روزنامه شرق: در بعدازظهر یکی از آخرین ‌روزهای پاییزی سال 1392 به بهانه نزدیک‌شدن به سالروز تولد 80سالگی استاد اکبر
گلپا: سیاسی نیستم اما به روحانی ارادت دارم اکبر گلپایگانی,گلپا


اکبر گلپا: سیاسی نیستم اما به روحانی ارادت دارم اکبر گلپایگانی,گلپا


برای روشن‌شدن موضوع یک مثال می‌زنم؛ ما شاگرد مدرسه نظام و دانشکده افسری بودیم و شما عکس‌هایش را امروز در‌خانه ما دیدید. در مدرسه نظام و دانشکده افسری سلسله‌مراتب ترقی از سرجوخگی به گروهبانی، ستوانی، سروانی، سرگردی، سرهنگی، سرلشکری، سپهبدی و ارتشبدی به ترتیب طی می‌شود. همه کسانی که در برنامه «گلها» بودند در کار خودشان ارتشبد محسوب می‌شدند. ما تا ارتشبدی رفته‌ایم من احساس می‌کردم وظیفه و دینم را به وطنم ادا کرده‌ام و از این‌رو کنار کشیدم.

‌آخرین برنامه‌تان در رادیو در چه تاریخی اجرا شد؟

آخرین برنامه‌ای که من در رادیو ضبط کردم برای بهار بود که دی 57 اجرا شد و عنوانش «بوی گل و بانگ مرغ برخاست» بود که پرویز یاحقی، فضل‌الله توکل و امیرناصر افتتاح نیز در این برنامه همکاری می‌کردند.

من یک‌روز در دوبی به‌همراه همسرم و آقای حشمت مهاجرانی و علی کریمی ‌رفتیم ناهار بخوریم. من به علی کریمی‌ گفتم اوضاع و احوالت و وضعیت حرفه‌ای‌ات در این سن و سال چگونه است؟ گفت ببین آقای گلپا: سیاسی نیستم اما به روحانی ارادت دارم اکبر گلپایگانی,گلپا


موسیقی ما موسیقی تعزیه، موسیقی جنگ، موسیقی شاد و انواع دیگری از موسیقی است؛ باید ببینید مردم چه می‌خواهند. وقتی شما در مجلسی نشستید و می‌خواهید چیزی اجرا کنید، باید ببینید آن مجلس شاد است یا مجلس عزای کسی است؛ به شعر و موسیقی باید دقت کنید.

بلبل و قناری هم می‌خوانند و صدایشان هم بسیار زیبا است. اما یک وقتی هست که شما مانند قدیم‌ها وقتی به اوشان می‌روید از ساعت هفت‌شب جیرجیرک‌ها شروع به جیرجیر می‌کنند و از این فضا لذت می‌برید؛ صدای بلبل و قناری زیباست ولی در این فضا صدای جیرجیرک لذتبخش است. پس شما باید بدانی برای چه مجلسی قرار است اجرا کنی.

بعدها حتی آمدند و گفتند تحریر هم نمی‌شود زد. آواز بدون تحریر یعنی چه؟ مگر آواز بدون تحریر می‌شود؟ خب، این چه کاری است اگر یک خانم یا آقا را با صدای قشنگی بیاورید که آن شعر دکلمه کند که خیلی بهتر می‌شود.

تازه بعد از آن آمدند و گفتند تحریر 9تا است. من در کتابم هم نوشته‌ام تحریر از روی «الف» تا آخرین حرف یعنی «ی» می‌تواند استفاده شود. تحریر‌هایی هم که روی هر یک از این حروف می‌زنید با یکدیگر فرق می‌کند. این یک علم است.

‌شما حدود 17سال فقط و فقط آواز می‌خواندید و پس از آن به یکباره سمت اجرای ترانه و تصنیف هم رفتید. این رویکرد چه دلیل خاصی داشت؟

در آن زمان خواندن ترانه نیاز مردم بود. تازه من چیزی را به وجود آوردم که هنوز به‌خوبی باز نشده است. من بعد از اینکه شروع به خواندن ترانه کردم، دیدم هنوز فاصله دیگری میان ترانه و آواز وجود دارد که رومانس بود. همان قطعه «تصورهای باطل...» را اگر گوش کنید، تازه شروع به فکرکردن می‌کنید که چه می‌گوید.

الان دیگر نوبت جوان‌ترها است؛ امثال گلپا: سیاسی نیستم اما به روحانی ارادت دارم اکبر گلپایگانی,گلپا


‌نظرتان در مورد صدای محمد گلریز چیست؟

صدای بسیار خوبی دارد. اولا که موسیقی را به‌خوبی می‌شناسد و بر خلاف اطلاعاتش تاکنون ندیدم ادعایی داشته باشد. محمد شاگرد حسن گلپایگانی یکی دیگر از برادرانم که خودش ردیف‌دان معتبری است، بوده. البته هر وقت نورعلی‌خان به‌خانه ما می‌آمد پشت در می‌ایستاد و استفاده می‌کرد ولی در اصل شاگرد حسن گلپایگانی بوده است. جاهایی می‌رود و کارهایی می‌کند که من به محمد افتخار می‌کنم. شاید اگر بداند من اینها را می‌گویم ناراحت شود. مغز و خطش یک جور است و هر کسی یک جور خداوند را عبادت می‌کند. ما هم بنده او هستیم. یک آمریکایی هم وقتی در یک صحنه رانندگی ترمز می‌کند می‌گوید مای‌گاد. اوست که همه چیز را می‌داند.

‌شما آثار خصوصی خوبی هم دارید. اینها را منتشر نمی‌کنید؟

خب، با هنرمندانی چون پرویز یاحقی، فرهنگ شریف، رضا ورزنده، حبیب‌الله بدیعی و مرتضی‌خان محجوبی آثاری دارم. اولین آوازی هم که خواندم دعوت شدم منزل مرتضی‌خان محجوبی که آقای حسین تهرانی، علی تجویدی، سعادتمند قمی، علی دشتی، رهی‌معیری هم بودند که من اولین آوازم را بعد از اینکه از دانشکده افسری بیرون آمدم آنجا خواندم. همان‌جا هم بود که مرحوم پیرنیا من را به برنامه گلها دعوت کرد. آن زمان من 18سالم بود.

آثار خصوصی برای خود من ارزشی دارد که با هیچ‌چیز قابل قیاس نیست، مثلا آقای بدیعی همین‌جا به آقای شریف گفت حالش را داری شوری به پا کنیم؟ و بعد اجرای خوبی با هم داشتیم. از این دست آثار زیاد دارم. یک آواز راست پنجگاه هم دارم که در شب تولدم اجرا کردم و آقای جلیل شهناز و جهانگیر ملک هم ساز زدند. شعر این راست پنجگاه هم«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد» است؛ همه هنرمندان بودند. البته خودم این آواز را ندارم و دنبال این آواز هستم که گیرش بیاورم.

‌این آوازها قطعا می‌تواند الگوهای خوبی برای نسل امروز آواز ما باشد.

از این دست آثار زیاد داشته‌ام و متاسفانه در حال حاضر بدون اجازه من از ماهواره‌ها دارند این آثار را پخش می‌کنند. چیزهایی هم همراه با پخش این آثار می‌گویند که امکان دارد خدای‌نکرده به برخی هنرمندان بربخورد. به هر حال من اعتقاد دارم هر هنرمندی جایگاه خودش را دارد.

‌و در پایان اینکه در فضای جدیدی که پیش آمده آیا افق روشنی برای موسیقی و هنر می‌بینید؟

من اصلا آدم سیاسی نیستم ولی این آقای روحانی حرفی زده که من به ایشان ارادت پیدا کرده‌ام. ایشان گفته ما می‌توانیم همه چیز را درست کنیم و می‌توانیم جلو برویم و باید خلق کنیم. من از این حرف خیلی خوشم آمد. ایشان نمی‌گوید ما باید موسیقی‌مان را از 700سال قبل بگیریم. مگر می‌شود توی اتوبان سوارشتر یا الاغ شوید. مگر می‌شود همه کارها پیشرفت کند اما موسیقی به 700سال قبل برگردد؟ مرغ سحر در دوره خودش خیلی خوب بوده اما امروز ما باید مرغ‌سحرهای بیشتری بسازیم. انتظارم هم این است.

 من نه نیازمند شغلی هستم و نه نیازمند پولی؛ حتی به من می‌گویند بیا برایت بزرگداشت بگیریم که همیشه گفته‌ام این را هم نمی‌خواهم. من انتظار دارم آنچه گفته شده عمل شود و به این جوان‌ها کمک کنند. امیدوارم موسیقی به جلو برود و مرغ‌سحرهای دیگری را به وجود بیاوریم. همیشه گفته‌ام بهترین افتخارم این بوده که بهترین نوازنده‌ها همراهم بوده‌اند و وجود این افراد باعث شده که من به اینجا برسم.

همچنین بخوانید : فرهاد و داریوش اقبالی سیاسی نبودند!
گردآوری بیوگرافی آکاایران
گردآوری توسط بخش بیوگرافی شعرا،بیوگرافی خواننده ها، نویسندگان سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات