استاد شهریار - بیوگرافی شعرا ، بیوگرافی نویسندگان ، بیوگرافی خواننده ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد استاد شهریار ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران : سرزمین پارس را در بیشتر جهان به شعر و ادبیات آن می شناسند. کشوری که دارای شاعران بزرگی همچون فردوسی ، مولانا و خیام بوده و کم نیستند شاعران معاصری که محبوبیت فراوانی به پاس ادبیات فوق العاده ای که در اشعار خود استفاده کرده اند به دست آورده اند مانند نیما یوشیج و سید محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار شاعری بزرگ از خطه آذربایجان و شهر تبریز که به دلیل شعرهای فوق العاده خود که به زبان های ترکی آذربایجانی و فارسی سروده است معروف شده است . به پاس هنرها و اشعار این شاعر فقید روز درگذشت وی را روز شعر و ادب فارسی نام گذاری کرده اند . در این سری از مقالات بیوگرافی آکاایران زندگی نامه استاد شهریار را برای شما آماده کرده ایم تا بیشتر با این استاد بزرگ آشنا شوید.

استاد شهریار
 
به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد سید محمد حسین شهریار:

فرزند آقا سید اسماعیل موسوی، معروف به حاج میرآقا خشکنابی، در سال ۱۳۲۵ هجری قمری (شهریور ماه ۱۲۸۶ هجری شمسی)، در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع در چای کنار، چشم به جهان گشود
در سال ۱۳۲۸ هجری قمری، که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود، پدرش او را به روستای قیش قورشاق و خشکناب منتقل کرد و دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد...

استاد شهریار,بیوگرافی استاد شهریار,بیوگرافی محمد حسین بهجت تبریزی

شهریار

 

منظومه ی «حیدربابا» مولود آن خاطرات است. در سال ۱۳۳1 هجری قمری، پدرش او را برای ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نمود و در سال ۱۳۳۲ هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید. در همین سال، اولین شعر رسمی خود را سرود. سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخت و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نکرد که بعدها کتابت قرآن ثمره همین تجربه می باشد.
در سیزده سالگی، اشعار شهریار، با تخلص «بهجت»، در مجله ادب به چاپ می رسد. در بهمن ماه ۱۲۹۹ شمسی، برای اولین بار به تهران مسافرت می کند و در سال ۱۳۰۰، توسط لقمان الملک جراح، در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص به بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفأل از حافظ می گیرد:
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم
به نقل از سایت آکاایران : شهریار، از بدو ورود به تهران، با استاد ابوالحسن صبا آشنا می شود و نواختن سه تار و مشق ردیفهای سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او، همزمان با تحصیل در دارالفنون، به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد. در سال ۱۳۰۳، وارد مدرسه طب می شود و از این پس زندگی شورانگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می گردد. در سال ۱۳۱۳، زمانی که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشکنابی، به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود.

استاد شهریار,بیوگرافی استاد شهریار,بیوگرافی محمد حسین بهجت تبریزی

تصاویر استاد شهریار


شهریار شعر فارسی و ترکی را با مهارت تمام می سراید و در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر جاودانه خود «حیدربابایه سلام» را خلق می کند و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جمهوری های شوروی سابق به ۹۰ درصد زبانهای موجود ترجمه و منتشر شده است.
در تیرماه ۱۳۳۱، مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه ۱۳۳۲، به تبریز می آید و با یکی از منسوبین خود، به نام خانم عزیزه عمید خالقی، ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای شهرزاد و مریم و هادی هستند.
در حدود سالهای ۱۳۴۶، شروع به نوشتن قرآن به خط زیبای نسخ نمود که یک ثلث آن را به اتمام رساند. در این زمان، دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز، موفق به خلق اثر ارزنده «سهندیه» در رمانتیک ترکی می شود. در سال ۱۳۵۰، مجدداً به تهران مسافرت می کند و تجلیلهای متعددی از شهریار به عمل می آید.
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳، تجلیل باشکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار، به لحاظ سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیرمؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام، به «شاعر اهل بیت(ع)» شهرت یافته است.
او پس از یک دوره بیماری، در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷، دار فانی را وداع گفت و در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

 

استاد شهریار,بیوگرافی استاد شهریار,بیوگرافی محمد حسین بهجت تبریزی

استاد شهریار

برخی از اشعار:

تـلخ ترین خاطره ی زندگی شهریار، به قلم خودش، مرگ مادرش بود که در روز 31 تـیرماه 1331 اتـفاق افـتاد.

