زندگینامه جان هیوستن - بیوگرافی کارگردان ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد زندگینامه جان هیوستن ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

زندگینامه جان هیوستن
 
«جان هیوستن» کارگردان و سناریست افسانه ای عالم سینما و خالق آثار کلاسیک ارزشمندی چون «شاهین مالت»، «گنج های سیرامادرا» و «جنگل آسفالت» در چنین روزی، پنجم ماه اوت ۱۹۰۶ از «والتر هیوستن» بازیگر و «ری گور» خبرنگار در «نوادا» دیده به جهان گشود و تنها تا شش سالگی لذت زندگی در خانواده را تجربه کرد...

جان هیوستن,فیلم جان هیوستن,مردگان جان هیوستن,[categoriy]

 با جدا شدن پدر و مادرش وارد زندگی جدیدی شد که به دو بخش کاملا مجزا تقسیم می شد. بخشی از آن به همراه پدر و در تورهای نمایشی گذشت. بخش دیگر به همراه مادرش در میادین ورزشی طی شد. او که از اوان کودکی با بیماری های مختلفی دست به گریبان بود، در ۱۲سالگی برای معالجه نارسایی قلبی و ناراحتی کلیوی تحت درمان قرار گرفت و شاید به دلیل همین ناراحتی های جسمانی و زندگی پرفراز و نشیب بود که «هیوستن» صاحب اراده و شخصیتی بسیار محکم شد که رد پای آن تا آخرین لحظات زندگی وی دیده می شود.
«جان» پس از بهبودی و ترک بیمارستان برای ادامه تحصیل به مدرسه بازگشت و بلافاصله در تیم بوکس مدرسه ثبت نام کرد و پس از مدتی آنقدر به این ورزش علاقه مند شد که حتی اخراج از دبیرستان نیز خللی در تصمیم او برای بدل شدن به یک بوکسور تمام عیار وارد نکرد و در همان سال موفق شد عنوان بهترین بوکسور مسابقات نیمه حرفه ای کالیفرنیا را از آن خود کند و بدین ترتیب به آرزویی که بر روی تخت بیمارستان در سر خود پرورانده بود جامه عمل پوشاند. او که تحصیلات مقدماتی اش نیمه تمام مانده بود، در این دوران به ادبیات و نقاشی علاقه مند شد و به سر کلاس های نقاشی در لس آنجلس و نیویورک حاضر شد. دو شهری که چندی بعد شاهد اولین بازی های «جان» در صحنه تئاتر بودند.
«جان هیوستن» در ۱۹سالگی راهی مدرسه نظام شد و طی دو سال حضورش در «مکزیکو» اسب سواری را به خوبی فرا گرفت و پس از بازگشت به نیویورک اولین داستان کوتاه خود را در مجله ای که مادرش زمانی در آنجا مشغول به کار بود، به چاپ رسانید و طولی نکشید که به واسطه نفوذ پدرش به عنوان نمایشنامه نویس راهی هالیوود شد و در سال های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ دو نمایشنامه برای فیلم های House Devided A و «نظم و قانون » نوشت که در هر دو آنها پدرش به ایفای نقش پرداخت.
«هیوستن» با این دو نمایشنامه به شهرتی زودهنگام رسید. اما همان طور که در زندگینامه خود زندگی خود را «پرماجرا، پرمخاطره و غیرقابل پیش بینی» توصیف می کند، جریان موفقیت او با یک حادثه ناگوار رانندگی که منجر به مرگ زنی شد، از حرکت ایستاد و با وجود اثبات بی گناهی هالیوود را ترک کرد و یک سالی را در لندن و پاریس گذراند و تا پنج سال بعد به هالیوود بازنگشت. «هیوستن» در سال ۱۹۳۷ در سن ۳۱سالگی به هالیوود بازگشت و چندین سال به فیلمنامه نویسی اشتغال داشت تا اینکه در سال ۱۹۴۱ اولین قرارداد کارگردانی خود را برای فیلم «شاهین مالت» منعقد کرد. فیلمی که هنرپیشگانی بزرگ چون «همفری بوگارت»، «ماری استور»، «سیدنی گرین استریت» و «پیتر لور» در آن شرکت داشتند. «هیوستن» فیلمبرداری پروژه را در عرض هشت هفته به پایان رسانید و ۳۰۰ هزار دلار عایدش شد و این سرآغاز زندگی هنری کارگردانی بود که تا چهار دهه بعد توانست طرفداران و مخاطبان بسیاری را به آثار خود جلب کند. اثر سینمایی بعدی او «گنج های سیرامادرا» به سال ۱۹۴۸ تهیه شد که دو جایزه اسکار بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی را برای «جان هیوستن» به ارمغان آورد. «جنگل آسفالت» در سال ۱۹۵۰ بر روی پرده نقره ای سینما نقش بست که داستانی بی نظیر از جنایت و فساد را به تصویر می کشد. با اینکه بسیاری از کارگردانان معاصر «هیوستن» او را به سطحی نگری در سینما متهم می کردند اما صاحب نظران مطرحی در مقابل وجود داشتند که حتی معمولی ترین آثار «هیوستن» را نیز پر از نکات جذاب و جالب می دانستند. شهرت فراوان «جان هیوستن» در دهه ۶۰ به واسطه آثار سینمایی اش تا حدی کمرنگ شد و در این میان برخی از منتقدان فرصت یافتند تا آثار خوب او را نیز به تیغ نقد غیرمنصفانه شان بیازارند.
اما او طی دهه های ۷۰ و ۸۰ به رغم بیماری شدید قلبی و ریوی اش آثار باارزشی چون «شهر فربه» ۱۹۷۲ و «مردی که می خواست سلطان باشد» ۱۹۷۵ را خلق کرد. «جان هیوستن» کارگردانی متفکر و صبور بود. او درباره شیوه کارگردانی خود چنین می نویسد: «بعد از آماده شدن فیلمنامه آنچه بیش از هر چیزی فکر و ذهن مرا مشغول می کند، انتخاب بازیگر است. زمان زیادی صرف آن می شود ولی بهتر از آن است که خود را در دام یک بازیگر نامناسب گرفتار کنم و در تمام طول فیلمبرداری بد و بیراه نثار خود کنم. بزرگترین اشتباه یک کارگردان آن است که بخواهد ذات یک بازیگر را به نفع سوژه فیلم خود تغییر دهد.» این کارگردان بزرگ در طول ۴۶سال زندگی هنری اش بیش از ۴۱ فیلم کارگردانی کرد و در بیش از ۲۰ اثر سینمایی به عنوان بازیگر شرکت داشت. او عاقبت در عصر روز یکشنبه ۲۸ ماه اوت درحالی که به تازگی از بیمارستان مرخص شده بود در خانه ای در جزیره «رود» در سن ۸۱سالگی چشم از جهان فرو بست.
از دیگر آثار این کارگردان بزرگ که بسیاری از ستارگان مشهور آن زمان در آنها شرکت داشتند می توان به «قایق افریکان کوئین»، «کی لارگو»، «ناجورها»، «نشان سرخ دلیری» و... اشاره کرد.
 
 روزنامه شرق
ویرایش وتلخیص:آکاایران

 

 با جدا شدن پدر و مادرش وارد زندگی جدیدی شد که به دو بخش کاملا مجزا تقسیم می شد. بخشی از آن به همراه پدر و در تورهای نمایشی گذشت. بخش دیگر به همراه مادرش در میادین ورزشی طی شد. او که از اوان کودکی با بیماری های مختلفی دست به گریبان بود، در ۱۲سالگی برای معالجه نارسایی قلبی و ناراحتی کلیوی تحت درمان قرار گرفت و شاید به دلیل همین ناراحتی های جسمانی و زندگی پرفراز و نشیب بود که «هیوستن» صاحب اراده و شخصیتی بسیار محکم شد که رد پای آن تا آخرین لحظات زندگی وی دیده می شود.
«جان» پس از بهبودی و ترک بیمارستان برای ادامه تحصیل به مدرسه بازگشت و بلافاصله در تیم بوکس مدرسه ثبت نام کرد و پس از مدتی آنقدر به این ورزش علاقه مند شد که حتی اخراج از دبیرستان نیز خللی در تصمیم او برای بدل شدن به یک بوکسور تمام عیار وارد نکرد و در همان سال موفق شد عنوان بهترین بوکسور مسابقات نیمه حرفه ای کالیفرنیا را از آن خود کند و بدین ترتیب به آرزویی که بر روی تخت بیمارستان در سر خود پرورانده بود جامه عمل پوشاند. او که تحصیلات مقدماتی اش نیمه تمام مانده بود، در این دوران به ادبیات و نقاشی علاقه مند شد و به سر کلاس های نقاشی در لس آنجلس و نیویورک حاضر شد. دو شهری که چندی بعد شاهد اولین بازی های «جان» در صحنه تئاتر بودند.
«جان هیوستن» در ۱۹سالگی راهی مدرسه نظام شد و طی دو سال حضورش در «مکزیکو» اسب سواری را به خوبی فرا گرفت و پس از بازگشت به نیویورک اولین داستان کوتاه خود را در مجله ای که مادرش زمانی در آنجا مشغول به کار بود، به چاپ رسانید و طولی نکشید که به واسطه نفوذ پدرش به عنوان نمایشنامه نویس راهی هالیوود شد و در سال های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ دو نمایشنامه برای فیلم های House Devided A و «نظم و قانون » نوشت که در هر دو آنها پدرش به ایفای نقش پرداخت.
«هیوستن» با این دو نمایشنامه به شهرتی زودهنگام رسید. اما همان طور که در زندگینامه خود زندگی خود را «پرماجرا، پرمخاطره و غیرقابل پیش بینی» توصیف می کند، جریان موفقیت او با یک حادثه ناگوار رانندگی که منجر به مرگ زنی شد، از حرکت ایستاد و با وجود اثبات بی گناهی هالیوود را ترک کرد و یک سالی را در لندن و پاریس گذراند و تا پنج سال بعد به هالیوود بازنگشت. «هیوستن» در سال ۱۹۳۷ در سن ۳۱سالگی به هالیوود بازگشت و چندین سال به فیلمنامه نویسی اشتغال داشت تا اینکه در سال ۱۹۴۱ اولین قرارداد کارگردانی خود را برای فیلم «شاهین مالت» منعقد کرد. فیلمی که هنرپیشگانی بزرگ چون «همفری بوگارت»، «ماری استور»، «سیدنی گرین استریت» و «پیتر لور» در آن شرکت داشتند. «هیوستن» فیلمبرداری پروژه را در عرض هشت هفته به پایان رسانید و ۳۰۰ هزار دلار عایدش شد و این سرآغاز زندگی هنری کارگردانی بود که تا چهار دهه بعد توانست طرفداران و مخاطبان بسیاری را به آثار خود جلب کند. اثر سینمایی بعدی او «گنج های سیرامادرا» به سال ۱۹۴۸ تهیه شد که دو جایزه اسکار بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی را برای «جان هیوستن» به ارمغان آورد. «جنگل آسفالت» در سال ۱۹۵۰ بر روی پرده نقره ای سینما نقش بست که داستانی بی نظیر از جنایت و فساد را به تصویر می کشد. با اینکه بسیاری از کارگردانان معاصر «هیوستن» او را به سطحی نگری در سینما متهم می کردند اما صاحب نظران مطرحی در مقابل وجود داشتند که حتی معمولی ترین آثار «هیوستن» را نیز پر از نکات جذاب و جالب می دانستند. شهرت فراوان «جان هیوستن» در دهه ۶۰ به واسطه آثار سینمایی اش تا حدی کمرنگ شد و در این میان برخی از منتقدان فرصت یافتند تا آثار خوب او را نیز به تیغ نقد غیرمنصفانه شان بیازارند.
اما او طی دهه های ۷۰ و ۸۰ به رغم بیماری شدید قلبی و ریوی اش آثار باارزشی چون «شهر فربه» ۱۹۷۲ و «مردی که می خواست سلطان باشد» ۱۹۷۵ را خلق کرد. «جان هیوستن» کارگردانی متفکر و صبور بود. او درباره شیوه کارگردانی خود چنین می نویسد: «بعد از آماده شدن فیلمنامه آنچه بیش از هر چیزی فکر و ذهن مرا مشغول می کند، انتخاب بازیگر است. زمان زیادی صرف آن می شود ولی بهتر از آن است که خود را در دام یک بازیگر نامناسب گرفتار کنم و در تمام طول فیلمبرداری بد و بیراه نثار خود کنم. بزرگترین اشتباه یک کارگردان آن است که بخواهد ذات یک بازیگر را به نفع سوژه فیلم خود تغییر دهد.» این کارگردان بزرگ در طول ۴۶سال زندگی هنری اش بیش از ۴۱ فیلم کارگردانی کرد و در بیش از ۲۰ اثر سینمایی به عنوان بازیگر شرکت داشت. او عاقبت در عصر روز یکشنبه ۲۸ ماه اوت درحالی که به تازگی از بیمارستان مرخص شده بود در خانه ای در جزیره «رود» در سن ۸۱سالگی چشم از جهان فرو بست.
از دیگر آثار این کارگردان بزرگ که بسیاری از ستارگان مشهور آن زمان در آنها شرکت داشتند می توان به «قایق افریکان کوئین»، «کی لارگو»، «ناجورها»، «نشان سرخ دلیری» و... اشاره کرد.
 
 روزنامه شرق
ویرایش وتلخیص:آکاایران

 

اخبار اکاایران

تبلیغات