به خاطر موی بلند، من را فرستادند زندان! جدی می گویم. این همه آدم الان موی بلند دارند. ورزشکارها اکثرا موهایشان بلند است. تازه من بعد از دوران بازیگری ام موهایم را بلندکردم ولی باز یک جور دیگر نگاهم می کردند.

مجتبی محرمی

- شما نمی توانید دفاع بازی کنید و راحت بازی کنید. خوب است شما خودتان بازیکن بوده اید. خیلی از خبرنگارها هستند که پایشان هم تا به حال به توپ نخورده. مگر می شود من دفاع بازی کنم و ... نمی شد که همه توپ ها را بزنی. هزاری هم که خوب باشی بالاخره یک جا یکی جوانتر است، تکنیکش بیشتر است یا حتی خسته شده ای، آسیب دیده ای...

- شهرک اکباتان یکی از دوستان ما شیطنت کرد، از این ترقه ها... کبریت ها... انداخت توی شهرک اکباتان بعد پسره که رد می شد به ما یک چیزی گفت. اتین رفیق ما هم چیزی نگفت.

به من برخورد! گفتم حالا انداخته که انداخته! یکدانه هم من خودم انداختم! بعد آمد جلو درگیر که شدیم من دیدم بالاخره اینها هم هستند، 10 تا که بیشتر نیستند. دو دقیقه بعد داور و برم کسی نبود و آنها 100 نفری من را می زدند! این بود که فقط افتادیم زمین، کتک را که خوردیم بلند شدیم آمدیم خانه. بدنم گرم بود. می گویند آدم متوجه نمی شود. بعدا دیدم پشتم درد می کند. گفتم حتما لگدی، چیزی خورده. لباسم را درآوردم دوش بگیرم، دیدم صورتی شده! با چاقو زده بودند! این است که می گویم کتک هم خورده ایم.
روزنامه هفت صبح
گردآوری بیوگرافی اکاایران

شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

تبلیغات