غم عظیم فقدان مادرش در منظومه وای مادرم به خوبی نمایان شده است:

می آمدیم و کـله من گیج و منگ بود

انگـار جـیوه در دل من آب می کـنند

پـیـچـیده صحـنه های زمین و زمان به هـم

خاموش و خوفـناک هـمه می گـریختـند

می گـشت آسمان که بـکوبد به مغـز من

دنیا به پـیش چـشم گـنهـکار من سیاه

یک ناله ی ضعـیف هـم از پـی دوان دوان

می آمد و به گـوش من آهـسته می خلیـد:

تـنـهـا شـدی پـسـر!


در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم
باور مکن که طعنه ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می کشم

2
شمعی فروخت چهره که پروانه ی تو بود
عقلی درید پرده که دیوانه ی تو بود
خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست
خود جرعه نوش گردش پیمانه ی تو بود
پیرخرد که منع جوانان کند ز می
تابود خود سبو کش میخانه ی تو بود
خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر
ته سفره خوار ریزش انبانه ی تو بود
تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل
هر جا گذشت جلوه ی جانانه ی تو بود
دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو
مرغان باغ را به لب افسانه ی تو بود
هدهد گرفت رشته ی صحبت به دلکشی
بازش سخن ز زلف تو و شانه ی تو بود
برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک
کورا هوای دام تو و دانه ی تو بود
بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز
هر چند آشنا همه بیگانه ی تو بود
همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار
تا بانک صبح ناله ی مستانه ی تو بود

استاد شهریار,بیوگرافی استاد شهریار,بیوگرافی محمد حسین بهجت تبریزی

زندگی نامه استاد شهریار


3
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست
متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست
نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست
لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست
غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه ی شحنه به شاه کردنست
عهد تو (سایه) و (صبا) گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه ی لطف آله کردنست
گاه به گاه پرسشی کن که زکوة زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست
بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه ی آب زندگی توشه راه کردنست
خود برسان به شهریار ایکه درین محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

 

استاد شهریار,بیوگرافی استاد شهریار,بیوگرافی محمد حسین بهجت تبریزی

زندگی نامه استاد شهریار

 

4
قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس
کس از دور فلک دستی نبرد از بدبیاران پرس
جوانی ها رجزخوانی و پیریها پشیمانی است
شب بدمستی و صبح خمار از میگساران پرس
قراری نیست در دور زمانه بی قراران بین
سر یاری ندارد روزگار از داغ یاران پرس
تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده
شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی
حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
عروس بخت یکشب تا سحر با کس نخوابیده
عروسی در جهان افسانه بود از سوگواران پرس
جهان ویران کند گر خود بنای تخت جمشید است
برو تاریخ این دیر کهن از یادگاران پرس
به هر زادن فلک آوازه ی مرگی دهد با ما
خزان لاله و نسرین هم از باد بهاران پرس
سلامت آنسوی قافست و آزادی در آن وادی
نشان منزل سیمرغ از شاهین شکاران پرس
به چشم مدعی جانان جمال خویش ننماید
چراغ از اهل خلوت گیر و راز از رازداران پرس
گدای فقر را همت نداند تاخت تا شیراز
به تبریز آی و از نزدیک حال شهریاران پرس

ویرایش وتلخیص:آکاایران


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله استاد شهریار شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

اشعار استاد شهریار

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات