شرح شورانگیز عشق شهریار - بیوگرافی شعرا ، بیوگرافی نویسندگان ، بیوگرافی خواننده ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شرح شورانگیز عشق شهریار ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

شرح شورانگیز عشق شهریار
 
دیرزمانى است که نام شهریار بر تارک و فرقدان ادب و شعر و هنر پارسى همچون نگینى خودنمایى مى‌کند و پیوندى استوار و ناگسستنى با آن دارد. استاد شاعرى که سالها با یکه‌تازى در میدان توحید و وادى عرفان ثمره اشعارش هم اکنون زینت‌بخش محافل خاص و عام ماست. رند پیر عالم‌سوزى که هبه شهریاریش را از کف عطاى خواجه شیراز برگرفته بود و همچون مراد خود زمزمه غزل‌هایش عشق را در رگها به جوش مى‌آورد، گرانقدرى که غزل على اى هماى رحمتش او را فارغ از زمان و مکان نمود و در ابتداى ابد وانتهاى ازل جایش داد...

شرح شورانگیز عشق شهریار
شرح شورانگیز عشق شهریار

       پدرش سیداسماعیل موسوى معروف به حاج امیرآقا خشگنابى از مجتهدین و وکلاى برجسته آذربایجان، مردى فاضل، خوشنویس، کریم الطبع و با ایمان بود که در سال 1313هـ .ش دار فانى را وداع گفت و در قم به خاک سپرده شد. سیدمحمدحسین خواندن و نوشتن را در مکتب خانه قریه زادگاهش با گلستان سعدی، نصاب قرآن و حافظ آغاز کرد و از محضر پدر دانشمند خود و سپس مرحوم امیرخیزى بهره‌هاى فراوان برد. وى تحصیلات متوسطه خود را در تبریز و دارالفنون تهران به پایان رساند و در سال 1303 وارد مدرسه طب (دانشکده پزشکى امروز) شد. پنج سال در این دانشکده به تحصیل مشغول شد اما در ماههاى آخر به علت پیشامدهاى عاطفى از ادامه تحصیل منصرف شد و کمى قبل از اخذ مدرک دکترا، پزشکى را رها کرد. وى این شکست و ناکامى عشق را موهبتى الهى مى‌داند که باعث شد از عشق مجازى به عشق حقیقى و معنوى برسد. شهریار بعد از ترک تحصیل به خراسان رفت و به خدمات دولتى پرداخت و در اداره ثبت اسناد نیشابور مشغول به کار شد و در آنجا نقاش بزرگ کمال الملک را ملاقات کرد و مثنوى معروف “زیارت کمال الملک” را سرود. سپس بعد از آن مدتى به تهران منتقل شد و پس از چند بار تغییر شغل و سمت در بانک کشاورزى به کار پرداخت. با آنکه این کار را هم دوست نداشت تا ایام بازنشستگى به همین خدمت مشغول بود.        

استاد شهریار در اوایل جوانى و آغاز شاعرى “بهجت” و نیز “شیوا” تخلص مى‌کرد ولى به علت ارادت قلبى و ایمانى که در همان کودکى و نوجوانى به خواجه شیراز داشت براى یافتن تخلصى درویشانه به دیوان حضرت تفالى زد و دوبار کلمه شهریار آمد:

دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق حافظ
که چرخ این سکه دولت به نام شهریاران زد
غم غریبى و محنت چو بر نمى‌تابم
روم به شهر خود و شهریار خود باشم

استاد شهریار طبع خود را در انواع قالب شعرى آزموده است از جمله غزل، قطعه، رباعی، قصیده، مثنوى و حتى اشعار بسیارى را در زمینه شعر جدید (نیمایی) دارد ولى آنچه که باعث پرواز روح سبکسار ایشان به عوالمى بالاتر از مادیات مى‌شود همان روح جادویى غزل است چنان‌که بیشتر دیوان او را همین غزل‌هایى تشکیل داده است که با ظرافت خاص خود و استخدام به جاى لغات به واقع هر خواننده و شنونده‌اى را غرق در زیبایى و وجاهت خود مى‌نماید. کمترکسى است که با غزل آسمانى “على اى هماى رحمت” آشنا نباشد و همچنین منظومه حیدربابا که آن را یکى از شاهکارهاى ادبى زبان ترکى به شمار مى‌آورند. علاقه و ارادتى که شهریار به‌ لسان الغیب داشت باعث شده است که بیش از هر شاعر دیگر خود ایشان و بالتبع اشعارش متاثر از خواجه شیراز باشد به طورى که کسوت حافظ قرآن بودن را که به ایشان نسبت داده‌اند فى‌الواقع جامه‌اى است برازنده ایشان و اشعار گهربارش.
در سال 1333 مرگ مادر عزیزش او را داغدار مى‌کند. کسى که اولین چکامه‌ها و لطافت شاعرى را در وجود او مى‌نهد چندان‌که خود استاد نیز در این باره اعتقاد داشت که اولین خشت این عمارت عظیم را مادرش با ترانه‌هاى ترکى که در کودکى براى او مى‌خوانده نهاده است. تلخ‌ترین خاطره او در زندگى همین جدایى است و استاد در رثاى او شاهکار ماندنى “اى واى مادرم” را مى‌سراید. پس از فوت مادر راهى دیار تبریز مى‌شود و در آنجا با نوه عمه‌اش ازدواج مى‌کند و در منزلى که با کمک خواهرش و وام بانکى خریدارى مى‌کند سکنى مى‌گزیند.
وى علاقه‌اى مفرط به موسیقى و خوشنویسى داشت و در جوانى سه تار مى‌نواخت، آن گونه که استاد بى‌بدیل، ابوالحسن صبا را متاثر مى‌کرد. چنان‌که گفته است:


شرح شور انگیز عشق شهریار
در غزل مى‌پیچد و سیم سه تار


سادگى و عمومى بودن زبان و تعبیر، یکى از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است. از این رو شعر او براى همگان مفهوم و مانوس و نیز موثر است. از خصوصیات بارز شعر این استاد گرانمایه انتخاب واستخدام لغات و تعبیرات عامیانه و پیاده کردن آنها در شعر مى‌باشد. این شاعر گرانقدر در زمان حیات خود پذیراى بسیارى از شیفتگان ادب و هنر از اقصى نقاط ایران بودند که به دیدار ایشان مى‌رفتند تا محضر این استاد مهربان، رئوف، باایمان و ساده‌زیست را درک کنند و از وجودش که سالها درویشانه زیسته بود بهره‌هاى فراوان ببرند.
و سرانجام نیز همچون زندگى آکنده از غربتش در 27 شهریور سال 1367 در بیمارستان مهر تهران همچنان‌که خود گفته بود؛


شهریارا بى‌حبیب خود نمى‌کردى سفر
این سفر راه قیامت مى‌روى تنها چرا
 
ویرایش وتلخیص:آکاایران

شرح شورانگیز عشق شهریار گردآوری توسط بخش بیوگرافی شعرا،بیوگرافی خواننده ها، نویسندگان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات