بزرگداشت استاد شهریارشعر عطیه الهی است - بیوگرافی شعرا ، بیوگرافی نویسندگان ، بیوگرافی خواننده ها

 بزرگداشت استاد شهریارشعر عطیه الهی است

شعر، شاخه ای از چشمه سارانِ حکمت است؛

که خداوند به هرکس، بنا به استعداد و ظرفیّت او، جرعه ای از آن را عطا می کند که «أنّ من الشعرِ لحکمة»

شعر، شهود است.

شعر، ارتباط بی واسطه با جهان است...

بزرگداشت استاد شهریارشعر عطیه الهی است
 بزرگداشت استاد شهریارشعر عطیه الهی است

شعر، گفتگو با اشیا است.

شعر، کشفِ دقایق طبیعت است.

شاعر، در لحظه سرایش، در معرض تابش شعور و معرفت قرار دارد.

پیامبر فرموده است: «الشعراء تلامیذ الرحمان؛ شاعران شاگردان پروردگار هستند.»

شاعر کیست که این گونه بی شایبه به عشق ورزیدن به انسان و جهان بر می خیزد؛ و پله پله مراتبِ بینش را می پیماید؟

شاعر، با شعرِ خود، حجمِ آگاهی مردمان را گسترش می دهد.

اگر شعر نبود، رؤیا نبود، خیال نبود، زبان نبود...

و می دانیم که اولین شاعر حضرت آدم علیه السلام بود،

در سوگِ مرگ فرزندش، مرثیه سرود.

از دلتنگی هایت بگو!

شاعر سرود، با واژه هایی گلچین شده از آسمان!

شاعر سرود، به اجازه عشق، به زبان و لهجه عشق

شاعر، رسول واژه ها شد و عشق، تنها الهام بخش شعرهایش.

نسیم، تعهدهای دل انگیز را از بر شد، به هرجا که رسید زمزمه کرد و به گوش دشت ها و جنگل ها و کوه ها و دریاها رساند.


لب فرو مبند، شاعر، که هنوز واژه های بسیاری، در انتظار شعر شدن هستند و غزل های بسیاری در اندیشه سرود شدن.

سکوت و تغزّل را در هم می آمیزی؟! سکوت کرده ای و حال آن که صدایت جهان را به وجد می آورد.

سکوت کرده ای، حال آن که، شعرهایت، زمزمه همیشه روزگار شده است. بخوان! دوباره از دلتنگی هایت بگو.

این نجوای غریبی «حیدر بابا»ست که دلتنگ نغمه های آسمانیِ توست از کوه های پوشیده از برفت گرفته تا دشت های پر از آهوان خوش خط و خال؛ از چشمه سارها گرفته تا دخترکان کوزه بر دوش، از سرسبزی شمال گرفته تا خونگرمی جنوب؛ همه و همه، نغمه پرداز غزل های تواند... .


یک عمر تو برای دنیا، برای حیدر بابا، از تنهایی ات سرودی، از دلتنگی هایت حرف زدی و اینک حیدر بابا ـ دنیا ـ برای تو می خواند، با تو حرف می زند؛ از تنهایی اش، از دلتنگی بی اندازه اش جنس واژه هایت، چه قدر با واژه هایم فرق دارند، شاعر!

بگو بدانم، تو شعر را می سرایی یا شعر تو را، تو غزل را بر می گزیدی یا غزل تو را؟ کدام لحظه، لحظه دل کندنت از خاک و پیوستن تو به افلاک بود که این طور سخن مَلامت و شور کلماتت با همه فرق دارد.

اندوهش را واژه واژه، غزل سرود،

صدایش پرسوز بود و غزل هایش پرسوزتر.

ناله هایش را، دلتنگی های را، احساس هایش را می سرود و می نوازد.

صدایش به زخمه چنگی می مانست که احساس های پاک و نجیب را به همدلی فرا می خواند...

عاشقانه های زیبایش، غزل های خفته در دشت ها را به رقص می آورد.

صلابت نغمه هایش، قلّه های فرو رفته در برف را به بیداری دعوت می کرد.

اندوه رها در سخن غریبانه اش، سنگ را به گریه می آورد.

این طور بود که انتخاب شد،

عشق فهمید، روح بلندی دارد.

عشق دید، قلب شاعر، لایق عاشقانه تپیدن است.

عشق، صدایش را شنید و غزل هایش را پسندید.

عشق، اندوه شاعر را ستایش کرد و او را برگزید...

و شاعر، برای همیشه، نغمه پرداز آستان قدس عشق شد و شهریار لقب گرفت عشق، در تار و پود غزل هایش رخنه کرد، در میان واژه ها رسوب کرد، از نفس قدسی اش، در کالبد شعرهایش دمید و حال و هوای شعرها را عوض کرد...

لب فرو بسته ای، شهریار، ای همای غزل های ناب و دل انگیز!

برخیز و جهان را به غزلی عارفانه مهمان کن!

برخیز و دوباره بخوان به نغمه ای آسمانی، «علی ای همای رحمت» را تا یک جهانْ دلِ عاشق را حیران و سرگردان کنی!

شعر از زبان تو شنیدن دارد،

برخیز و ببین که شعرهایت «بیت بیت، بر اذهان و یادها، نقش بسته است.
 
ویرایش وتلخیص:آکاایران

بزرگداشت استاد شهریارشعر عطیه الهی است گردآوری توسط بخش بیوگرافی شعرا،بیوگرافی خواننده ها، نویسندگان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات